دوشنبه , فروردین ۱۸ ۱۳۹۹
نه مثل رود جارى ام

تو آن نگاه خیره اى در انتظار آمدن (شعر)

( اشعار زیبا و خواندنی سید تقی سیدی )

تو آن نگاه خیره اى در انتظار آمدن (شعر)

نه مثل کوه محکمم نه مثل رود جارى ام

نه لایقم به دشمنى نه آن که دوست دارى ام

تو آن نگاه خیره اى در انتظار آمدن

من آن دو پلک خسته که به هم نمى گذارى ام

تو خسته اى و خسته تر منم که هرز مى روم

تو از همه فرارى و من از خودم فرارى ام

زمانه در پى تو بود و لو ندادمت ولى

مرا به بند مى کشد به جرم راز دارى ام

شناختند عامیان من و تو را به این نشان

تو را به صبر کردنت مرا به بى قرارى ام

چقدر غصه مى خورم که هستى و ندارمت

مدام طعنه میزند به بودنم ، ندارى ام

( زمزار )

همچنین ببینید

میلاد حضرت زهرا

(دلنوشته) امشب نشسته ام بنویسم ترانه ها

( دلنوشته ای برای میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها ) امشب نشسته ام بنویسم …