زندگی زیباست

زندگی زیباست (سری ۴۰)

( متن زیبا )

زندگی زیباست (سری ۴۰)

وقتی چیزی را دوست ندارید وخواهان تغییر آن هستید باید هنگام دیدن تصویر آن مورد تصویری را که دوست دارید ببینید نه آن چیزی که باچشم‌ میبینید مثلا شما از ماشینتان راضی نیستید وقتی سوارش میشوید یا نگاهش میکنیدآن ماشینی راکه دوست دارید به چشم ببینید همه جزییاتش را واحساس کنید وبه دنبالش شکر گزاری برای ماشینتان وقتی رانندگی میکنید فرمان ماشین مورد علاقه تان را ببینید نه آن چیزی که در حال حاضر در دستان شماست ترکیب تصویر آن چیزی که دوست دارید همراه با شکر گزاری پیشاپیش برای آن چیز معجزه شگفت انگیز برایتان به  ارمغان می آورد.

*

*

زندگی زیباست

*

*

الفبای زندگی …!

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها

ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم

پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات

ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها

ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها

ج: جسارت برای ادامه زیستن

چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه

ح: حق شناسی برای تزکیه نفس

خ: خودداری برای تمرین استقامت

د: دور اندیشی برای تحول تاریخ

‌ذ: ذکر گویی برای اخلاص عمل

ر: رضایت مندی برای احساس شعف

ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها

ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق درد ها

س: سخاوت برای گشایش کار ها

ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج

ص: صداقت برای بقای دوستی

ض: ضمانت برای پایبندی به عهد

ط: طاقت برای تحمل شکست

ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف

ع: عطوفت برای غنچه نشکفته باورها

غ: غیرت برای بقای انسانیت

ف: فداکاری برای قلب های درد مند

ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل

ک: کرامت برای نگاهی از سر عشق

گ: گذشت برای پالایش احساس

ل: لیاقت برای تحقق امید ها

م: محبت برای نگاه معصوم یک کودک

ن: نکته بینی برای دیدن نادیده ها

و: واقع گرایی برای دستیابی به کنه هستی

ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها

ی: یک رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک

*

*

زندگی زیباست

*

*

گرگی استخوانی در گلویش گیر کرده بود، بدنبال کسی می گشت که آن را در آورد تا به لک لک رسید و از او درخواست کرد تا او را نجات دهد و در مقابل گرگ مزدی به لک لک بدهد. لک لک منقارش را داخل دهان گرگ کرد و استخوان را درآورد و طلب پاداش کرد. گرگ به او گفت همین که سرت را سالم از دهانم بیرون آوردی برات کافی است.

وقتی به فرد نالایقی خدمت می کنی تنها انتظارت این باشد که گزندی از او نبینی

دنیا پر از تباهی است نه بخاطر آدمهای بد بلکه بخاطر سکوت آدمهای خوب.

*

*

زندگی زیباست

*

*

اسفند آمد…

و در جیب هایش…

بوی بهار بود…

و کمی غم… از گذر ناگزیر عمـــر…

در جیب جلیقه اش،حبه قند هایی بود تا کام سال کهنه را شیرین کند…

که نگیرد دلش…از رفتن که سهم همه است…. آدم ها…ماه ها… سال ها…

در جیب کتش کمی شادی بود…

کمی امید…کمی عشق…

آجیل مخلوط هر سال…

اسفند آمد و بر لبانش لبخند‌ گنگی بود…

طفلکی این اسفند را همه بی محلی میکنند…

آنقدر دلش میگیرد که نگـــو…

اما نجابتی ذاتی دارد…

به رویش نمیاورد و فقط لبخنــد میزند و متواضعانه سفره هفت سین میچیند…!

*

*

زندگی زیباست

*

*

 دلم میخواست های من زیادند..

بلندند…

طولانیند…

اما مهمترین دلم میخواست ها اینست که :

انسان باشم.

انسان بمانم .

انسان محشور شوم…

چقدر وقت کم است .

تا وقت دارم باید مهرورزی کنم به همین چند نفر که ازتمام مردم دنیا بامن نفس می کشند.

باید مهر بورزم به همین جغرافیایی که سهم من است از جهان.

وقت کم است بایدخوب باشم .

مهربان باشم.

ودوست بدارم همه زیباییها را ……

میگویند انسانهای خوب به بهشت میروند

 اما من میگویم انسانهای خوب هر کجا باشند آنجا بهشت است …

( زمزار )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.