زندگی زیباست

زندگی زیباست (سری ۵۶)

( متن های زیبا )

زندگی زیباست (سری ۵۶)

امروز هرگاه خواستید کلمه‌ای ناخوشایند به زبان آورید، به کسانی فکر کنید که قادر به تکلم نیستند.

قبل از اینکه بخواهید از مزه غذایتان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که اصلاً چیزی برای خوردن ندارد.

قبل از اینکه از همسرتان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که برای داشتن یک همدم به درگاه خدا زاری میکند.

امروز پیش از آنکه از زندگیتان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که خیلی زودهنگام به بهشت رفته است.

قبل از آنکه از فرزندانتان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که آرزوی بچه دار شدن دارد اما عقیم است.

قبل از آنکه شکایت کنید که چرا کسی خانه‌تان را تمیز نکرده یا جارو نزده، به آدمهایی فکر کنید که مجبورند شب را در خیابانها بخوابند.

پیش از نالیدن از مسافتی که مجبورید رانندگی کنید، به کسی فکر کنید که مجبور است همان مسیر را پیاده طی کند.

و پیش از آنکه از شغلتان خسته شوید و از آن شکایت کنید، به افراد بیکار و ناتوان و کسانی که در آرزوی داشتن شغل شما هستند فکر کنید.

و اما قبل از اینکه به فکرِ گرفتن انگشت اتهام به سوی کسی یا محکوم کردن او بیفتید، بیاد بیاورید که هیچ‌کدام از ما بی‌گناه نیستیم و همه به یک خالق جواب پس می‌دهیم.

و زمانی که افکار ناامید کننده در حال درهم کوبیدن شماست، لبخندی بزنید و خدا را بخاطر زنده بودنتان شکر کنید.

زندگی یک نعمت است، از آن لذت ببرید، آنرا جشن بگیرید و ادامه‌اش دهید

*
*
*
*

حواسمان نیست که چه راحت با حرفی که در هوا رها میکنیم

چگونه یک نفر را به هم میریزیم!

چند نفر را به جان هم می اندازیم!

چه سرخوردگی یا دلخوری هایی به جای میگذاریم!

چقدر زخم میزنیم…!

حواسمان نیست؛ که ما میگوییم  و رد میشویم و میگذاریم به پای رک بودنمان…

اما یکی ممکن است گیر کند!

بین کلمه های ما… بین قضاوتهای ما…

بین برداشت های ما…

دلی که میشکنیم ارزان نیست…

 

*
*
*
*

 

ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺣﺴﺎﺩﺕ ﻧﮑﻦ برای ﻧﻌﻤﺘﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﺍوند ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩﻩ است؛

زﯾﺮﺍ ﺗﻮ نمی‌دانی ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ

و ﻏﻤﮕﯿﻦ نباش ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮔﺮﻓﺖ…

ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻮ ﻧﻤﯽ‌ﺩﺍﻧﯽ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻋﻮﺽِ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ،

پس سعی کن ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺎﮐﺮ باشی…

ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﻪ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﺛﺮﻭﺗﺖ ﮔﺮﻓﺘﻰ پول‌هایت ﺭﺍ ﻧﺸﻤﺎﺭ…

ﮐﺎﻓﯽ ﺍﺳﺖ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﻜﻰ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪ‌ﺍﺕ ﺑﺮﯾﺰﯼ…

ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺁﻧﺮﺍ ﭘﺎﮎ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺛﺮﻭﺕ ﺗﻮﺳﺖ

 

*
*
*
*

 

بگذارید چیزی به شما بگویم. عصبانی بودنِ شما از دیگران آنها را تغییر نمی دهد. خودتان را تغییر می دهد. زندگی شما را مسموم و نابود می کند. می گویید: من که آنها را نمی بخشم!

اما خدا می گوید اگر به روش او رفتار کنید، خدا خودش حامی و محافظتان می شود. خب شما عدالت خودتان را می خواهید یا عدالت الهی را؟

دایم می گویید احساس عصبانیت و فلان و بهمان دارم…

آنقدر با خدا باشید و دعا کنید تا اینکه بتوانید احساساتتان را کنترل کنید. شما فراتر از احساسات هستید. اینکه چیزی را احساس کنید دلیل نمی شود که همانطور باشید و رفتار کنید.

 

*
*
*
*

 

احساس خوب داشتن کار ساده ای ست وقتی:

کمی راضی‌تر باشی، کمی سپاس‌گزارتر!!!

کافی است با قامتی استوارت گام برداری سرزنده‌تر باشی!!

کافی است از همین حالا شکایت کردن از دوست، همسر، همسایه، رئیس و.. را متوقف نمایی!

کافی است فقط به رویایت به آنچه که می‌خواهی، وفادارتر باشی

کافی است با آرزویت همراه شوی

حتی کافی است کمی وانمود کنی اکنون همان چیزی هستی که دوست داری باشی!!

این قدرتمندترین پیام من به تو است!!

*

*

*

*

برای خداوند فرقی ندارد که ؛ تو برایش نماز بخوانی یا نه

برایش روزه بگیری یا نه فرقی ندارد چقدر برای عزیزانش ضجه زده باشی

اما اینها برای من و تو فرق میکند…

و این فرق زمانی شروع شد که من و تو بر سر خدایمان جدل کردیم ، من گفتم من با ایمان ترم و تو گفتی من!

و فراموش کردیم که خدای هر دویمان یکی ست فقط راه اتصالمان به او فرق دارد.

به راه های اتصالی یکدیگر به خدا دست نزنیم

اجازه بدهیم هر کس به گونه ی خودش به خدایش وصل شود نه به شیوه ما

خداوند عارف عاشق می خواهد نه مشتری بهشت…

*
*
*
*

ما به اشتباه اینگونه می‌اندیشیم:

– درسم تمام شود راحت شوم

– غذایم را بپزم راحت شوم

– اتاقم را تمیز کنم راحت شوم

– بالاخره رسیدم، راحت شدم

– اوه چه پروژه‌ای، تمام شود راحت شوم

تمام شود که چه شود؟

مادامی که زنده هستیم و زندگی میکنیم هیچ فعالیتی تمام شدنی نیست بلکه آغاز فعالیتی دیگر است

پس چه بهتر که در حین انجام دادن هر کاری لذت بردن را فراموش نکنیم نه مانند یک ربات فقط به انجام دادن بپردازیم به تمام شدن و فارغ شدن…

لذت باعث قدرتمند شدن میشود و به طرز باور نکردنی باعث بالا رفتن اعتماد به نفس می‌گردد…

توانایی لذت بردن، یک مهارت و یکی از اهداف مهم زندگی است.

*
*
*
*

قیصر امین پور چه زیبا گفت :

مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺐ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ کلمه ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ :

“ببخشید”

ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻋﻤﺮﯼ ﺭﺍ ﻫﺪﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺎﺯﻫﻢ ﮔﻔﺖ:

” ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﯿﮑﻨﻢ “

مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻏﺮﻭﺭ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﺮﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ی ” ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ” ﻏﺮﻭﺭ له ﺷﺪﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﺰﻧﯽ !!؟؟

مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﺯﻭﺩ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﺑﮕﻮﺋﯽ ” ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ “

با ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ : ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩ؟

چه ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺨﺸﯿﺪ؟

گاهی ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﯿﺴﺖ ….

کاری ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻣﺮﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﺑﺎﺷﺪ، نیست.

گذﺷﺖ ﻫﻢ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ، ﻭﻗﺘﯽ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﻢ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻫﻮﯾﺖ ﻭ

ﺷﺨﺼﯿﺖ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ….

انتظار ﺑﺨﺸﺶ ﻫﻢ ﻧﺎﺑﺠﺎﺳﺖ ….

شخصیت ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺑﻪ ﺁﺷﻮﺏ ﮐﺸﯿﺪﯼ ، ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺁﺭﺍﻡ نمی ﺷﻮﺩ …

آدمها را بفهمید، دل،آلزایمر نمی گیرد…

*

*

*

*

اگر تغییر نکنیم ، حذف می‌شویم

برای جلوگیری از حذف شدن در بازی زندگی ، باید تغییراتی را در خودمان و زندگی‌مان به وجود آوریم.

 کلیدهای این تغییر عبارتند از :

کلید اول: خواستن

کلید دوم: خالی کردن ذهن از

تعصب‌ها

کلید سوم: باور مثبت نسبت به خود

کلید چهارم: عمل کردن

به یاد داشته باشیم که

 عظمت زندگی تنها به علم نیست، بلکه تلفیقی از علم و عمل است.

*
*
*
*

ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﺸﺖ « ﺳﻨﺪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ » ﺩﺭﺝ ﺷﻮﺩ !

ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﺗﺠﺎﺭﺕ ﻣﻬﺮﯾﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺧﺪﻣﺎﺕ سالن پذیرایی و  ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ

ﺁﺷﭙﺰﺧﺎﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ…

ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺧﯿﺎﻻﺕ ﻭ ﺗﻮﻫﻤﺎﺕ ﻣﺠﺮﺩﯼ ﻧﯿﺴﺖ.

ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻧﻮﺍﻗﺺ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﻭ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻫﺎﯼ ﺭﻭﺍﻧﯽ

ﻧﯿﺴﺖ…

ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺳﻄﺤﯽ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻧﯿﺴﺖ !

ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﻋﻼﻗﻪ ﮐﻢ ﮐﻢ ﺧﻮﺩﺵ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﺸﻪ ﻧﯿﺴﺖ…

ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﺁﺷﻨﺎﯾﯽ ﻭ ﺳﯽ ﺳﺎﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮﮎ نیست

ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﺑﺎ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﻔﯿﺪ ﺭﻓﺘﻦ ﻭ ﺑﺎ ﮐﻔﻦ ﺳﻔﯿﺪ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ

ﻧﯿﺴﺖ…

ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ” ﻭﻇﯿﻔﻪ ﺷﻪ ” ﻧﯿﺴﺖ !

ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﭼﻮﻥ ﻣﻦ ﻣﯿﮕﻢ ﻧﯿﺴﺖ…

ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﯼ ﻭ ﺳﻨﺖ ﺍﻧﺪﯾﺸﯽ ﻧﯿﺴﺖ !

ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺎﻩ ۳ ﻣﯿﻠﯿﻮﻧﯽ , ﮔﻞ ﺁﺭﺍﯾﯽ ۵ﻣﯿﻠﯿﻮﻧﯽ ,

ﻣﺮﺍﺳﻢ ۱۰۰ ﻣﯿﻠﯿﻮﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ…

ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﺗﻌﻬﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮ ﻧﯿﺴﺖ !

ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻧﯿﺴﺖ…

 « ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ »

ﯾﻌﻨﯽ : ﺻﺪﺍﻗﺖ ، ﺷﻨﺎﺧﺖ ، ﺁﺯﺍﺩﯼ , ﺁﮔﺎﻫﯽ ,

ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻭ ﺍﻧﻌﻄﺎﻑ، ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﻲ ﺻﺤﻴﺢ

یعنی ﻋﺸﻖ ﺑﻲ ﺍﻧﺘﻬﺎ…

« ازدواج » ﻳﻌﻨﻲ : ﺯﻧﺪﮔﻲ

ﻓﻘﻂ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﻴﺎﻧﺖ،

ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻘ ﻠﻴﺪ ﺍﺯ ﺍﻓﻜﺎﺭ ﺑﺪ !!!!

« اﺯﺩﻭﺍﺝ »

ﯾﻌﻨﯽ : ﺁﺯﺍﺩﺍﻧﻪ « ﻋﺎﺷﻖ » ﺑﺎﺷﯽ….

*
*
*
*

امید یعنی بدانی تا هستی، می‌توانی تغییر کنی و دنیا را تغییر بدهی. امید یعنی بدانی خداوند دوستت دارد و اگر به تو زمان داده است، معنی‌اش این است که در این فرصت می شود کارهایی کرد.

امید یعنی همیشه بخشش خداوند را از اشتباه خود بزرگتر بدانیم. امید یعنی  اگر دانۀ زندگی صدبار از دستمان رها شد، باز هم برای برداشتن و به مقصد رساندن آن، به ابتدا برگردیم؛ این بار محکمتر گام برداریم.

 همیشه امیدوار و قوی باش

*
*
*
*

حصاری داریم به نامِ سِن …

از این عدد ناچیز برای خودمان دیوار چین ساخته ایم

چه فرقی میکند چند باشد؟

۱۸٬۲۱٬۲۹… و یا حتی ۸۳ و بیشتر…

در هر سِنی میتوانی عاشق شوی

عاشق چیزهای خوب، مثل رنگ‌های مداد رنگی

دنباله‌های بادبادک،‌ عروسکها و ماشین‌های کوچکی که زمانی شاید هم قَد و اندازه خودت بودند و حالا…

در هر سنی میتوانی پُفک بخوری و آخرسر انگشتانت را با لذت لیس بزنی، میتوانی بجای اینکه فقط

 نیمکت‌های پارک را حق خودت بدانی مانند ۷-۸ سالگی‌ات تاپ سوار شوی و تاپ تاپ عباسی بخوانی

میتوانی قبل از خواب ستاره‌ها یا حتی گوسفندها را بشماری

نگرانِ چه هستی؟ ! مَـــــردُم؟!؟

بگذار دیوانه خطابت کنند

اما تو زندانیِ یک عدد نباش

بگذار بین تمامِ ناباوری‌ها، دروغ‌ها، تنهایی‌ها و

آلودگی‌های این شهر لحظاتی مانند کودکی‌ات بخندی

تو هنوز همانی چیزی جز یک سِن در تو تغییر نکرده

فقط چند سال بیشتر اسیرِ زندگی شده‌ای

هیچوقت دیر نیست

برای “یک لبخند”

برای “یک عشق”

خودت را اسیر یک عدد نکن …

( زمزار )