شکست عهد من و گفت هرچه بود گذشت

(شعر) شکست عهد من و گفت: هرچه بود گذشت !

( دلنوشته های زیبا و عاشقانه )

شکست عهد من … دکتر ایرج دهقان

شکست عهد من و گفت: هرچه بود گذشت !
بگریه گفتمش: آری ، ولی چه زود گذشت !

بهار بود و تو بودیّ و عشق بود و امید
بهار رفت و تو رفتیّ و هرچه بود گذشت

شبی به عمر ، گرم خوش گذشت آن شب بود
که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت

چه خاطرات خوشی در دلم بجای گذاشت ،
شبی که با تو مرا در کنار رود گذشت !

گشود بس گره آن شب از کار بسته ی ما
صبا چو از برِ آن زلف مشک سود گذشت

مراست عکس تو یادآور سفر ، آری
چسان توانم ازین طرفه یادبود گذشت

غمین مباش و میندیش ازین سفر که ترا ،
اگر چه بر دل نازک غمی فزود گذشت

( زمزار )

همچنین ببینید

خدا رفیق واقعی ما

(شعر) ای وای بر تو دیدی، پیمان خود شکستی

( شعر و پند ) برای دوست واقعی ، خدا … شعر از غلامرضا سازگار …