شنبه , فروردین ۱۶ ۱۳۹۹
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند، نشد

(دلنوشته) که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

( شعر کوتاه و دلنوشته زیبا )

نشــــد!  … شعر از فاضل نظری

به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند، نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند، نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!

*

*

عاشقانه

( زمزار )

همچنین ببینید

میلاد حضرت زهرا

(دلنوشته) امشب نشسته ام بنویسم ترانه ها

( دلنوشته ای برای میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها ) امشب نشسته ام بنویسم …