یکشنبه , آذر ۹ ۱۳۹۹
غم

(شعر) چند رنجانی نگارا این دل مشتاق را

( غزلیات عاشقانه )

چند رنجانی نگارا این دل مشتاق را … سنایی غزنوی

چند رنجانی نگارا این دل مشتاق را

یا سلامت خود مسلم نیست مر عشاق را

هر کرا با عشق خوبان اتفاق آمد پدید

مشتری گردد همیشه محنت مخراق را

زآنکه چون سلطان عشق اندر دل ماوا گرفت

محو گرداند ز مردم عادت و اخلاق را

هر که بی اوصاف شد از عشق آن بت برخورد

کان صنم طاقست اندر حسن و خواهد طاق را

ذره‌ای از حسن او در مصر اگر پیدا شدی

دل ربودی یوسف یعقوب بن اسحاق را

گر سر مژگان زند بر هم به عمدا آن نگار

پیکران بی جان کند مر دیلم و قفچاق را

هر که روی او بدید از جان و دل درویش شد

زر سگالی کس ندید آن شهرهٔ آفاق را

*

*

عکس نوشته های ناب عاشقانه

( زمزار )

پیشنهاد شده برای شما:
از چــه بر این دل بیچاره چنیـن تاخته ای (الیار)

همچنین ببینید

بوم زندگی

(دلنوشته) بر روی بوم زندگی، هر چیز میخواهی بکش

( دلنوشته زیبا ) بوم زندگی … شعر از مهدی جوینی آزاد شو از بند …