سه شنبه , بهمن ۷ ۱۳۹۹
شعر امام زمانی

(شعر) آفتاب دل من، چهره برون آر و بتاب

( دلنوشته های انتظار برای امام زمان عج )

آفتاب سبز زمین … شعر از محمود تاری (یاسر)

هر نفس آینه روی تو را می طلبم

از گلستان جهان بوی تو را می طلبم

ای بهشت همه دلهای خداجوی بیا

عطر گلچهره مینوی تو را می طلبم

گیسوانت شب یلدا و رخت ماه تمام

ماه در ظلمت گیسوی تو را می طلبم

دشت در دشت بدیدار تو مشتاق شدم

کو به کو ناله کنان کوی تو را می طلبم

افق صبح دل افروز تو را خواهانم

آفتاب رخ نیکوی تو را می طلبم

زمزم اشک تو و زمزمه یارب تو

ذکر روشنگر یاهوی تو را می طلبم

بی خبر از توام ای عشق کجا منزل توست

هر قدم جاده رهپوی تو را می طلبم

گلشن خاطره ام تا که نگردد پاییز

دفتر سبز ثناگوی تو را می طلبم

آفتاب دل من چهره برون آر و بتاب

«یاسرم» سایه دلجوی تو را می طلبم

*

*

( زمزار )

پیشنهاد شده برای شما:
هر که چون من از دیار و یار خود ماند جدا...(پارسا تویسرکانی)

همچنین ببینید

امام زمانی

(دلنوشته) تمام گریه من، نذر اینکه بازآیی

( شعر انتظار – دلنوشته ای برای امام زمان عج ) ترانه انتظار … شعر …