دوشنبه , دی ۲۹ ۱۳۹۹
یا مهدی ادرکنی

(دلنوشته) چون بی قرار تو شدم، آمد سکینه

( شعر برای امام زمان عج )

کمینه … شعر از سیدمحمد حکاک

عمری است تا آکنده ام از مهر، سینه

پالوده ام این دشت را از تخم کینه

بازار ناپاکی شکستی سخت برداشت

تا پایه شوق تو محکم شد به سینه

آراستم با جامه عشق تو دل را

پیراستم از جامه های وصله پینه

بدگوهری ها را پراکندیم از دل

از گوهر عشق تو پر شد این خزینه

هر اضطرابی را زلوح دل ستردم

چون بی قرار تو شدم، آمد سکینه

جز جان و دل چیزی به پای تو نریزم

شرمنده ام این است در دست کمینه

*

*

یا مهدی ادرکنی

( زمزار )

پیشنهاد شده برای شما:
عالم به ماتم تو، حسینیۀ غم است (دلنوشته)

همچنین ببینید

امام زمانی

(شعر) قرار خاطر محزون بی قرار بیا!

( دلنوشته های انتظار ) ابر فیض … شعر از محمود شاهرخى شکفت غنچه و …