شعر های عاشقانه و احساسی

شعر های عاشقانه و احساسی

جدیدترین شعر های عاشقانه و احساسی؛

چه زود میگذرد لحظه هایمان با هم
دقیقه های خوش و آشناییمان با هم
تو رفتی و من این را به چشم خود دیدم
میان فاصله ی ردپایمان با هم
تمام فکر مرا این سوال پر میکند که آیا
مگر فرق میکند خدایمان با هم ؟
قبول کن پس از آن روز و آخرین دیدار
کمی عوض شده حال و هوایمان با هم
برای اینکه بفهمی چه میکشم ای کاش
عوض شود دو سه ثانیه جایمان با هم

free2 شعر های عاشقانه و احساسی

غمگینم همانندِ کارگر خسته بعد از کار
بیگناه آویخته شده به دار
پرنده که شده از قفس بیزار
مادر منتظر شب بیدار
همانند آخرین فریاد بیمار
دایره یه مصلوب شده به دیوار
معشوق چشم دوخته به آخرین دیدار
همانند تراژدی دوست دارم دیوانه وار
غمگینم همانند کودکی که به پایش رفته خار
غریبه به پشت بسته کوله بار
خیانت دیده برای سومین بار
همانند معصومی که مانده زیر آوارfree2 شعر های عاشقانه و احساسی

پشت هر پنجره دیوار ، دلت می آید ؟
من و تنهایی و تکرار ، دلت می آید ؟
تو فقط سعی بر آنی که مسافر باشی
چشم من در پی اصرار ، دلت می آید ؟
من کمی تلخ مرا خط بزن از زندگی ات
جای من فاصله بگذار ، دلت می آید ؟
من کمی تلخ ، کمی شاعر عاشق پیشه
بر من این تلخی بسیار دلت می آید ؟
آه سخت است مخواه اینکه بگویم که برو
که خداوند نگهدار ، دلت می آید ؟
پشت هر پنجره لبخند و غزل زیبا نیست ؟
پشت هر پنجره ، دیوار ، دلت می آید ؟

free2 شعر های عاشقانه و احساسی

دلم می خواهد نامت را صدا کنم !
یک طور دیگر!
جوری که هیچ کس صدایت نکرده باشد !
یک طور که هیچ کس را صدا نکرده باشم !
دلم می خواهد نامت را صدا کنم !
یک طور که دلت قرص شود که من هستم ,
یک طور که دلم قرص شود که با بودن من ، تو هم هستی …!

free2 شعر های عاشقانه و احساسی

غم نگاه آخرت تو لحظه ی خدافظی
گریه ی بی وقفه ی من تو اون روزای کاغذی
قول داده بودیم ما به هم که تن ندیم به روزگار
چه بی دووم بود قولمون جدا.شدیم آخرکار
تو حسرت نبودنت من با خیالتم.خوشم
با رفتنم از این دیار آرزوهامو میکشم
کوله بارم پره حسرت ، تو.دلم یه دنیا درده
مثل آواره ای تنهام ، تو خیابونی که سرده
تا خیالت به سرم میزنه گریم میگیره
آروم آروم دل تنگم داره بی تو میمیره
free2 شعر های عاشقانه و احساسی
ای کاش تا ابد تو بخوانی برای من
بی تو که نیست نام و نشانی برای من
هر چند با من از همه چیز اوفتاده ای
اما بدان تمام جهانی برای من
آنقدر دوست داشتنی هستی ای عزیز
با این همه خطا نگرانی برای من
با بودن تو ترس ندارم ز بی کسی
کافیست تو فقط تو بمانی برای من !free2 شعر های عاشقانه و احساسی

بی هیچ صدائی می آیند
زمانی که نمی دانی
در دلت یک مزرعه آرزو می کارند و…
بی هیج نشانی از دلت می گریزند
تا تمام چیزی که به یاد می آوری
حسرتی باشد به درازای زندگی
چه قدر بی رحمند رویاهـا …

free2 شعر های عاشقانه و احساسی

خدا خواست اینقَدر تنها نباشم
گل باغ بی برگ و بارم تو باشی
شنیدم که می آید از سمت باران
بهاری که امیدوارم تو باشی
چه می شد اگر روزگارم تو باشی ؟
بهارم تو باشی خزانم تو باشی
فقط یک هوس دارم اینکه همیشه
به هرجا که پا میگذارم تو باشی
کمی کودکانه اما نمی شد
که اسب تو باشم سوارم تو باشی
صدا کن که در حجم این بی کسی ها
کنار تو باشم کنارم تو باشی
تو باشی ، بعد تو دنیا نباشد
تو باشی ، شب و روزم تو باشی
خدا خواست چشمم به راه تو باشد
که مهتاب شبهای تارم تو باشی
free2 شعر های عاشقانه و احساسی
باید فراموشت کنم چندیست تمرین می کنم
من می توانم ، می شود ، آرام تلقین می کنم
با عکسهای دیگری تا صبح صحبت می کنم
با آن اتاق خویش را بیهوده تزیین می کنم
سخت است اما می شود در نقش یک عاقل روم
شب نه دعایت می کنم نه صبح نفرین می کنم
حالم نه اصلا خوب نیست تا بعد بهتر می شود
فکری برای این دل تنهای غمگین می کنم
من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی همین
خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم
از جنب وجوش افتاده ام ، دیگر نمی گویم به خود
وقتی عروسی می کند ، این می کنم آن می کنم
خوابم نمی آید ولی از ترس بیداری به زور
با لطف قرص قد نقل ، یک خواب رنگین می کنم
این درد زرد بی کسی بر شانه جا خوش کرده است
از روی عادت دوستی با بار سنگین می کنم
هر چه دعا کردم نشد شاید کسی آمین نگفت
حالا تقاضای دلی سرشار از آمین می کنم
یا می برم ، یا باز هم نقش شکستی تلخ را
در خاطرات تلخ خود با رنج آذین می کنم
حالا نه تو مال منی نه خواستی سهمت شوم
این مشکل من بود و هست ، در عشق گلچین می کنم
کم کم ز یادم می روی این روزگار و رسم اوست
این جمله را با تلخی اش صد بار تضمین می کنم
free2 شعر های عاشقانه و احساسی
هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق
هم دعا کن گره تازه نیافزاید عشق
قایقی در طلب موج به دریا پیوست
باید از مرگ نترسید ، اگر باید عشق
عاقبت راز دلم را به لبانش گفتم
شاید این بوسه به نفرت برسد ، شاید عشق
شمع روشن شد و پروانه در آتش گل کرد
می توان سوخت اگر امر.بفرماید عشق
پیله رنج من ، ابریشم پیراهن شد
شمع حق داشت ، به پروانه نمی آید.عشق !

free2 شعر های عاشقانه و احساسی

رفتیم و کس نگفت ز یاران که یار کو ؟
آن رفته ی شکسته دل بی قرار کو ؟
چون روزگار غم که رود رفته ایم و یار
حق بود اگر نگفت که آن روزگار کو ؟
چون میروم به بستر خود می کشد خروش
هر ذره‌ی تنم به نیازی که یار کو ؟
آرید خنجری که مرا سینه خسته شد
از بس که دل تپید که راه فرار کو ؟
آن شعله ی نگاه پر از آرزو چه شد ؟
وان بوسه های گرم فزون از شمار کو ؟
آن سینه ای که جای سرم بود از چه نیست ؟
آن دست شوق و آن نَفَس پُر شرار کو ؟
رو کرد نو بهار و به هر جا گلی شکفت
در من دلی که بشکفد از نوبهار کو ؟
گفتی که اختیار کنم ترک یاد او
خوش گفته ای ولیک بگو اختیار کو ؟
free2 شعر های عاشقانه و احساسی
دردناک است که عاشق به مرادش نرسد
در پی یار شود پیر و به یارش نرسد
روز و شب منتظر لحظه ی موعود شود
دلخراش است که آخر به مرادش نرسد
در میان همه گل ها ، گل دلخواه خودش
خود بکارد ولی آخر به گلابش نرسد
جان گداز است که شب تا به سحر گریه کند
چه الیم است که معشوق به دادش نرسد
گریه دار است چو بینی دل عاشق خون است
خون به چشمش برسد هرکه به یارش نرسد
free2 شعر های عاشقانه و احساسی

مثه اون موج صبوری که وفا داره به دریا
تو خوبی مثل حقیقت ، مهربونی مثه رویا
چه قدر تازه و پاکی مثه یاسای تو باغچه
مثه اون دیوان حافظ که نشسته لب طاقچه
تو مثه اون گل سرخی که گذاشتم لای دفتر
مثه اون حرفی که ناگفته میمونه دم آخر
تو مثه بارون عشقی روی تنهایی شاعر
تو همون آبی که رسمه بریزن پشت مسافر
مثه برق دوتا چشمی توی یک قاب شکسته
مثه پرواز واسه قلبی که یکی بالاشو بسته
مثه اون مهمون خوبی که میاد آخر هفته
چشمه ی چشمای نازت مثه اشک من زلاله
مثه زندگی رو ابرا بودنت با من محاله
مثه یه رویای پاکی دیدنت تو خواب محاله
free2 شعر های عاشقانه و احساسی

ای کاش احساسم گلی می بود ، میریخت عطرش را به دامانت
یا مثل یک پروانه پر میزد ، رقصان به.روی طاق ایوانت
ای کاش احساسم کبوتر بود ، بر بام قلبت آشیان میکرد
از دست تو یک دانه برمیچید ، عشقی به قلبت.میهمان میکرد
ای کاش احساسم درختی بود ، تو در پناه سایه اش بودی
یا مثل شمعی در شبت میسوخت ، تو مست در.میخانه اش بودی
ای کاش احساسم صدایی داشت ، از حال و روزش با تو دم میزد
مثل هزاران دانه برفی ، سرما به جان دشت غم میزد
ای کاش احساسم هویدا بود ، در بستر قلبم.نمی آسود
یا در سیاهی دو چشمانم ، خاموش نمیگشت و نمی آلود
ای کاش احساسم قلم میگشت ، تا در نهایت جمله ای میشد
یعنی که “دوستت دارمی” می گشت ، تا معنی احساس من میشد !

free2 شعر های عاشقانه و احساسی

بگذار که از درد تو بیمار بمیرم
از آتش دل سوزم و تبدار بمیرم
بر گردنم آن زلف سیه حلقه کن ای سرو
در پای تو خواهم به سر دار بمیرم
بگذر نفسی از بر بالینم و بگذار
از تاب و تب لحظه ی دیدار بمیرم
چون سایه ات ای گل ز سرم رفت عجب نیست
از جور خس و سرزنش خار بمیرم
سهل است ز تیر نگهت مردنم اما
ترسم نزنی بر دل و دشوار بمیرم
مستم کن از آن لعل می آلوده که حیف است
می باشد و من پیش تو هشیار بمیرم
تا چند ز بی مهریت ای مادر ایام
یک بار شوم زاده و صد بار بمیرم
اغیار پی زندگی از مرگ گریزان
من زنده که در رهگذر یار بمیرم
ای پرده نشین پرده ز رخ بفکن و برخیز
مگذار که در پرده ی پندار بمیرم
گر دیدن رخسار تو ای ماه گناه است
بگذار نگه کرده گنهکار بمیرم
تا چند صبا در پی عمرم بدوانی
بگذر ز من خسته و بگذار بمیرم

————–

(پاتوق)

مجله تفریحی زمزار