متن عاشقانه

پروانه برای اینکه نسوزد شمع را فوت کرد

جمله های کوتاه و خواندنی جدید بسیار جالب؛

چه کسی گفته است که دو خط موازی به یکدیگر نمی رسند؟ مگر آخرش را دیده است ؟
::
::

پروانه برای اینکه نسوزد شمع را فوت کرد.
::
::
شطرنج فقط دو اسب دارد تا در پایان فقط شاه و وزیر بگریزند !
::
::
برای آنکه نفهمد که نمی فهمد، خودش را به نفهمی زد
::
::
غنچه ای که شکوفا نمی شود ، بهار را در خود احتکار کرده است
::
::
یکی حواسشو جمع میکنه میبره جای دیگه پهن می کنه
::
::
عده ای قانون را پیاده میکنند که خود سوار شوند.
::
::
دکتر عاشق ، قرص ماه را به سیاهی شب تجویز کرد.
::
::
سیب زمینی خاکی ترینِ میوه هاست.
::
::
سرفه های آدم دلشکسته ، صدای خرده شیشه می دهد.
::
::
برای اینکه پیر نشوی ، ساعتت را از کار بینداز.
::
::
کفشم را در نمی آورم چون می ترسم کسی پا توی کفشم کند.
::
::
بعضی ها با هم جفتند ولی جور نیستند !
::
::
خیلی از موشها حتی به گربه ها هم محل سگ هم نمی گذارند.
::
::
خروپف همان پر حرفی کردن در خواب است !
::
::
وقتی کاری از دست شما ساخته نیست ، از پاهاتون کمک بگیرید.
::
::
سعی کن مثل برق زندگی کنی، چون عمر مثل باد می گذرد.
::
::
درخت باردار با خوردن سنگ ، فارغ شد.
::
::
بعضی از آدمها قبل از اتمام تاریخ مصرفشان فاسد میشوند.
::
::
من سیگار را آتش میزنم و سیگار هم به تلافی ، سلامتی ام را …
::
::
خشکسالی به ابرها قرص ضد بار داری هدیه داد.
::
::
برای جلو گیری از مسمومیت فکر ، افکارش را سمپاشی کرد.
::
::
خیلی ها از گرسنگی فقط حرص میخورند.
::
::
خیلی از معتادها تابلو هستند اما ارزش هنری ندارند.
::
::
از بیم طلوع خورشید موهای شب یک پارچه سفید شد.
::
::
با مرگ مغزی افکارش یتیم شد.
::
::
قرص ماه ، مسکن عشاق است.
::
::
باد خیال ، حواسم را ربود.
::
::
نیمه پر لیوان را دیدم ، خالی خالی بود !
::
::
شیر باغ وحش چکه می کرد !
::
::
ای کاش شطرنج تنها یک شاه داشت ، آنوقت این همه سرباز نابود نمی شد.
::
::
دلیرترین مردها ، عاشق ترین آنانند.
::
::
کرم شب تاب ، چراغ قوه حیوانات است.
::
::
وقتی گفتم حرف دلت را بزن ، گفت گرسنه ام.
::
::
آدمهای بی بته، چهارشنبه سوری را دوست ندارند.
::
::
با کیش چشمانت ، دلم پرید !
::
::
در شهر کورها ، زیبایی تنها یک واژه است !
::
::
زن ، آدم نیست ؛ حواست !
::
::
بعضی ها خوب حرف می زنند و بعضی ها حرفِ خوب می زنند.
::
::
برای اینکه سر بسته حرف بزنم ، سرم را دستمال بستم.
::
::
گدای فرزانه ای گفته است : گدایی کن تا محتاج دیگران نشوی.
::
::
تصمیم داشت با یک گل به خواستگاری دختر مربی فوتبال برود.
::
::
ای کاش در بیشه زار مژگانت ، غزال نگاهت را دزدانه می پاییدم.
::
::
راستش را بخواهید بهتر است راستش را نخواهید…
چون معمولا راستش را نمی شنوید !

——————

(پاتوق)

مجله تفریحی زمزار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *