گذشتم از گذشته ام

گذشتم از گذشته ام …

مجموعه جدید اس ام اس های و متن های کوتاه عاشقانه

گذشتم از گذشته ام …
از تمام خاطرات تلخ و شیرینش
از همه چیز گذشتم …
اما از تو نخواهم گذشت … تویی که در گذشته ام گم شدی … تویی که حال مرا ساختی و تویی که آینده ام را می سازی …
از تو نخواهم گذشت!
::
::

معلم ورقه ها را داد: همه مرا مسخره کردند اما باور کن درست نوشته بودم…
گفته بود جای خالی را با کلمه مناسب پر کنید و من همه را نوشتم “تـــــــو”
مگر نه اینکه این جای خالی ها را فقط تو پر میکنی؟

::
::

یک روز بی هوا بیا!
اینجا همه هوای بودن توست…
::
::
غرورت را زیر پا بگذار … تا من برایت دنیا را زیر پا بگذارم…
::
::
برای همه خوب باش
اونکه فهمید همیشه کنارته و بیادت …
اونکه نفهمید یه روز میفهمه که دیره و فقط دلش برای خوبیات تنگ میشه…
::
::
من ایما و اشاره نمی دانم…
باید تمام قد روبرویم بایستی و بگویی دوستت دارم…
::
::
خنده هایت تعادل هر دلی را بر هم می زند ، اما تو بخند … همین مرا کافی است !
::
::
دلم یه چیزی میخواد …
یه چیز شیرین
یه چیز شبیه با هم بودن !
::
::
چه لذتی بالاتر از اینکه اسمت قسـم راست یک نفر باشد …
::
::
بعضی‌ها دور عشق را خط می کشند
و بعضی روی آن را
بعضی‌ها به پای هم پیر می‌شوند
و بعضی ها به دست هم …
و بعضی‌ها با هم جورند ولی جفت نیستند !
سهراب گل هاشم
::
::
حس اسارت ؛ در اسارت دستهای توست …
دلم حبس ابد میخواهد !
::
::
هرکس جای من بود می برید !
اما من هنوز می دوزم …
تو را به خودم ، خودم را به امید !
::
::
دختر ۵ ساله‌ای از برادرش پرسید : معنی عشق چیست ؟
برادرش جواب داد : عشق یعنی تو هر روز شکلات من رو از کوله پشتی مدرسه ام بر میداری و من هر روز باز هم شکلاتم رو همان جا میگذارم …
::
::
همیشه اولین کسی که در لحظه ی باز کردن چشم بعد از خوابی طولانی به ذهنتون خطور می کنه :
یا دلیل خوشبختی شماست یا درد و رنج شما …
::
::
شاید دست ها قوی تر باشند … ولی همیشه لب ها حرف اول را میزنند برای ابراز احساسات …
::
::
یک عمر با نگاهم گفتم دوستت دارم اما گوش نمیکردند چشمانت …
::
::
گاهی به خاطرش ماندن را تحمل کن …
رفتن از دست “همه” برمی آید !
::
::
احتیاجی به تسبیح نیست …
دستانت را که به من بدهی، با انگشتانت ذکر دوست داشتن سر میدهم … !
::
::
عشق ورزیدن یعنی رنج کشیدن و عشق نورزیدن نیز یعنی رنج کشیدن …
::
::
آنکس که در را محکم می کوبد یقینا آشناست …
آنکس که در را آهسته می کوبد ، قصد آشنایی دارد …
اما آنکس که پشت در نشسته ، از همه عاشق تر است …
::
::
تو که با آمدنت هیچ چیز برایم نیاوردی
نه آرامش ، نه امید به آینده
نه …
پس چطور با رفتنت تمام اینها را بردی ؟
::
::
هرکسی می تواند دل کس دیگری را بشکند !
اما …
این دل بدست آوردن است که کار هر کسی نیست … !
::
::
شرط عشق آن است که دلت آغوش بخواهد نه جسمت …
::
::
می خواهم یک دنیا بنویسم !
می نویسم : “تو”
::
::
روزگاری که به هم نزدیکیم چه بهایی دارد ؟.
من مثل بادکنکی به دست کودکی ، هرجا می روی با یک نخ به تو وصلم …
نخ را قطع کنی ، میروم پیش خدا …
::
::
نگاه میکند و نگاهش میکنم …
آه میکشد و آه میکشم …
میخندد و میخندم …
میگرید و میمیرم …
::
::
آنقدر دوستت دارم که هرچه بخواهی همان را بخواهم …
اگر بروی شادم اگر بمانی شادتر !
تو را شاد تر می خواهم ، با من یا بی من !
بی من اما شادتر اگر باش کمی – فقط کمی – ناشادم …
و این همان عشق است ، عشق همین تفاوت است !
همین تفاوت که به مویی بسته است و چه بهتر که به موی تو بسته باشد …
.
کاش می دانستم ، حس دلتنگیه هر روز غروب چه دلیلی دارد …
::
::
شاید تو سکوت میان کلامم باشی …
دیده نمیشوی اما من تو را احساس می کنم …
::
::
نمی دانم می دانی یا نه … ؟
لحظه ی تولد من به همان ثانیه ای برمی گردد که تو برای اولین بار به من گفتی دوستت دارم …
::
::
نشان می گذارم دفتر مشقت را تا بدانی هنوز مرورت می‌‌کنم …
::
::
خیابان شعر بلندیست وقتی من با قدم های تو قدم میزنم !
::
::
هیچ چیز جای خود نیست !
زندگی ، آدم ها ، قلب ها
یا یکی بی دل است یا دو دل …
یکی هم اینجا بی تو ، دل توی دلش نیست …
::
::
نمی دانم کجای بازی ما اشتباه بود که تو دیگر همبازی من نیستی ؟
و من هنوز گرگم به هوای تو …
::
::
همیشه از هرچیزی ترسیدیم سرمان آمد …
بیا این بار از با هم بودن بترسیم …
::
::
وقتی با تو قرار دارم ، قرار ندارم …
::
::
عشق یعنی وقتی یکیمون مریض میشه، اون یکیم ازش بگیره !
::
::
دست های تو بوی آرزوهایم را میدهد …
::
::
آدم باید یکیو داشته باشه که وقتی نگاش میکنه دلش یه جوری بشه …

———————-

(پاتوق)

مجله تفریحی زمزار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.