بایگانی/آرشیو برچسب ها : اشعار امام زمان

بازآ که دل هنوز به یاد تو دلبر است (دلنوشته ظهور)

شعر امام زمانی

( دلنوشته ای برای امام زمان عج ) بازآ که دل هنوز به یاد تو دلبر است … (مشفق کاشانی) بازآ که دل هنوز به یاد تو دلبر است جان از دریچه نظرم ، چشم بر در است بازآ دگر که سیه دیوار انتظار سوزنده ‌تر ز تابش خورشید محشر …

بیشتر بخوانید »

(شعر انتظار) بی تو ای راحت جان با دل شیدا چه کنم؟

یا مهدی

(شعری عاشقانه برای امام زمان عج) (شعر انتظار) بی تو ای راحت جان با دل شیدا چه کنم؟ بی تو ای راحت جان با دل شیدا چه کنم؟ با جهانی غم و حسرت من تنها چه کنم؟ عشق و بی تابی من مایه بدنامی توست با تو پاکیزه تر از …

بیشتر بخوانید »

من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم (مهدی بقایی)

یا صاحب الزمان

( دلنوشته ای درباره امام زمان عج ) من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم … (مهدی بقایی) من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم از آن روزی که مولایم شود بیمار میترسم! همه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوس من از خوابیدن مهدی درون غار …

بیشتر بخوانید »

بـازآ قـرار دل‌ که به دل‌ها قرار نیست (شعر انتظار)

بازا قرار دل که به دل ها قرار نیست

 دلنوشته ای در فراق امام زمان عج از اشعار حاج غلامرضا سازگار (میثم) بـازآ قـرار دل‌ که به دل‌ها قرار نیست … (شعر انتظار) بـازآ قـرار دل‌ که به دل‌ها قرار نیست داغی به سینه سخت‌تر ازانتظارنیست هر گله‌ای به صاحب خود دارد اعتبـار مــا را بدون صــاحب خود اعتبار …

بیشتر بخوانید »

دعوی عشق کم کن، عشّاق بی قرارند (غزل انتظار)

مهدی جان بیا

( اشعار ظهور امام زمان عج ) دعوی عشق کم کن، عشّاق بی قرارند … (غزل انتظار) این چشم ها که محروم از یک نگه به یارند بهتر که کور گردند، بگذار خون ببارند آنکو قرار دارد کی داغ یار دارد؟ دعوی عشق کم کن عشّاق بی قرارند آنانکه یاد …

بیشتر بخوانید »

آقا بیا که بی تو پریشان شدن بس است (دلنوشته)

شعر امام زمانی

( دلنوشته های ظهور امام زمان عج ) بس است … ( محمد فردوسی ) آقا بیا که بی تو پریشان شدن بس است از دوری تو پاره گریبان شدن بس است کنعان دل، بدون تو شادی پذیر نیست یوسف!ظهور کن که پریشان شدن بس است یعقوب دیده ام چه …

بیشتر بخوانید »

آقا نیامد و دل ما همچنان شکست (دلنوشته)

شرمنده ایم آقا- امام زمان

( اشعار شب های قدر درباره امام زمان عج ) آقا نیامد و دل ما همچنان شکست … ( علی اکبر لطیفیان ) مانند طفل در به دری گریه میکنم مثل گدای پشت دری گریه میکنم اشک مرا زمان گدایی ندیده اند این بار چون تو میگذری گریه میکنم حالا …

بیشتر بخوانید »

دوباره حنجره ام زیر بغض پنهان ماند (دلنوشته)

امام زمان عج

(اشعار فراق امام زمان عج) دوباره حنجره ام زیر بغض پنهان ماند … (دلنوشته) دوباره جمعه گذشت و قنوت گریان ماند دوباره گیسوی نجوای ما پریشان ماند دوباره زمزمه ی کاسه های خالی ما پس از نیامدنت گوشه ی خیابان ماند شبیه شنبه ی هر هفته پشت پنجره ام و …

بیشتر بخوانید »

بهار میرسد اما ز گل نشانش نیست (دلنوشته)

امام زمان

(شعری از فریدون مشیری در فراق امام زمان عج) بهار میرسد اما ز گل نشانش نیست … (دلنوشته) باغ … بهار میرسد اما ز گل نشانش نیست نسیم رقص گل آویز گل فشانش نیست دلم به گریه خونین ابر میسوزد که باغ خنده به گلبرگ ارغوانش نیست چنین بهشت کلاغان …

بیشتر بخوانید »

دوباره جمعه شد و کوچه ای پر از حسرت (دلنوشته)

امام زمان مظلوم است

(شعر درباره امام زمان عج) دوباره جمعه شد و کوچه ای پر از حسرت … (دلنوشته) دوباره جمعه شد و کوچه ای پر از حسرت وَ عابری که پریشان به جمکران می رفت دوباره جمعه شد و عاشقی که تا سهله به شوق دیدن مولای انس و جان می رفت …

بیشتر بخوانید »