بایگانی/آرشیو برچسب ها : دیوان اشعار

وای و وایم، جام تقوایم در آب افتاده است … (الیار)

برگ زیبا

( اشعار و دلنوشته های زیبا و عرفانی ) مِهر اخلاص … وای و وایم جام تقوایم در آب افتاده است بــام زهدم از ریاکاری خــراب افتـاده است تار و پود آنچــه رشتـــم از عبادت، پنبـه شد وه! خیـالاتی که می سفتـم، سراب افتاده است زآنچه می کــردم مــزیّن، حاصل …

بیشتر بخوانید »

عشق، مرا جان دهد ای خـدا … (الیار)

حقیقت گل ها

( شعر زیبا و عارفانه ) تحفهٔ عشق … عشق، مرا جان دهد ای خـدا  سوی تو فرمان دهـد ای خدا در شب تاریک دل، بر منش       اختـــر تـابـان دهــد ای خدا روز مــرا نــو کنـــد تا ابـــد         مهــر زرافشـان دهد ای خدا بهر …

بیشتر بخوانید »

مــاه تابان را بســامان دیده ام … (الیار)

جمله های عاشقانه با عکس

( اشعار عاشقانه ) شوق بقا  مــاه تابان را بســامان دیده ام در غیابش قصه ها بشنیـــده ام تا بر آمد پیشم آن فرخنده پی از لبش من دسته گلها چیده ام گفتــمش ای مـاه رؤیاهای من من زجــام عشق تـو روییـــده ام درغم هجـــرتو بودم بی قـرار همچو سیمابی …

بیشتر بخوانید »

نزد بهــاران شدند بلبــل و سرو چمـان … (الیار)

شعر عاشقانه

( دلنوشته ای عاشقانه و زیبا ) مُهر محبت  نزد بهــاران شدند بلبــل و سرو چمـان تــا که بخواهند از او پا نهد اندر جهان خـوان طــرب گستــرد بهر طبیعت اگر خیــل گهــر بار ابر آوردش آسمان مژده ی رحمت رسید ز ابر بهاری کنون در پی گل بلبلان، هم …

بیشتر بخوانید »

در تــار و پـود جانم نور خدا عیــان است … (الیار)

زیباترین شعرها

( سروده های عارفانه ) تجلی یار در تــار و پـود جانم نور خدا عیــان است در کنج خلوت دل ز او گنـجی ارمغان است هر کاو که دارد از دل، میلی به صید جانش زآن سو خدنگی از او در چلّه ی کمان است در بیشــه زار عــالـم،گـر گم …

بیشتر بخوانید »

درد مــرا یکسره درمان کند؛ عشق من … (الیار)

گل زیبا

( شعر عاشقانه ) عشق من … درد مــرا یکسره درمان کند؛ عشق من می کشــد افسار هوا، جان کنــد، عشــق من می بــردم سوی منا، تا در آن، بهــر یار در قــدم انــدازد و قــربان کنــد عشــق من کافر اگر خنده لب آید برش یک نــظر می بـــردش جان …

بیشتر بخوانید »

مـن ز روز خلــقت آدم بـلائی گشته ام … (الیار)

شعر زیبا

( متن ها و اشعار زیبا ) بلائی … مـن ز روز خلــقت آدم بـلائی گشته ام با حسیــن از کربلا من کربلائی گشته ام خون هابیلم به دامن، تیغ حق اندر کفم فرق سرآغشته بر خونم، طلائــــی گشته ام درصف یکتا پرستان، همره هابیل و نوح هم به قــرآن …

بیشتر بخوانید »

نـور خــدا همیــشه، در هـر کجـا عیـان است … (الیار)

عاشقانه - شب و تنهایی

( اشعار عارفانه ) حق پرست … دیشب به خواب نوشین، چشم از جهان ببستم سـاقـی به پیشـم آمـد، بگرفت شست دستم بر حلقــه ی مریــدان گفتـا خوش آمدی جان پرسیدم از چه رویی، مـن مست مست مستم بــردم بـه بـاغ رضــوان آن ســاقی خــدایــی در جمــع خوبرویـــان، یک ســاعتی …

بیشتر بخوانید »

مرغ شهبـــالم ولــی محبــوس زنــدان تنم … (الیار)

شعر و دلنوشته زیبا

( غزل زیبا و دلنشین ) مرغ شهبال … مرغ شهبـــالم ولــی محبــوس زنــدان تنم بهرآزادی به دنیا این همه جــان می کَنـــم من به دنیا گفته ام هیهات اگر ســرخم کنم گر نبـودی حکــم او، می کندم این پیراهنم در جها ن و تار و پودش من خدا را …

بیشتر بخوانید »