بایگانی/آرشیو برچسب ها : سروده

نغمـه سـازش مرا از عـالـم رؤیـا گرفت (الیار)

عشق

( غزلیات عاشقانه و ناب ) در دامن دریای عشق … الیار (جبار محمدی) نغمـه ی سـازش مرا از عـالـم رؤیـا گرفت در خیالـش این دلـم با جـام عشقی پا گرفت از نیـازی کـه به نـازش در دلـم تفسیر شد بقچـه ی دل وا شد و جان را دم غوغا …

بیشتر بخوانید »

ای معلــم! غم نشیــن غم نشـانی در جهـــان (الیار)

معلم

( غزلی در وصف مقام معلم ) ای معلم … الیار (جبار محمدی) بر دم دروازه ی حکمت تو گوش آورده ای خـوان تعلیـم و تعلـم را تـو نـوش آورده ای ای معلــم! غم نشیــن غم نشـانی در جهـــان و اندرین ره عشق خود را گل فروش آورده ای بر  …

بیشتر بخوانید »

آفت از ابــر ریــا بــارد ســر گلـزار دین (الیار)

گل - شعر

(اشعار حکیمانه) آفت دین … الیار (جبار محمدی) آفت از ابــر ریــا بــارد ســر گلـزار دین واعـظ ناخـالــصی گـردد اگر سـردار دیـــن واعـظ ار غافــل ز مغـز دفتر ایمان و دین گـوهــر ایمــان فروشــد بر سر بــازار دین شیخ ظاهر بین و ظاهر ساز و حراف چموش آورد با نــام …

بیشتر بخوانید »

هــر کـس کــه بر بـلای ولا مبتــلا شود (الیار)

ثار الله

( غزلی در وصف امام حسین سلام الله علیه ) بلای ولا … الیار (جبار محمدی) هــر کـس  کــه  بر  بـلای  ولا  مبتــلا  شود با کیمیـای مهـر مسش چون طـلا شود رنــگ  تعلـــق  از  رخ  جـــان پــر درآورد بر جمــع سالکـان طریقــت صـلا شود زنگــــار کینــــه را بتـکـــانـد  ز دامنـــش …

بیشتر بخوانید »

ز چشـم غمـزه دانستـم نباشـد این زمین جایم (الیار)

چشم زیبا

(غزل عاشقانه) جام ساقی … الیار (جبار محمدی) میســر شـد کــه من جـامی ز عشق او بپیمایم فضــای خــانه ی  دل را دگــر با غــم نیالایـم مرا این آرزو روزی که بر شاخ ثمــر بنشست ســوار پـر شـدم تـا سـر بر اوج آسمـان سایم رها گردان تو ای ساقی از …

بیشتر بخوانید »

از چــه بر این دل بیچاره چنیـن تاخته ای (الیار)

عاشقانه-جدید-95

( غزل زیبا ) گله … الیار (جبار محمدی) از چــه بر این دل بیچاره چنیـن تاخته ای تیغـی از بـرق نگــاهت به رخش آخته ای تـا اســارت  ببـری  این  دل  پر  باد  مـرا حلقــه ای گــردنش از سلسله انداخته ای مـی دهـی دست  قضـا  خرمن  آمـال  مرا دستــی از …

بیشتر بخوانید »

آنکه بر خوبان و بر مردان عـالم شاه بود (الیار)

یا مولا علی

( شعر در وصف حضرت علی سلام الله علیه ) خورشید انسانیت علی … الیار (جبار محمدی) آنکه بر خوبان  و بر مردان  عـالم  شاه  بود جان او خورشیـد و رویش هم بسـان ماه بود مرتضی بود آنکه پایش هم سر قــاف کمال طلـعت و غُــربش  هم انـدر خـانه ی …

بیشتر بخوانید »

هر ادعای مهـر را، آیینه بـاشد مــادری (الیار)

مادر

( غزل زیبا ) شعر مادر … الیار (جبار محمدی) در عـالــم مهر و وفــا اخترنشــانی مـــادرم چون بر زمین زندگی، چون آسمانی مـادرم عمــری شــدی آبستــن بـار تبــار جــان من تا بـر کـویـر زندگـی، گـل برنشــانی مادرم روزی در آغوشت بدم بی دست و پا و بی زبان هم …

بیشتر بخوانید »