یکشنبه , خرداد ۱۱ ۱۳۹۹

بایگانی/آرشیو برچسب ها : شعر امام زمان

(شعر) بیا به خاطر دریا به کلبه‌ات برگرد

امام زمان

( شعر و دلنوشته های ظهور ) بیا به خاطر دریا به کلبه‌ات برگرد … مسعود بهروان عبور می‌کند از متن سایه‌ها یک مرد که از تبار بهار است، از قبیله درد نسیم خاطره‌ها پیش پای آمدنش ز باغ عشق امید ظهور را آورد سکوت می‌کند آری! همان که مانده …

بیشتر بخوانید »

(شعر) چه غوغایی به دنیا میشود وقتی تو می آیی

فراق امام زمان (عج)

( اشعار و سروده هایی درباره امام زمان عج ) وقتی تو می آیـــی … شعر از ابوالفضل فیروزی جمال عشق پیدا می شود وقتی تو می آیی بساط عیش برپا می شود وقتی تو می آیی نه تنها خاطر دلها شود آشفته از زلفت چه غوغایی به دنیا می …

بیشتر بخوانید »

(دلنوشته انتظار) من منتظرم زیرا، گفتند: تو می آیی !

عکس-نوشته-امام-زمان

( شعر و دلنوشته برای انتظار فرج امام زمان عج ) من منتظرم زیرا، گفتند: تو می آیی … هادی میرزا نژاد موحد مهمان نگاهم شو، دریک شب رویایی بگشای به روی من، یک پنجره زیبایی فانوس نگاهم را آویخته ام بر در من منتظرم زیرا، گفتند:”تو می آیی” بی …

بیشتر بخوانید »

(دلنوشته) ما بی‌تو تا دنیاست، دنیایی نداریم

امام زمان

( شعر برای امام زمان عج ) آبروی خاک … سلمان هراتی ما بی‌تو تا دنیاست، دنیایی نداریم چون سنگ خاموشیم و غوغایی نداریم ای سایه‌سار ظهر گرم بی‌ترّحم! جز سایه دستان تو، جایی نداریم تو آبروی خاکی و حیثیّت آب دریا تویی، ما جز تو دریایی نداریم وقتی عطش …

بیشتر بخوانید »

(شعر انتظار) کی با حضور او دلی در اضطراب است

امام زمانی

( سروده های زیبا برای امام زمان عج ) کی با حضور او دلی در اضطراب است … شعر از حسین آرامی او از تبار آفتاب و نسل آب است در چشمهایش کودک آیینه خواب است  باران مهتاب است در آرام شبها  فرط عطش را ابر عشق او جواب است …

بیشتر بخوانید »

(شعر) قصه ای با تو شد آغاز که پایان نگرفت

شعر امام زمانی

( شعر و دلنوشته عاشقانه امام زمان ) باران نگرفت … فاضل نظری دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفت زندگی بعد تو بر هیچ کس آسان نگرفت چشمم افتاد به چشم تو، ولی خیره نماند شعله ای بود که لرزید ولی جان نگرفت جز خودم هیچ کسی در …

بیشتر بخوانید »

(شعر) چه روزها که یک به یک غروب شد، نیآمدی

صاحب الزمان

( اشعار انتظار فرج حضرت مهدی عج ) (شعر مهدی جهاندار) چه روزها که یک به یک غروب شد، نیآمدی تبر به دوش بت شکن … چه روزها که یک به یک غروب شد، نیآمدی چه اشکها که در گلو، رسوب شد نیآمدی خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت …

بیشتر بخوانید »

(شعر) گل ها هم از تو خاطره هایی معطرند

( دلنوشته ای برای امام زمان عج ) گل ها هم از تو خاطره هایی معطرند … شعر از حسین عبدی در آسمان یاد تو، دلها کبوترند بی وقفه، هرتپش، به هوای تو می پرند ای جاری ندیدنی، ای عطر سبز باغ گل ها هم از تو خاطره هایی معطرند …

بیشتر بخوانید »

ز ره کرم چه زیان ترا، که نظر به حال گدا کنی

( دلنوشته هایی برای امام زمان عج ) ز ره کرم چه زیان ترا، که نظر به حال گدا کنی … شعر از هاتف اصفهانی چه شود به چهره ی زرد من، نظری ز بهر خدا کنیکه اگر کنی همه درد من، به یکی اشاره دوا کنی تو شهی و …

بیشتر بخوانید »

(شعر انتظار) بی تو اینجا، صفا ندارد هیچ!

امام زمان

( شعر در فراق امام زمان عج ) بی تو اینجا، صفا ندارد هیچ … شعر از عباس نادری قطب الدینی بی تو جان، آشنا ندارد هیچ دردهامان، دوا ندارد هیچ کشتی محنت زمین جز تو به خدا، ناخدا ندارد هیچ بی تو اینجا به زردی گلها هیچکس، اعتنا ندارد …

بیشتر بخوانید »