بایگانی/آرشیو برچسب ها : شعر

(شعر) خـــــواندیم نـــامـــت را، آوازمـــان گـــل کـــرد

امام زمان

( شعر برای امام زمان عج ) خـــــواندیم نـــامـــت را، آوازمـــان گـــل کـــرد … محمدرضا احمدی فر مجنــــون تــــر از لیـلـی، لیـلـی تــر از مجنون گــــشتیم دنـــبالـــت، در کــــوه و در هـــامون خـــــواندیم نـــامـــت را، آوازمـــان گـــل کـــرد دیدیم چشمت را، افسون شــــدیـــم افسون یک لحظه می خندیدیم، یک تحظه …

بیشتر بخوانید »

چه باشـد عاشـقی؟ خود را به غـم‌ها مبتلا کـردن (بابا فغانی شـیرازی)

عاشقانه و رمانتیک

( شعر عاشقانه ) چه باشد عاشقی؟ خود را به غم‌ها مبتلا کردن … (بابا فغانی شیرازی) چه باشد عاشقی؟ خود را به غم‌ها مبتلا کردن به صد خون جگر، «بیگانه‌»ای را «آشنا» کردن چه حاصل زین همه افسانه‌ی مهر و وفا یارب چو نتوان در دل سنگین او، یک …

بیشتر بخوانید »

(شعر) چشمم به راه مانده، اشکم به رخ چکیده

( متن ها و اشعار شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها ) (شعر) چشمم به راه مانده اشکم به رخ چکیده ... غلامرضا سازگار (میثم) امشب به دامن من خورشید آرمیده یا ماه آسمان‌ها در کلبه‌ام دمیده دختر همیشه جایش آغوش گرم باباست کس روی دست دختر رأس پدر ندیده …

بیشتر بخوانید »

(شعر) امشب دعا کن عمر من پایان بگیرد

( دلنوشته ای برای شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها)  امشب دعا کن عمر من پایان بگیرد … شعر از غلامرضا سازگار (میثم) تا کی زتن درد فراقم جان بگیرد امشب دعا کن عمر من پایان بگیرد گیرم وضو از اشک و رویت را ببوسم آنسان که زهرا بوسه از …

بیشتر بخوانید »

(شعر) گل ها هم از تو خاطره هایی معطرند

( دلنوشته ای برای امام زمان عج ) گل ها هم از تو خاطره هایی معطرند … شعر از حسین عبدی در آسمان یاد تو، دلها کبوترند بی وقفه، هرتپش، به هوای تو می پرند ای جاری ندیدنی، ای عطر سبز باغ گل ها هم از تو خاطره هایی معطرند …

بیشتر بخوانید »

بکن ای گل با من هر چه توانی ناز (معیری)

( شعر عاشقانه پاییزی ) بکن ای گل با من هر چه توانی ناز (معیری)  شد خزان … شد خزان گلشن آشنایی بازم آتش به جان زد جدایی عمر من ای گل طی شد بهر تو وز تو ندیدم جز بدعهدی و بی‌وفایی با تو وفا کردم تا به تنم …

بیشتر بخوانید »

(شعر) هر که را مى نگرم از غم تو غمگین است

( شعر محرم و عزا ) شعر از محمد خسرو نژاد (شعر) هر که را مى نگرم از غم تو غمگین است اى که دل ها همه از داغ غمت غمگین است وى که از خون تو صحراى بلا رنگین است نرود یاد لب تشنه ات از خاطره ها هر …

بیشتر بخوانید »

ز ره کرم چه زیان ترا، که نظر به حال گدا کنی

( دلنوشته هایی برای امام زمان عج ) ز ره کرم چه زیان ترا، که نظر به حال گدا کنی … شعر از هاتف اصفهانی چه شود به چهره ی زرد من، نظری ز بهر خدا کنیکه اگر کنی همه درد من، به یکی اشاره دوا کنی تو شهی و …

بیشتر بخوانید »

(شعر) مهربان من نشد تا مهربان دیگری ست

اسیر عشق

( اشعار زیبا ) مهربان من نشد … شعر از محمد زهری مهربان من نشد تا مهربان دیگری ست با جهان ، بیگانه ام تا او از آن دیگری ست گرد باد و خشتم آواره ی هامون و دشت تا سر آرام من بر آستان دیگری ست سوختم چون لاله …

بیشتر بخوانید »

(شعر) من چه دانستم که عشق این رنگ داشت

عشق

( شعر عاشقانه ) من چه دانستم که عشق این رنگ داشت … خاقانی من چه دانستم که عشق این رنگ داشت کز جهان با جان من آهنگ داشت دستهٔ گل بود کز دورم نمود چون بدیدم آتش اندر چنگ داشت عافیت را خانه همچون سیم رفت زآنکه دست عقل …

بیشتر بخوانید »