بایگانی/آرشیو برچسب ها : شعر

اشعاری کوتاه در وصف آزادگان

سالروز ورود آزادگان

( دلنوشته هایی برای گرامیداشت ۲۶ مرداد، سالروز ورود آزادگان به میهن ) اشعاری در وصف آزادگان نفس تازه کن … (علیرضا دهرویه) آمدی و بوی قفس می دهی زخم تنت را به که پس می دهی؟ آمده ای حنجره ات مال ما زخم تنت نوبر آمال ما آمدنت آمدنی …

بیشتر بخوانید »

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می‎کند (شهریار)

شهریار

( شعر زیبا ) پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می‎کند … (شهریار) پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می‎کند بلبل شوقم هوای نغمه‎خوانی می‎کند همتم تا می‎رود ساز غزل گیرد به دست طاقتم اظهار عجز و ناتوانی می‎کند بلبلی در سینه می‎نالد هنوزم کاین چمن با خزان هم آشتی …

بیشتر بخوانید »

اشعار میلاد امام رضا(ع)

غریب الغربا

( شعر و دلنوشته ) اشعار میلاد امام رضا(ع) دهه ی دوم ذیقعده شروعش زیباست زاد روز گلی از نسل علی(ع) وزهراست(س) چشم دل بازکن وشهر مدینه بنگر خانه ی حضرت کاظم طرب وجشن بپاست  عرشیان وهمه ی اهل زمین شادانند بر لب جمله ی آنها فتبارک به نواست  بوسه …

بیشتر بخوانید »

زانو بغل نشسته دلم کنج خانه ات (نیلوفر شادمهری)

خدایی

(شعر زیبا و عارفانه درباره بندگی) بنده ام هنوز … نیلوفر شادمهری زانو بغل نشسته دلم کنج خانه ات حالا فقط خیال من است و بهانه ات با هر نفس تپید و گرفت از فراق تو قلب شکسته از دل خسته سراغ تو تا می رسد صدای ملائک ز بام …

بیشتر بخوانید »

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش (حافظ)

گل

( اشعار عاشقانه ) فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش … (حافظ) فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند خواجه آن است که باشد غم خدمت کارش جای آن …

بیشتر بخوانید »

اشعار وداع با ماه رمضان، ماه مهمانی خدا

خداحافظ ماه خدا

( دلنوشته ها )  اشعار وداع با ماه رمضان، ماه مهمانی خدا وقت جدایی من و ماه صیام شد یعنی غروب طلعت این بار عام شد دارد بساط ماه خدا جمع می شود آه درون سینه ی ما مستدام شد توشه برای روز جزا برنداشتم! فرصت گذشت و خوشه ی …

بیشتر بخوانید »

ما را غلام کوی حسن آفریده اند (دلنوشته)

یا حسن

( دلنوشته ای از میلاد یعقوبی ) شعر ولادت امام حسن مجتبی (سلام الله علیه) ما را غلام کوی حسن آفریده اند مبهوت و مات روی حسن آفریده اند ما را پیاله نوش شرابش رقم زدند مست از خم و سبوی حسن آفریده اند خورشید را به این همه نقش و …

بیشتر بخوانید »

مرا وقتی گرفتار خودم بودم صدا کردی … (عاشقانه)

عاشقانه

( اشعار عاشقانه ) مرا وقتی گرفتار خودم بودم صدا کردی … (محمدرضا طاهری) مرا وقتی گرفتار خودم بودم صدا کردی مرا از من، مرا از قیدِ من بودن رها کردی دوباره روی ماهت محو شد در رشته های شب تو با زیبایی‌ات این حرف‌ها را نخ نما کردی نماز …

بیشتر بخوانید »