بایگانی/آرشیو برچسب ها : شعر

گاهی همین که دل به کسی بسته‌ای، بس است (دلنوشته)

عشق

( اشعار و دلنوشته های زیبا ) دل بستن … سیدمهدی طباطبایی یاسین گاهی همین که دل به کسی بسته‌ای، بس است بغضت ترک‌ترک شد و نشکسته‌ای، بس است گاهی فقط همین که به امّیدِ دیگری از خود غریبه‌تر شدی و خسته‌ای، بس است اهل زمین همیشه زمین‌گیر می‌شوند یک …

بیشتر بخوانید »

ما را دل از کشاکش دنیا شکسته است (رنجی)

( غزلیات عاشقانه ) دل شکسته … (هادی رنجی) ما را دل از کشاکش دنیا شکسته است این کشتی از تلاطم دریا شکسته است تنها ننالم از غمِ ایام و جور یار باشد مرا دلی که ز صد جا شکسته است این حسرتم کُشد که ز مرغان گلشنت بال منِ …

بیشتر بخوانید »

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست (سایه)

شعر و دلنوشته زیبا

( اشعار زیبا ) زبان نگاه … هوشنگ ابتهاج (سایه) نشود فاش کسی آنچه میان من و توست تا اشارات نظر نامه رسان من و توست گوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست روزگاری شد و کس مرد ره عشق …

بیشتر بخوانید »

دامن کشان ز کوی من آن نازنین گذشت (شعر)

عاشقانه

( غزل عاشقانه ) دامن کشان … دکتر رعدی آذرخشی دامن کشان ز کوی من آن نازنین گذشت عمرش دراز باد که عمرم این چنین گذشت ازمن حدیث فتنه چشمان اومپرس کاین قصه بادوجادوی سحرآفرین گذشت اردی بهشت مشک بر این خاکدان فشاند اول مگر به ساحت خلد برین گذشت؟ …

بیشتر بخوانید »

نباشـد زندگی غفلت، ببالد جان به بیداری (الیار)

شعر عاشقانه

( غزل زیبا ) طنین طبل بیداری … الیار (جبار محمدی) به کوی چشم دارانش چو پیر می فروش آید صدای طبل بیداری در آن دم سوی گوش آید طنیـن جـان فزایـش تا در آفـاق جهان پیچد هیاهوهــای جانکــاه شُبان شب خمــوش آید نشان حق پرستی گر کسی را در …

بیشتر بخوانید »

گم نامم و به نام تو می نازم (دلنوشته)

امام زمان

( شعر انتظار ) گم نامم و به نام تو می نازم … ( نغمه مستشار نظامی ) من را نمی شناخت کسی اینجا، گم نامم و به نام تو می نازم شادم که مثل عده معدودی، شعری برای نام نمی سازم شعرم برای توست شعاری نیست، کشتی برای موج سواری …

بیشتر بخوانید »

(دلنوشته) بیا ببین که ندیدی کسی به این پاکی

ولادت زینب

شعر ولادت حضرت زینب (سلام الله علیها) (دلنوشته) بیا ببین که ندیدی کسی به این پاکی نسیم، پرده ی گهواره را تکان می داد برای عرض ارادت خودی نشان می داد ستاره های درخشان خوشه ی پروین کنار پنجره مبهوت کودکی شیرین شمیم قدسی او در مدینه پیچیده بهار آمده، …

بیشتر بخوانید »

آیینه ی جانم کن، آیین محبّت را (الیار)

عاشقانه

( شعر عاشقانه ) همره دیرین … الیار (جبار محمدی) بیگانه مپندارم؛ ای همرهِ دیرینم! فرهاد تواَم من؛ تو، همچون گلِ شیرینم با دسته گلِ عشقی، بر پای تو بنشینم تا گَرد ره از رویت، با حوصله بر چینم پس با گلِ لبخندی، یک لحظه نگاهم کن آسوده زِ آهم …

بیشتر بخوانید »

تو آن نگاه خیره اى در انتظار آمدن (شعر)

نه مثل رود جارى ام

( اشعار زیبا و خواندنی سید تقی سیدی ) تو آن نگاه خیره اى در انتظار آمدن (شعر) نه مثل کوه محکمم نه مثل رود جارى ام نه لایقم به دشمنى نه آن که دوست دارى ام تو آن نگاه خیره اى در انتظار آمدن من آن دو پلک خسته که …

بیشتر بخوانید »