امام زمان

خورشید من برآی که وقت دمیدن است….

شعر رهبری درباره امام زمان (عج)

دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است
جان را هوای از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست که سرداده ام فغان
بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است

دستم نمی‌رسد که دل از سینه برکنم
باری علاج شکر گریبان دریدن است

شامم سیه تر است ز گیسوی سرکشت
خورشید من برآی که وقت دمیدن است

سوی تو این خلاصه گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است

بگرفت آب و رنگ زفیض حضور تو
هرگل دراین چمن که سزاوار دیدن است

با اهل درد شرح غم خود نمی‌کنم
تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

آن را که لب به دام هوس گشت آشنا
روزی (امین) سزا لب حسرت گزیدن است

پیشنهاد شده برای شما:
اشعار زیـــبـای شاه نعمت الله

همچنین ببینید

مهدی(عج)

(شعر) حال و هوای چشم تو شعر مرا سرود  

( دلنوشته ای برای امام زمان عج ) شعری از هادی خورشاهیان برای امام زمان …