بایگانی/آرشیو برچسب ها : دلنوشته

اشعار زیبای احمدرضا احمدی

احمدرضا احمدی

اشعار زیبای احمد رضا احمـدی ما از کنجکاوی درباره‌ی ابر گذشته بودیم ما فقط کنجکاو باران و صدای سنتور بودیم… ما نه عمق را دوست داشتیم نه امید را ما ساکنان خانه را گُم در صدای سنتور دوست داشتیم… * * شتاب مكن كه ابر بر خانه ات ببارد و …

بیشتر بخوانید »

دلم به لبخند تنهای مادر خوش است …دلنوشته

شعر و دلنوشته

دلنوشته جدایی در سکوت به انتهای راهرو پرواز می کنم … گویی از آینه ها صدا می گذشت … به سوی صدا رهسپار می شوم … نور مهتابِ امشب … نوازشگر چشمها می شود…. دلم به لبخند تنهای مادر خوش است صدای باد و باران … کمی همهمه می کند …

بیشتر بخوانید »

پدر در شعر فارسی

جمله های زیبا از بزرگان

پدر در شعر فارسی؛ زندگی بار گرانی ست که بر پشت پریشانی تُست کار آسانی نیست نان درآوردن و غم خوردن و عاشق بودن پدرم کمرم از غم سنگین نگاهت خَم باد (مجتبی کاشانی ) * * در زد کسی انگار که مهمان داریم در سفره گرسنگی فراوان داریم امروز …

بیشتر بخوانید »

یوسف گمگشته ی خیرالنسا می بینمت …

محبان مهدی

دلنوشته ای برای محبان مهدی (عج) میرسد روزی که بی چون و چرا می بینمت میرسد روزی که ای شاه وفا می بینمت عامل وصل من و تو ذوق بارانی بود میرسد روزی که با حال بکا می بینمت میرسد روزی که تکیه میدهی بر کعبه و در کنار خانه …

بیشتر بخوانید »

اشعاری زیبا از علیرضا قزوه

علیرضا قزوه

گلچین اشعار علیرضا قزوه؛ شب و روزم گذشت به هزار آرزو نه رسیدم به خویش ، نه رسیدم به او نه سلامم سلام ، نه قیامم قیام نه نمازم نماز، نه وضویم وضو دل اگر نشکند به چه ارزد نماز نه بریز اشک چشم، نه ببر آبرو نه به جانم …

بیشتر بخوانید »

دردم مداوا میکنی مثل همیشه…

ظهور

شعر ظهور؛ دردم مداوا میکنی مثل همیشه عقده ز دل وا میکنی مثل همیشه آیینه زیبا می شود با یک نگاهت دل را تو شیدا میکنی مثل همیشه دروازه لطف و کرم را می گشائی وقتی که لب وا می کنی مثل همیشه از گوشه چشمت کرم می ریزد آقا …

بیشتر بخوانید »

عباس اگر به عرصه ی محشر گره گشاست؛ زهرا به آن دو دست قلم …

حضرت زهرا

اشعار فاطمیه؛ زهرا به ما قدم به قدم لطف کرده است نه هر قدم که دم همه دم لطف کرده است هو هوی ذوالفقار هم از هوی فاطمه است یعنی که دم به تیغ دو دم لطف کرده است ما بچه های ناخلفی بوده ایم که مادر به ما هزار …

بیشتر بخوانید »

صدای پای بهار (شعر و دلنوشته ها)

شعر در مورد بهار

شعر بهاری؛ چند گویی که چو هنگام بهار آید گل بیارید و بادام به بار آید روی بستان را چون چهره ی دلبندان از شکوفه رخ و از سبزه عذار آید این چنین بیهوده ای نیز مگو با من که مرا از سخن بیهوده عار آید شصت بار آمد نوروز …

بیشتر بخوانید »

ببار باران …

بارانی

شعر و دلنوشته ی بارانی؛ ببار باران ببار باران که دلتنگم… مثالِ مرده بی رنگم کمی آرام….که پاییز هم صدایم شد که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد ببار باران بزن بر شیشه قلبم….بکوب این شیشه را بشکن که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد ببار باران …

بیشتر بخوانید »

یکی هست یکی نیست …

جمله زیبا و تاثیر گذار!

شعر: یکی …. یکی هست یکی نیست یکی صفره یکی بیست . یکی نسیه یکی نقد یکی طلاق یکی عقد . یکی باخته یکی برده یکی زنده یکی مرده . یکی گریه یکی آه یکی خنده ی بی گاه . یکی غنی یکی فقیر یکی ترسو یکی دلیر . یکی …

بیشتر بخوانید »