حدیث حسینی

شام غریبان است

شعر عاشورایی؛

شام غریبان است

امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است

شام غریبان است

امشب نوای کودکان بر بام کیوان است

شام غریبان است

امشب به دشت کربلا نالان یتیمانند

تا صبح گریانند

امشب به روی کشته ها در ناله مرغانند

چون نی در افغانند

بر خاک بی غسل و کفن رعنا جوانانند

خوابیده عریانند

بر غربت اجسادشان عالم پریشان است

شام غریبان است

امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است

شام غریبان است

امشب عیال مصطفی در گوشهء صحرا

بی منزل و ماوا

اموالشان تاراج کین از فرقهء اعدا

ای آه و واویلا

خون می رود امشب ز چشم دختر زهرا

اف بر تو ای دنیا

آل علی ویران نشین اندر بیابان است

شام غریبان است

امشب یتیمان جهان در گوشهء هامون

غلطان به بحر خون

اندر هوای خاتم او بزدل ملعون

دیوانه و مجنون

سازد جدا انگشت او آن بی حیای دون

ای چرخ شو ویران

کی خاتم محبوب حق در خورد دیران است

شام غریبان است

امشب به بالین حسین زینب عزادار است

بر غم گرفتار است

امشب سکینه بر سر نعش پدر زار است

از دیده گریانست

زهرا به دور کشته ها با خیل حوران است

از دیده خونبار است

امشب فلک گریان به حال آل اطهار اس

شام غریبان است

امشب تن پاک حسین در قتلگاه بی سر

در بحر خون اند

خوابیده بی غسل و کفن با اکبر و اصغر

با یاوران یکسر

آثار ظلم خولی مردود سگ کمتر

در کنج خاکستر

گاهی به حال دختران اندر پرستاری

از راه غمخواری

گاهی کند در مطبخ خولی

آن عصمت باری

از ماتمش خائف نواخوانست و گریان است

شام غریبان است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.