خنده و طنز

جملات کوتاه طنز

جملات کوتاه طنز

( آرشیو اس ام اس و پیامک خنده دار )

دختر خانوما دقت کردین وقتی ظرف می شورین حتی ظرفای تمیزم میارن تا دوباره بشورین . ظرفای توی یخچال هم خالی می کنن میارن اگر عکس العمل نشون ندیم که ظرفای همسایه رو هم میارن !!!

*

*

دختره قیافش شبیه دورخیزه الاغه
بعد اومده نوشته: قبل زل زدن تو چشای من، فاتحه دلتو بخون!!!
.
.
.
اگه اعتماد به نفس اینو، شعله پخش کن داشت،الان مشعل المپیک بود.

*

*

یکی از بزرگترین شکست های عشقیم تو دانشگاه بود
زمانی که متوجه شدم پسر مورد علاقم جزوه مینویسه!
آخه احمق به تو هم میگن مرد؟؟؟
پس من واسه کی دارم انقدر خوش خط جزوه مینویسم!

*

*

ﺗﺎﺯﮔﯿﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﯽ نمیشم
ﻓﮏ ﮐﻨﻢ ﺧﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﺮﺩﻩ !

*

*

وقتی یه زن نظر شما رو میپرسه ‼ نمیخواد نظرتون رو بدونه فقط میخواد نظر خودشو با صدای مردونه هم بشنوه پس لطفا آدم باشیــد

*

*

به نظرم می تونن جنس دیوارای حموم رو از لیف درست کنن که آدم راحت مثه خرس کمرشو بکشه به دیوار دیگه!!این همه مشقت برای لیف کشیدن کمر نکشه!!!بابا یه ذره م مارو درک کنید شاید حال نداشته باشیم
مدیونید اگه فک کنید من آدم تنبلیم!!!!!

*

*

به مامانم میگم غذا کی حاضر میشه ؟ میگه وقتی بابات بیاد. میگم کی بابا میاد؟ میگه وقتی غذا حاضر بشه

*

*

الان یه دختره ۱۵ ساله بهم درخواست دوستی داده
میترسم قبول کنم هزینه پفک و چیپس و لواشکش بیفته گردنم

*

*

یه مرد واقعی اونیه که وقتی میاد خونه واسه خانومش کلی لواشک و پاستیل بخره . بعد همه خوراکیها رو جلو زنش بخوره راستش خودمم انتظار نداشتم اینقدر غمگین تموم شه

*

*

مامانم درحال توصیف دختر یکی از اقوام برای من :قدش اندازه خودته, هیکلشم شبیه خودته… ولی خوشکله

*

*

دقت کردین Google Earth به شما این قابلیت رو میده که
هر جای دنیا رو که تا بحال ندیدی بتونی ببینی!
ولی شماچیکار میکنی؟ شما صاف میری خونه خودت رو از بالا میبیی؟

*

*

با داداشم دعوام شده مامانم: زود آشتی کنین

من: محاله داداشم: با او دختر لوس ات

مامانم: پس یه هفته اینترنت قطع می شه

من: داداش قربونت برم

داداشم: بپر بغل داداش عزیزززززم!

*

*

رفیقم سندتوال داد من چقد تنهام. هیچکسی نیست باهاش حرف بزنم؟
پی ام دادم تا منو داری چرا تنهایی؟ چ خبر؟
گفت: هیچی بابا گغتم ببینم چند تا بیکار تو  ادد لیست دارم زیاد باشن براشون گروه درست کنم
ولی دیدم فقط تویی

*

*

یه بنده خدایی تو بانک ۱۰۰ میلیون برنده میشه !
رئیس بانک به کارمنداش میگه کى میتونه بره بهش یجورى خبر بده تا سکته نکنه !؟؟
یکی از کارمندای بانک داوطلب میشه و میگه من میتونم ٬
خلاصه کارمنده میره درخونه ى شخص برنده و میگه :
اگه ۱۰۰ میلیون توو بانک برنده بشى چیکار مىکنى؟
یارو میگه : ۲۰۰ هزار تومنش رو میدم به تو ٬
کارمند بانک همونجا سکته میکنه !!!

*

*

یکی از بهترین لحظات دوران مدرسه زمانی بود که اعلام می کردن معلما جلسه دارن زنگ اخر میرین خونه
اصن یه وضی…….

( زمزار )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.