باران

باران که شدی مپرس این خانه کیست … (شعر باران)

(شعر و دلنوشته)

باران که شدی مپرس این خانه کیست … (شعر باران)

باران که شدی مپرس این خانه ی کیست
سقف حرم و مسجد و میخانه یکی ست

باران که شدی پیاله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پیمانه یکی ست

باران! تو که از پیش خدا می آیی
توضیح بده عاقل و فرزانه یکی ست

بر درگه او چون که بیفتند به خاک
شیر و شتر و رستم و موریانه یکی ست

با سوره ی دل اگر خدا را خواندی
حمد و فلق و نعره ی مستانه یکی ست

این بی خردان، خویش خدا می دانند
اینجا سند و قصه و افسانه یکی ست

این بی خردان، خویش خدا می دانند
اینجا سند و قصه و افسانه یکی ست

از قدرت حق هرچه گرفتند به کار
در خلقت تو و بال پروانه یکی ست

گر درک کنی خودت خدا می بینی
درکش نکنی کعبه و بتخانه یکی ست
( شاعر: نامشخص)

۸ دیدگاه ها

  1. soheil

    دوست عزیز فکر میکنم این شعر از حضرت مولانا باشه.موفق باشید

  2. فضول خان

    شهر باران متعلق به مولاناست, مومن!

  3. تندیس

    این شعر از مولانا نیست زبان و بیان مولانا کاملا خاص است

  4. ایروانی

    سلام. بنظرم شعر باران از مولانا باشد

  5. وحید

    شعر از حضرت مولانا هست و کاملاً درسته که بیان مولانا خاص است.

  6. احسان

    شعر باران که شدی از حضرت مولانا است و متاسفانه شهریار بخشی از این شعر رو نادرست خونده.
    *بر درگه او چونکه بیفتند به خاک شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست*

    *از قدرت حق,هرچه گرفتند به کار در خلقت حق,رستم و موریانه یکیست*

  7. عبدالرضا مهدوی

    این شعر بی نظیر از شاعر جوان و گرانمایه ، جناب آقای مهدی مختار زاده می باشد.

  8. رسا

    شعر از شاعر جوانمون مهدى مختارزاده است

    http://www.shereno.com/57128/51702/412597.html

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.