اشعار امام زمان عج

از بهر دیدن او بگشای دیده جان … (صوفی مازندرانی)

( اشعار درباره امام زمان عج )

از بهر دیدن او بگشای دیده جان … (صوفی مازندرانی)
با مرد عشق هرگز تاج و نگین نباشد
با آفتاب روشن شب همنشین نباشد

باور مکن که باشد اندر بهشت روئی
در سینه ای که در وی دوزخ دفین نباشد

هر خاطری که باشد یاد تو مونس او
یکره غمین نگردد، هرگز حزین نباشد

پیمان گسستن از ما باور مکن چگونه
عاشق وفا نورزد، جبریل امین نباشد

امید وصل ما را بیهوده در سر افتاد
با آفتاب روشن سایه قرین نباشد

در دور چشم مستت هشیار کس نبیند
در روزگار حسنت، خلق آتشین نباشد

در عرضه زمانه گشتم بسی ندیدم
یک شادیی که او را غم در کمین نباشد

از بهر دیدن او بگشای دیده جان
کین دیده ای «محمد» خورشید بین نباشد

( زمزار )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.