ماه رمضان

اشعار ماه مبارک رمضان

( ماه رمضان، ماه صیام، ماه میهمانی خدا مبارک )

اشعار ماه مبارک رمضان

رسید مژده که سر زد هلال ماه صیام

مه دعا و نیایش مه درود و سلام

دهید مژده تمام گناه کاران را

که حکم عفو شده از سوی خدا اعلام

مه نماز و مه روزه ماه استغفار

مهی که پر بود از لطف خاص و رحمت عام

مباد ماه خدا بر تو بگذرد ای دوست

که بهر خود ندهی کار مثبتی انجام

شقی ست آنکه خداوندگار حیّ غفور

ورا نبخشد و گردد مه صیام تمام

چه صبح ها که نفس ها در آن بود تسبیح

چه لحظه ها که بود خواب آن رکوع و قیام

به هوش باش که تقوی نکوترین عمل است

کلام ختم رسل باشد این خجسته پیام

خوشا کسی که ز افتادگان بگیرد دست

خوشا کسی که به کار خدا کند اقدام

حلال باد وصال خدا بر آن بنده

که بگذرد زخطا و حذر کند ز حرام

بکوش بهر نماز و دعا چه روز و چه شب

بخوان کتاب خداوند را چه صبح و چه شام

از آن شراب که ساقی آن خداوند است

بگیر در عطش روزه و بریز به کام

به یاد تشنگی روز حشر اشک بریز

برای تشنه لب کربلا بسوز مدام

به یاد حنجر خشکیدۀ امام حسین

بنوش آب و بگو با سرشک دیده سلام

اگر گرسنه شدی یاد کن ز طفل حسین

که بی غذا دل شب خفت در خرابۀ شام

اگر که دختر نه سالۀ تو روزه گرفت

دم غروب که از دست می دهد آرام

بسوز و اشک بر آن کودک گرسنه بریز

که جای نان به سرش سنگ ریخت از لب بام

اگر تلاوت قرآن دلت ربود از دست

به قدر و کوثر و یاسین و زخرف و انعام

بریز اشک بر آن لب که شد ز چوب کبود

بیار یاد ز بزم شراب و رأس امام

سلام باد بر آن سر که شد به نیزه بلند

گهی به نخل و گهی در تنور کرد مقام

برای یوسف زهرا بلند گریه کنید

که از گلوی بریده به شیعه داده پیام

چو آب سرد بنوشید یاد من باشید

که تشنه کام مرا کشت خصم خون آشام

بزن ز سوز جگر ناله آنچنان “میثم”

که سوز و شور محرم دهی به ماه صیام

استاد حاج غلامرضا سازگار (میثم)

*

*

*

*

وقتی هلال ماه خدا آشکار شد

ماه خدا، امام زمان روزه دار شد

طوبای خیر و برکت شعبان به گل نشست

قرآن شکوفه داد و زمان بهار شد

ماه ضیافت است بیایید بندگان

امروز سمت بنده خدا بیقرار شد

فرمود مصطفی که در این ماه بندگی

شیطان به دست حضرت رحمان مهار شد

دست کریم، در رمضان عبد می خرد

سی روز روزه ضامنت از دست نار شد

خمس عشر، دعای ابوحمزه و سحر

بنده چقدر محرم پروردگار شد

با ذکر یاعلی و عظیم پس از نماز

ذکر علی علی دلم بیشمار شد

شکر خدا به سفره ی افطار شیعیان

وقت غروب دست حسن نان بیار شد

داغ حسین با عطش روزه گر گرفت

عطشان شدیم، سینه ی ما داغدار شد

لب تشنه بود از فرس افتاد و بعد از او

زینب به روی روی ناقه ی عریان سوار شد

( امیر عظیمی )

*

*

*

*

دوباره سفره ی اشک است و فیض ماه خودم

دوباره نیمه شبی و بساط آه خودم

رسیدم اول کاری که معترف بشوم

 نشان به کس ندهم نامه ی سیاه خودم

کسی به جز تو خبردار نیست از حالم

 میان محکمه آرم که را گواه خودم ؟

قشون اشک فرستاده ام به درگاهت

ذلیل عفو توام با همه سپاه خودم

به من تو راه نشان دادی و نفهمیدم

فقط دویدم و رفتم به کوره راه خودم

چه ظلم ها که نکردم به خود در این دنیا

 چه چوب ها که نخوردم من از نگاه خودم

حیا نکردم و دنبال معصیت رفتم

 شدم من عبد فراری و دل بخواه خودم

چه صبر داری و خسته نمی شوی از من

خودم که خسته ام از این همه گناه خودم

تمام ترس من این است مرگ من برسد

که پی نبرده ام آن دم به اشتباه خودم

به دست های خودم ساختم قفس ها را

ببین که حبس شدم در میان چاه خودم

” بجز حسین مرا ملجا و پناهی نیست “

بگو به من که : بیا بنده در پناه خودم

میان قبر بگویم حسین و گریه کنم

دلم خوش است به این اشک گاه گاه خودم

*

*

*

*

آنکه از فرط گنه ناله کند زار کجاست؟

آنکه زاغیار برد شکوه بر یار کجاست

باز ماه رمضان آمد و بر بام فلک

می زند بانگ منادی که گنه کار کجاست

سفره رنگین و خدا چشم به راه من و توست

تاکه معلوم شود  طالب دیدار کجاست

بار عام است خدا را به ضیافت بشتاب

تا نگوئی که در رحمت دادار کجاست

مرغ شب نیمه شب دیده به ره می گوید

سوز دل ساز بود دیده بیدار کجاست

ماه رحمت بود ای ابر خطاپوش ببار

تا نگویند که آن وعده ایثار کجاست

حق به کان کرمش طرفه متاعی دارد

در و دیوار زند داد خریدار کجاست

آن خدائی که رحیم است و کریم است و غفور

گوید ای سوته دلان عاشق دلدار کجاست

من ژولیده به آوای جلی می گویم

آنکه با توبه ستاند سپر نار کجاست

( ژولیده نیشابوری )

*

*

*

*

(ماه استغفار)

سلامم بر تو ای ماه شریف و ماه بی همتا

درودم بر تو ای ماه عزیز خالق یکتا

سلامم بر تو ای ماه دعا ای ماه آمرزش

درودم بر تو ای ماه ثنا ای ماه آمرزش

سلامم بر تو ای ماه ورع ای ماه استغفار

درودم بر تو ای ماه نماز و ماه استغفار

سلامم بر تو ای ماه فضیلت ماه آزادی

درودم بر تو ای ماه عزیمت ای مه شادی

سلام بر تو ای ماه هدایت ای مه ایمان

درودم برتو ای ماه عنایت ای مه سبحان

سلامم بر تو ای ماه تلاوت ای مه فرقان

درودم بر تو ماه شهادت ای مه قرآن

سلامم بر تو ای ماه مبارک ماه وعظ و پند

درودم بر تو ای ماه سالک ای مه پیوند

سلامم بر تو ای ماه ولایت ای مه والا

درودم بر تو ای ماه سعادت ای مه رعنا

*

*

*

*

(آب توبه)

سحر بخیز تجدید وضو کن

به آب توبه خود را شستشو کن

اگر خواهی شوی پاک از پلیدی

به درگاه خدای خویش رو کن

به شکر نعمتش تا می توانی

لبت را آشنا با ذکر او کن

در رحمت به رویت کرده حق باز

به او رو آور و دفع عدو کن

گدای درگه حق شو به عالم

گدایی گر کنی با آبرو کن

هرآنچه درد دل داری به عالم

سحر با حقتعالی گفتگو کن

اگر خواهی تو فیض از محضرحق

از او توفیق طاعت آرزو کن

*

*

*

*

(گناه)

با سنگ هر گناه پرم را شکسته ام

آه ای خدا ، خودم کمرم را شکسته ام

نه راه پیش مانده برایم نه راه پس

پلهای امن پشت سرم را شکسته ام

من دانه دانه اشک خودم را فروختم

نرخ طلایی گهرم را شکسته ام

دیگر مرا نشان خودم هم نمی دهند

آیینه های دور و برم را شکسته ام

دنیا شکست خورده تر از من ندیده است

حالا به سنگ خورده ، سرم را شکسته ام

آرام کن مرا و در آغوش خود بگیر

حالا که بغض شعله ورم را شکسته ام

راهم بده به باغهای شجرهای طیبه

من توبه کرده ام ، تبرم را شکسته ام

حالا ببین که به غیر از گدا شدن

در پیشگاه تو هنرم را شکسته ام

( زمزار )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.