فاطمه

اس ام اس های دهه فاطمیه

(متن پیامکی تسلیت شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها)

اس ام اس های دهه فاطمیه

گریان روضه ایم و عزادار فاطمه

عمری اسیر کوچه و بازار فاطمه

جبران لطف مادریش را کجا توان

تا بی نهایتیم بدهکار فاطمه

*

*

مادرم خورد زمین و جگرم تیر کشید

از غم بال و پرش بال و پرم تیر کشید

چند گامی به عقب آمد و افتاد و شکست

تا سرش خورد به دیوار سرم تیر کشید

*

*

خدا داند دلم خون گریه می کرد

به حالم دشت و هامون گریه می کرد

ندیدم زخم پهلو را در آن شب

ولی دیدم کفن خون گریه می کند

*

*

سخت بود تا که بگویم عدو

شرم نکرد از کتک فاطمه

ازچه بگویم نوک مسمار ، یا

پهلوی خورده ترک فاطمه

واشده یک در ولی بسته است

دست علی یار تک فاطمه

*

*

شهر مدینه غصه و غم دارد امشب

حال و هوایی پر ز ماتم دارد امشب

یک یاس پرپر دارد امّا خانه وحی

چشم علی اشک دمادم دارد امشب

*

*

مـــــدینه شـــد گـُل یاسَت کجا نیلوفری

کدامین کوچه دارد داغ مـرگ مادری

مـــــدینه در کــــجاست، مــزار فاطمه

کـــجا گــــشـته خـــزان، بـهار فاطمه

*

*

زهراست چراغ شب ظلمانی حیدر

زهراست طبیب تب طوفانی حیدر

زهراست پریشانِ پریشانی حیدر

زهراست به هر معرکه قربانی حیدر

*

*

یا فاطمه ، تویی چشمه ی برکات

پیرهن مشکی ، پوشیدم برای عزات

می ریزم ستاره برات

آرزومه که بمیرم توی روضه هات

شده جاری کوثر چشم گریه کنات

شد فاطمیه ، فصل اشک و عزا

*

*

گر نگاهی به ما کند زهرا

دردها را دوا کند زهرا

 بر دل وجان ما صفا بخشد

گوشه چشمی به ما کند زهرا

کم مخواه از عطای بسیارش

کآنچه خواهی عطا کند زهرا

*

*

کمی آهسته تر ای در، مدارا

که پشت در رسیده باز زهرا

چرا ای در نداری رحم هرگز

شده روی سرم ویرانه دنیا

*

*

می دهد بال و پر خسته جبریل خبر

پیشِ چشمان علی رفت ز دنیا کوثر

دور می کرد ز دُور و برِ خانه همه را

ماند، یک جمعِ یتیم و تنِ سردِ مادر

*

*

فاطمیه اول غمهای ماست

فاطمیه موسم حزن وعزاست

فاطمیه ثلمه بر عالم بود

فاطمیه فصل غمهای خداست

*

*

واویلاه داره می سوزه هستم

زندگیم داره می ره از دستم

زهرا ببین که از غم رسیده جون من بر لب

زهرا اگر بری تو چی کار کنم من با زینب

*

*

چشم ما دریا – آه و واویلا – همه جا پیچیده ناله ی زهرا

کوچه ها پر خون – چادری پر خاک – شده پر ز گل لاله ی صحرا

چه خبر شده توی این شهر – چه بلایی سرش آوردن – تو کوچه سپاه نمروده

*

*

شعله ور شد آتش از خانه ی حبل المتین

دست بابا بسته و مادرم نقش زمین

ای مغیره مادر ما را مزن

لاله ی پیغمبر ما را مزن

وای مادرم مادر

*

*

مادر امشب زینبت را ناز کن

چشمهای بسته ات را باز من

یا مکن مادر از این خانه سفر

یا که زینب را به همراهت ببر

*

*

کدامین شب از آن شب تیره تر بود

که زهرا حایل دیوار و در بود

شبی کاندر هجوم تیغ بیداد

سرت را سینه زهرا سپر بود

زمان بر سینه خود سنگ می کوفت

زمین از داغ زهرا شعله ور بود

( زمزار )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *