خانه روستایی زیبا

نمی گیرد کسی جز غم سراغ خانه ما را … (غلامرضا قدسی)

(شعر زیبا)

نمی گیرد کسی جز غم سراغ خانه ما را … (غلامرضا قدسی مشهدی)

خواب اجل …

نمیگیرد کسی جز غم سراغ خانه ی ما را
بزحمت جغد پیدا می کند ویرانه ی ما را

از آن شادم که می آید غمش هرشب ببالینم
چه سازم گرک غم هم گم کند کاشانه ی مارا؟

چه غم گرجام ناکامان تهی مانداز می شادی
که خون دیده و دل پر کند ، پیمانه ی ما را

بشوخی میکند آنشوخ با زلف سیه بازی
اگر خواهد برقص آرد دل ، دیوانه ی ما را

زسر تا پای من ، مستی زند موج از نگاه او
نگهدارد خدا از چشم بد ، میخانه ی ما را

دل مشکل پسندم را ، اسیر خویشتن کردی
بدست آوردی آسان ، گوهر یکدانه ی ما را

نیفتد بر زبانها نام ما در زندگی ،،، یارب
مگر خواب اجل شیرین کند افسانه ی ما را

( زمزار )

پیشنهاد خواندن
(شعر) این باغ از آن توست که زهرای دیگری

همچنین ببینید

امام زمانی

آقا، بهار من زمسـتان است بی تو

( اشعار فراق امام زمان عج ) شعر از یاسر مسافر آقا ، بهار من …