عاشقانه انتظار

سادگی مرا ببخش که خویش را تو خوانده ام (دلنوشته)

( دلنوشته ها )

سادگی مرا ببخش … (اردلان سرفراز)

سادگی مرا ببخش که خویش را تو خوانده ام

برای برگشتن تو به انتظار مانده ام

سادگی مرا ببخش که دلخوش از تو بوده ام

تو را به انگشتر شعر مثل نگین نشانده ام

به من نخند و گریه کن چرا که جز نیاز تو

هر چه نیاز بود و هست از در خانه رانده ام

اگر به کوتاهی خواب ، خواب مرا سایه شدی

به جرم آن داغ عطش بر لب خود نشانده ام

گلوی فریاد مرا سکوت دعوت تو بود

ولی من این سکوت را به قصه ها رسانده ام

دوباره از صداقتم دامی برای من نساز

از ابتدا دست تو را در این قمار خوانده ام

گناه از تو بود و من نیازمند بخششم

چرا که من در ابتدا تو را ز خود نرانده ام

گناهکار هر که بود کیفر آن مال من است

به جرم آن داغ عطش بر لب خود نشانده ام

*

*

اردلان سرفراز زاده ٢۴ تیر ۱۳۲۹ در شهر داراب، شاعر و ترانه سرای موج نوین و آهنگساز ایرانی است. عشق و غربت، و زندگی ایرانیان مهاجر بن مایه اصلی سروده‌های وی به شمار می‌رود.
پیشنهاد خواندن
دلم زین آرزو خون شد که جان در پایت افشانم...(ابولحسن ورزی)

همچنین ببینید

امام زمان

(دلنوشته ظهور) برگرد روشنای دل انگیز آفتاب

( دلنوشته ظهور ) چشم های خیس … شعر از الهام امین روشن ترین ستاره …