یا مهدی ادرکنی

(دلنوشته) چون بی قرار تو شدم، آمد سکینه

( شعر برای امام زمان عج )

کمینه … شعر از سیدمحمد حکاک

عمری است تا آکنده ام از مهر، سینه

پالوده ام این دشت را از تخم کینه

بازار ناپاکی شکستی سخت برداشت

تا پایه شوق تو محکم شد به سینه

آراستم با جامه عشق تو دل را

پیراستم از جامه های وصله پینه

بدگوهری ها را پراکندیم از دل

از گوهر عشق تو پر شد این خزینه

هر اضطرابی را زلوح دل ستردم

چون بی قرار تو شدم، آمد سکینه

جز جان و دل چیزی به پای تو نریزم

شرمنده ام این است در دست کمینه

*

*

یا مهدی ادرکنی

( زمزار )

همچنین ببینید

کتاب چهارده ستاره در یک آفتاب نوشته شاعر آیینی شهر کرکوند جناب آقای حاج عبداله بهرامی

تو را نادیده کس اندر جهانت

(به قلم شاعر) آفریدگار … شعر از حاج عبداله بهرامی خداوندا تو رب العالمینی تو …