امام زمانی

آقا، بهار من زمسـتان است بی تو

( اشعار فراق امام زمان عج )

شعر از یاسر مسافر

آقا ، بهار من زمستان است بی تو
صحرا و کوه و دشت بی جان است بی تو
عید بدون تو صفا دارد ؟  ندارد
اصلا چرا این چهره خندان است بی تو
ای یوسف گم گشته ی دل در کجایی ؟
چشمان بر در مانده گریان است بی تو
از خاک بازی خسته ام  باور کن آقا
دنیا برایم مثل زندان است بی تو
کم کم جوانی رفت و حالا وقت پیری ست
این زندگی هم رو به پایان است بی تو
لیلی خبر دارد که مجنون در چه حال است ؟
مجنون کماکان در بیابان است بی تو
من مانده ام در نیمه شب با این غزل ها
آری ، دو باره وقت باران است بی تو ….

*

*

امام زمان تنهاست

( زمزار )

همچنین ببینید

امام زمان

بیا بیا که دلـم دارد آرزوی تو را

( اشعار و سروده های انتظار امام زمان عج ) بیا بیا که دلم دارد …