اس ام اس عاشقانه

جمله های غمگین دلتنگی

جمله های غمگین دلتنگی؛

تو می گذری…من می گذرم/ تو از من – من از دل
تو می خندی…من می خندم/ تو به من – من به روزگار
تو می گریزی…من می گریزم/ تو از عشق – من از خاطره
تو می روی…من می روم/ تو از اینجا – من ازاینجا
کاش می فهمیدی از اینجا ……. تا …… اینجا
چقدر فاصله است !

::
::

چه خوش خیال است
فاصله را میگویم
به خیالش تو را از من دور کرده نمیداند جای تو امن است
اینجا در میان دل من …
::
::
با یک عالمه فاصلـــه از خودم
انتظــــار دارم به تو برسم !
از اول هم آرزوهـــــایم محــــال بودند …
::
::
میخواستم تصویر با تو بودن را نقاشی کنم،
دیدم فاصله بینمان در ورق جا نمی شود،
کمی نزدیکتر بیا
میخواهم با تو بودن را حس کنم …
::
::
می نوشم …
نه چای نیست…
قهوه هم نیست…
حتی شوکران هم نیست
اما تلخ است…
تلخ تر از آنچه تصورش را کنی…
سالها قهوه ها را تلخ نوشیدم…
چای را هم…
من اینبار ثانیه های دور از او را می نوشم و نفس میکشم
و این تلخ… فرق دارد…
این تلخ جان فرساست…
::
::
اونی که گفته :
دوری و دوستی !
یا طعم دوستی رو نچشیده ؛
یا درد دوری نکشیده …
::
::
قسمت این بود که من با تو معاصر باشم
تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم
تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی
من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم
::
::
اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست
وفا آن است که اسمت را درون سینه ام دارم
::
::
روزگـار نبودنت را برایم دیـکـتـه می کند
و نـمـره ی من باز می شود صـفر !
هنوز نـبودنـت را یاد نگرفته ام …
::
::
استخوان هایم را به دانشمندان بسپارید …
شاید بفهمند نه یخبندانی بود نه بیماری مهلکی !
من از دوری تو منقرض شدم …
::
::
زمستان است
و من شنیده ام روزها کوتاه تر میشوند
ولى . . .
نمیدانم چرا دارند این روزها
هى بلندتر میشوند، بى تو !
::
::
امتداد فاصله از اعتبار عاطفه نمی کاهد
همیشه هستی ، همین حوالی . . .
::
::
اگر چه از تو دور هستم اما تو را در قلب خویش حس میکنم
حتی نزدیکتر از آن دو عاشقی که در آغوش هم هستند …
::
::
هرگز از دوری این راه مگو!
و از این فاصله ها که میان من و توست
و هرگاه که دلت تنگ من است،
بهترین شعر مرا قاب بکن
به نگاهت بگذار!
تا که تنهایی ات از دیدن من جا بخورد!
و بداند که دل من با توست
و همین نزدیکی ست
::
::
گرچه از فاصله ی ماه به من دورتری
ولی انگار همین جا و همین دورو بری
ماه میتابد و انگار تویی میخندی
باد می آید و انگار تویی میگذری
::
::
طب مدرن ، طب سنتی ، طب سوزنی ، همه را امتحان کرده ام
درد بی درمان است درد دوریت !
::
::
زمانی “من و تو ” بودیم و “دیگران” در کنارمان
حال ” من و تو “هستیم اما “دیگران ” بین مان
::
::
گـوش مـاهـی هـای سـاکـت
جـیـرجـیـرک هـای خـامـوش
کـلاغ هـای بـی خـبـر
هـمـه بـه احـتـرام نـبـودنـت سـکـوت کـرده انـد . . .
::
::
بدون قافیه ماندم، دل غزل تنگ است
چقدر شاعر این روزها دلتنگ اســـت
مرا به خال لب دوست بازگردانـیــــــد
اگر چه بین من و او هزار فرسنگ است
::
::
بین
من و تو
مرگ نمی تواند جدایی بیندازد…
فاصله که دگر هیچ…
::
::
در دوری لذتی است که در با هم بودن نیست
چون در با هم بودن ترس از فراق است و در دوری شوق دیدار . . .
::
::
مگر بین منو تو چقدر فاصله است
که هر چقدر سکوت میکنم …
نمیشنوی ؟
::
::
دور که میشوم، نزدیکتر می آید…!
نزدیک که میشوم، دورتر میرود…!
انگار که این ” فاصله ”
همیشه باید به شکلی رعایت شود !
::
::
بــآ مـَن از بـودن بـگـــو …
گـوشــم را کــَـر کـرده….
هـیـآهـوـےِ نــَـبودنـتـــ ـــ ـ
::
::
آنقـدر نیستـی
کــه گاهــی حـــس مـی کنـم
عشــق را نسیـه به مـن داده ای
بی تـابــم !
نقـــد می خــواهـمــت . . .
::
::
مثل این که این دل، آدم بشو نیست !
با لبخندت خر می شود و با دوریت سگ !
::
::
چندان هم دور نیستی ؛
فقط به اندازه ی یک نمیدانم از من فاصله گرفته ای !
آری ، “نمیدانم” کجایی ؟
::
::
رفتــه ای
و مــن هــر روز،
بــه مــوریــانــه هــایــی فکــر مــی کنــم
کــه آهستــه و آرام
گــوشه هــای خیــال ام را مــی جــونــد!
تــا بــی “خیــال” نشــده ام،
بــرگــرد . . .

::

::

رف‍ـــــــــــــــــــت . . .
بی آنکه مرا به خ‍ــــــــــــــــدا بسپارد . . .
نمی دانم . . .
خدا را از یاد برده بود یا مرا . . . !؟
::
::
درنگ
عجب دنیای عجیبیست !
رفتن و ماندن من به یک نقطه بند بود !
زمانی که گفتی” برو ”
چقدر عاشقانه می شد ، اگر نقطه اش بالا بود . . .
::
::
همیشه در سختی ها به خودم میگفتم : ” این نیز بگذرد . . . ” هنوز هم میگویم .
اما حال میدانم آنچه میگذرد عمرِ من است ، نه سختی ها !
::
::
همیشه دور نما ها
خواستنی ترند
مثل سراب
مثل فردا
مثل تو . . .
::
::
باختم تا دلخوشت کنم ، بدان که برگ برنده ات سادگیم نبود ! دلم بود . . .
::
::
می دونی چیه رفیق !؟
حکایت زندگی ما شده مث “دکمۀ پیرَن”
اولی رو که اشتباه بستی تا آخرش اشتباه می ریبد
بدبختی اینه که زمانی به اشتباهت پی می بری که رسیدی به آخرش . . .
::
::
گفته باشم !
من درد میکشم
تو اما چشم هایت را ببند
سخت است بدانم می بینی و بی خیالی . . .
::
::
چه زود فراموش می شوم
انگار سالهاست که من مرده ام
اما هنوز ذهن زخمی ام
یاد تو را نشانه می رود
::
::
گاهی آدمها چنان کیشت میکنند . . .
که تا سالهای سال مات میمانی !
::
::
سختی ها نمک زندگــــــی است . . .
امّا چرا کسی نفهمید ” نمــــــک ” برای من که خاطراتم زخمی است
شور نیست . . .
مزه ” درد ” میدهد . . . !
::
::
هی رفیق از تو چه پنهان
آدمها آنقدر دورم زده اند که بعید نیست
یکی از همین روزها میدانی را به نامم کنند . . . !
::
::
تـو هم تلخ بودی ! تلــخ !
درست مثل قطره های فلج اطفالی که در کودکی به خوردم می دانند !
غافل از اینکه این بار تلخی تــو دلم را فلــج کرد . . . !
::
::
مــن ، بــا کنــاری ات ، کنــار نمــی آیم ! کــنار مــیروم . . .
::
::
وقتی به خاطر پری قصه ها بخوای قهرمان داستان بشی ،
آخرش چیزی نخواهی شد ؛ جز همون کلاغی که به خونش نرسید !
::
::
از درد های کوچک است که آدم می نالد !
وقتی ضربه سهمگین باشد ، لال می شوی . . .
::
::
سلامتیه اس ام اس هایی که هر شب نوشته میشن و هیچ وقت فرستاده نمیشن…
چون میدونن جوابی نمیگیرن . . .
::
::
گفت : دوستت دارم
هر چه گشتم مثل تو پیدا نشد
گفتم : خوب گشتی ؟
گفت : آره
گفتم : اگه دوستم داشتی نمی گشتی . . .
::
::
عزیزم من خیلی وقته کارت قرمزمو گرفتم ، فقط دارم آروم آروم زمینو ترک میکنم واسه وقت کشی . . .
::
::
چه “ شوری ” میزند دلم وقتی . . .
در چشم دیگران
انقدر “ شیرین ” میشوی !
::
::
من و تو از همان روز اول ، محکوم به از دست دادن بودیم !
اس دونی دات آی آر
تو ، همان یک ذره احساست را . . .
و من . . .
تمام زندگی ام را . . .
::
::
غریبه ها که هیچ . . .
دوستان هم گاهی به اندازه ی دو سه خط بیشتر ، حوصله ات را ندارند . . .
::
::
حالا که تمام راه را آمده ام
حالا که تا تو هیچ نمانده
چقدر دیر خدا یادش آمد
که ما قسمت هم نیستیم . . .
::
::
چه درد بدی ست بزرگ شدن دردهایت ، قبل از خودت . . .

(پاتوق)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.