پیامک غمگین

اس ام اس سکوت (جدید)

اس ام اس سکوت؛

گاهـــــی ســکــوت یـعـنـــی کــلــی حــرف !

کــه حـــال زدنــش رو نــــداری

مـــی خـــواهــم ســـکــوت کــــنـــم دیـــگــر نـــای حـــرف زدن نــــدارم

کاش می دانستی من سکوتم حرف است

حرف هایم حرف است خنده هایم حرف است

کاش می دانستی می توانم همه را پیش تو تفسیر کنم

کاش می دانستی کاش می فهمیدی

کاش و صد کاش نمی ترسیدی که مبادا دل من پیش دلت گیر کند

یا نگاهم تلی از عشق به دستان تو زنجیر کند

من کمی زودتر از خیلی دیر مثل نور از شب چشم تو سفر خواهم کرد

تو نترس سایه ها بوی مرا سوی مشام تو نخواهند آورد

کاش می دانستی چه غریبانه به دنبال دلم خواهی گشت

در زمانی که برای غربتت سینه دلسوزی نیست

تازه خواهی فهمید مثل من عاشق مغرور شب افروزی نیست

سکوت همزاد تلخی است که در اینجا نفس می کشد

تا سنگینی سال ها نبودنت را پیشاپیش بر شانه هایم احساس کنم

ﮔﺎﻫﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﺳﺎﺩﻩ ﻋﺮﻭﺳﮏ می شویم جلوی معشوق

نه  حرف می زنیم ، ﻧﻪ ﺷﮑﺎﯾﺖ می کنیم ، ﻓﻘﻂ ﺳﮑﻮﺕ می کنیم

سکوت با من …

بی من …

همه لحظه هایم سکوت است …

درد هایم از سکوت است

اشک هایم از وجود سکوتیست که تمام روشنی های زندگم را تیره کرده

کاش نبود

نبود ومن می توانستم ان را در هیچ قسمتی از زندگیم نبینم

من سکوت خویش را گم کرده ام

لاجرم در این هیاهو گم شدم

من ، که خود افسانه می پرداختم

عاقبت افسانه ی مردم شدم

ای سکوت ، ای مادر فریادها

ساز جانم از تو پر آوازه بود

تا در آغوش تو ، راهی داشتم

چون شراب کهنه ، شعرم تازه بود

در پناهت برگ و بار من شکفت

تو مرا بردی به شهر یادها

من ندیدم خوشتر از جادوی تو

ای سکوت ، ای مادر فریادها

گم شدم در این هیاهو ، گم شدم

تو کجایی تا بگیری داد من؟

گر سکوت خویش را می داشتم

زندگی پر بود از فریاد من

سکوت کـــن …

فــریادها راه به جایی نمــی برنــد

فقــط طبل رُسوائیت را می کوبــنــد

سکوت می کنم

بگذار حرف ها آنقدر یکدیگر را بزنند تا بمیرند !

برای زندگی کردن بهانه ای نمی خواهم

برای نفس کشیدن تقلایی نمی کنم

و برای گفتن نگفتنی هایم هم چاره ای نمی جویم

سکوت و تنها سکوت!

و دیواری از نشدن و نرسیدن و باز هم سکوت

و قلبی تنها با احساسی عجیب و نگاهی عمیق

با حسرتی همیشگی و آهی تمام نشدنی برای تمام طول زندگی

عشق عجیبی است میان من و او

بودنم در کنارش به شرط نگفتن

سکوت می کنم

و تو از چشم هایم فریاد قلبم را بخون

مـــن از سکوت می آیم

از تدفین غمگیـن واژه در قبــر آه

از تکه پاره های روز خاطـره می آیم چسـبیده به شـب و گریه

با دسـت های می آیم که سـتاره و ماه را به آسـمان دوخته اند

جــاده اما پیدا نشـد و تــو گم شـدی

من از انتـهای راه می آیم از پیچـی تا پایان کـه بـه آخـر نرسـید

صدای نفس هایت تمام امواجم را

برای شنیدن درونت به سکوت می کشاند

همیــشه سکــوت خــوب نیــست

گـاهـی خُــرد می شــوی زیـر بـار حــرف هـای نـگفتــه

غافــل از اینکـــه بـــه تـــو تـهمـــت بـی جنـبگی می زنند

این حرف های تلخم را بخوان

از این به بعد تنها به اعتراف ” سکوت ممنوع لب هایم “  لبخند خواهم زد

هـمـانـگـونـه کـه آمـدم از خـیـالـت پـاک مـی شـوم!

آرام ، بــــی صـــــدا ، بــــی چــــــراغ

قـــول می دهـــم ذره ای صـدای رفـتـنـم آرامـش سکـــــوتت را برهم نزند!

همیشه سکوت نشانه رضا نیست

گاه سکوت یعنی اما یعنی اگر

یعنی هزار و یک دلیل که دل می ترسد بلند بگوید برای از دست ندادنت

این روزها ساکت که بمانی می رود به حساب جواب نداشتنت

عمرا اگر بفهمند داری جان می کنی تا احترامشان را نگه داری

بعضی حرف ها گفتنی ست ، بعضی نوشتنی و بعضی هیچکدام (سکوت) !

این روزها به هیچکدام نزدیکترم

آرامتر سکوت کن

صدای بی تفاوتی هایت آزارم می دهد

گاهی سکوت یک دوست معجزه می کند

وتومی فهمی که بودن همیشه در فریاد نیست

همیشه با خودم فکر میکنم برای سکوت هم معنی مثبت هست هم معنی منفی!

یه بار می گیم سکوت علامت رضاست

یه بارم میگیم جواب ابلحان خاموشی است

اگر دلت گرفته سکوت کن …

این روزها کسی معنای دلتنگی را نمی فهمد …

روزهایم در سکوت می گذرند

سکوتی وحشتناک

می گذرند دیگر

ما خوشیم به اینکه می گذرند

بیا خداحافظی کنیم

تو حرف هایت را بزن

فحش هایت را بده ومن سکوت می کنم

فقط بیا خداحافظی کنیم اینگونه رفتن درد دارد

در برابر گرگ ها سکوت نخواهم کرد

سکوت کردن جلوی گرگ ها به معنای چشم پوشی از خوشبختی است

به نفس های به شمار افتاده ام

در پس سکوت بی انتهای شب سوگند

من ماه هاست خواب را به لحظه های خیالی تماشای چشمان تو فروخته ام

سکوت تنها مختص لب ها وگوش ها نیست

برای درک سکوتم گاهی دست هایم نیز حرفی دارند برای نگفتن!

برای آمدنت سکوت می کنم

سکوتی سنگین تر از فریاد

در جواب ابلهان

آنقدر سکوت کردیم که گفتند

حرف حساب جواب ندارد

آه

ای برهه های سکوت

کی پایانتان را بی صدا فریاد می زنید ؟

مگر بین من و تو چقدر فاصله اس

که هر چقدر سکوت می کنم نمی شنوی …

من سکوت کردم آری

جای حرفی برایم نمانده بود

دستان سردت را رها کردم

رفتم تا تو به هرآنچه که می خواهی برسی

کاش تو هرگز سکوتت را نمی شکستی و می رفتی

همیــشه سکــوت خــوب نیــست

گـاهـی خُــرد میشــوی زیـر بـار حــرف هـای نـگفتــه

غافــل از اینکـــه بـــه تـــو تـهمـــت بـی جنـبگــــی می زننـــد

سکوت و صبوری آدم ها را

به حساب ضعف و بی کسی شان نگذارید

شاید هنوز به چیزهایی پای بندند

چیزهایی که شما یادتان نمی آید

سکوت و صبوری مرا به حساب ضعف و بی کسی ام نگذار

دلم به چیزهایی پای بند است که تو وفـــایت قد نمی دهد

سکوت می کنیم

به یاد تمام دوستت دارم هایی که در گلو مرد

سکوت می کنیم

به احترام تمام خاطراتی که در و دیوار زندگی را آذین بسته اند

سکوت می کنیم

برای لحظه های با هم بیشتر بودنمان

و سکوت انگار سخت ترین کار دنیاست

سکوت می کنیم

آخ دیدی چه شد ؟

من با همین کلمات سکوت را شکستم

چه رسم جالبی است

محبتت را میگذارند پای احتیاجت

صداقتت را پای سادگیت

سکوت را پای نفهمیت

نگرانیت را پای تنهاییت

و وفاداریت را پای بی کسی

و آنقدر تکرار می کنند که خودت باور می کنی تنهایی و بی کس و محتاجی

همیشه سکوت نشانه ی رضایت نیست

گاهی سکوت می کنم تا بفهمی چه بی صدا باختی …

این روزها من خدای سکوت شده ام

خفقان گرفته ام تا آرامش او خط خطی نشود

بعضی ها گریه نمی کنند

اما از چشم هایشان معلوم است

که اشکی به بزرگی یک سکوت

گـــــوشه ی چشمشان به کمیـــــن نشسته

دیشب در جاده های سکوت

در ایستگاه عشق

هر چه منتظر ماندم کسی برای لمس تنهاییم توقف نکرد

و من تنهاتر از همیشه به خانه برگشتم . . .

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست

حق با سکوت بود صدا در گلو شکست

تا آمدم با تو خدا حافظی کنم

بغض امان نداد و در گلو شکست

گاهی دلت آنقدر می گیرد

که مجبوری تمام بغضت را با سکوت دفن کنی

واین است کار این روزهای خاکستری من

سکوت بی بهانه ترین صدای مهر است

و من سکوت می کنم تا بگویم

دوستت دارم

کاش می شد برگردی و ببینی

چگونه چشمانم تقاص سکوتت هایت را پس می دهد

کاش …

دوستت دارم در سکوت

مبادا در صدایم توقعی باشد که خاطرت را بیازارد

تاوان عشق وسکوتم برای تو فقط یه چیز بود

سقوط …

این روزها حرفی برا گفتن جز سکوت ندارم

اما اشک های زیادی برای ریختن دارم

هیچ گاه به خاطر هیچکس از ارزش هایت دست نکش

چون اگر روزی آن فرد از تو دست بکشد

تو می مانی و یک   من   بی ارزش

دلم کار دست است

خودم بافتمش

تارش از سکوت

پودش از تنهایی

همین است که خریدار ندارد…

این روزها

دلم اصرار دارد فریاد بزند

اما من جلوی دهانش را می گیرم

وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد

این روزها من روزه سکوت گرفته ام …

آرام گرفته ام تا آرامش آنان که زیر پا له ام کردند خط خطی نشود

هرکس روشنایی دهد عاقبتش دار است

سقف خانه را ببین اعدام دسته جمعی چراغ ها …

سکوت..

سکوت فقط صحبت نکردن نیست…

سکوت فقط آروم بودن نیست…

سکوت فقط نگاه کردن و دم نزدن نیست…

می توانیم سکوت را صحبت عقل بدانیم

لعنتی کاشکی می دونستی

سکوتم دردها داره واسه گفتن …

گاهى سکوت مى آموزد

بودن همیشه در فریاد نیســت

اسطـــوره شدن یعنى در عین رفتــن بمــانى

یعنى باشى یـــا نباشى دوستت داشته باشند و دلــتنگت شوند…

بعضـى ها گــریه نمى کنند

اما از چشم هایشان معلوم است که اشــکى به بزرگى یک سکــوت

گوشه چشمشان به کمــین نشسته …

ساکت نیستم

لب هایم هم نسوخته است

تنها تمام ِ من تــاول زده از آشی که نخورده ام …

این روزها زیادى ساکــت شده ام

نمى دانم چــرا حرف هایم به جای گلـــو

از چشـــم هایم بیرون مى آیند …

سکـــوتتو بشکن ، خیلى دلـــم خونـه

بزار دوبـاره صــدات بپیــچه تو خونه

من از سکــوت تو این خونه بى زارم

صـدام بزن خیلى صداتو دوس دارم

این روزها…

من خداى سکــــــوت شده ام

خفــقان گرفته ام تا آرامــش اهالى دنــیا خـط خـطى نشود…

آرام تر سکـــــوت کن …

صداى بى تفاوتى هایت آزارم مى دهــــد

دلــم یک آلزایـمر خفیــف مى خواهد

آن قــدر که یــادم نرود

به نفعم است که به چند زبــان زنده ى دنیا سکــوت کنم

سکوت قلبتو بشکنو برگرد

نذار این فاصله بیشتر از این شه

سکوت هم تا یک جایى هنر است …

از حد که بگذرد بهم مى ریزد هر آنچه را که نباید

ساکت نیستم

لب هایم هم نسوخته است

تنها تمام ِ من تاول زده از آشی که نخورده ام …

سکوت حرفیست که گفته نمی شه

بغض می شه …

دوست دارم خلوتی باشد تا تو سکوت کنی

و من لبریز شوم از دوست داشتن ها …

سکوت حرف ساده ایست

که همیشه اشتباه ترجمه می شود …

سکوت تنها واژه ای بود

که از آن گریزان بودم

و من دیگر بعد از تو سرشار از سکوتم

گاهی دلت می خواد همه بغض هات از توی نگاهت خونده بشن

میدونی که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری

اما یه نگاه گنگ تحویل می گیری یا جمله ای مثل چیزی شده؟

اونجاست که بغضت رو با لیوان سکوت سر می کشی

و با لبخندی سرد می گی نه ،هیچی …

سکوت سر شار از ناگفته هاست

دلتنگی های آدمی را باد ترانه می خواند

رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد

وهر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند

سکوت سرشار از سخنان ناگفته است

از حرکات ناکرده

اعتراف به عشق های نهان وشگفتی های بر زبان نیامده

در این سکوت حقیقت ما نهفته است

حقیقت تو و من

احمد شاملو

 (اس ام اس جدید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.