دوست داشتن

اس ام اس های عاشقونه

اس ام اس عاشقانه؛

صحبت از “دیروز و امروز و فردا” نیست

صحبت از توست و تو یعنی “همیشه”

ارزشمندترین مکان هایی که میتوان در دنیا حضور داشت :

در فکر کسی در قلب کسی و در دعای کسی …

برای مردن لازم نیست عزرائیل بیاید

همین که تو نیایی کافیست …

برای تو که مهم باشم

مهم نیست برای دیگران مهم باشم یا نباشم !

آواره ام میان من و تو

به امید روزی که ما شویم !

هیچوقت آﺭﺯﻭﯼ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻧﮑﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺑﯽ ﺧﻮﺩﺕ !

می دانی که هنوز “دوستت دارم” عاشقانه ترین هدیه ای است که برای تو دارم !

نفس شاید دلیلی باشد برای زندگی اما بی شک “تو” بهانه ی آنی …

او تنها ضمیر غایبی است که مدام در من حاضر است …

تمام پیاده رو های جهان اگر گذر نامه بخواهند

چشمان تو را نشانشان می دهم !

قلب تو قلب منه

دوری تو درد منه

خوشی من بودن تو

نبودنت مرگ منه

دوست داشتن یعنی تنهایت میگذارم

همانگونه که خواستی اما جایت در زندگیم همیشه خالیست

تـــو برمی گردی و زندگی را از جایی که

پاره شده دوباره به هم می دوزیم

در صندوق خاطره ها هنوز نخ برای بخیه زدن هست

هنوز هم وقتی باران می آید

تنم را به قطرات باران می سپارم

می گویند باران رساناست

شاید دست های من را هم به دست های تو برساند

پلک های مرطوب مرا باور کن

این باران نیست که می بارد

صدای خسته ی من است

که از چشمانم بیرون می ریزند

نفس نمی کشــــــــد هــــــــوا

قـــــــــدم نمی زند زمیـــــــن

سکـــــــــوت می کنـــــد غزل

بــــــــدون تـــــو یعنی همین

بـه آمـار زمین مـشـکـوکـم

جـمـعـیـت دنـیـای مـن دو نـفـر اسـت

آسمان هم که باشی بغلت خواهم کرد

فکر گستردگی واژه نباش

همه در گوشه ی تنهایی من جا دارند

پر از عاشقانه ای تو

دیگر از خدا چه بخواهم ؟

مثل یک روح در دو پیکریم

تو در پیکره ی خدایی

من در پیکره ی انسانی

عاشقانه می پرستمت

شاید روزی یک روح در یک پیکر شویم

هیچ نمی خواهم

یه تو یه من یه جا

کنار هم برای هم

امـتـداد بـازوانـت مـی شـود انـتـهـای دلـدادگـی

مـی شـود هـمـان گـوشـه دِنـجـی که راحـت مـی تـوان جان داد

هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست

که یک نفر احساست رو بفهمه

بدون اینکه بخوای به زور بهش حالی کنی

راستش را بخواهی از موقعی که رفتی هیچ چیز تغییر نکرده است

من هنوز قهوه می خورم سیگار می کشم پیاده میرم

هستم اما تلخ تر بیشتر تنهاتر

امشب از اون شب هاست که من دوباره دیوونه بشم

تو مستی و بی خبری اسیر میخونه بشم

امشب از اون شب هاست که من دلم می خواد داد بزنم

تو شهر این غریبه ها دردم رو فریاد بزنم

دلم می خواهد این کوچه باغ پاییز زده

که در آن قدم گذاشته ام بی پایان باشد

آنگاه که قرار است به پایان آن برسم از دنیا وداع گفته باشم

تا تنها پاییز را ببینم دیگر نمی خواهم رهگذری را ببینم که روی

برگ ها پا می گذارد و قدر پاییز را نمی داند

هر روز نبودنت را بر دیوار خط کشیدم

ببین این دیوار لامروت دیگر جایی برای خط زدن ندارد

خوش به حال تو که خودت را راحت کردی

یک خط کشیدی تنها

آن هم روی من

عطرهای خوب

شیشه ی خالی شان هم بعد سال ها هنوز عطر می دهد

درست مثل جای خالی تو . . .

تو راحــــت بخواب

من مشق گریه هایم هنـــوز مانـده

جایی هست که دیگه کم میاری از اومدن ها , رفتن ها , شکستن ها

جایی که فقط می خوای یکی باشه

یکی بمونه

نره ، واسه همیشه کنارت باشه

من الان اونجام

تو کجایی ؟

دل صد چاک ما را تیغ ترحم بدرید

دل ما را به همان قیمت ارزان بخرید

دل من گرچه شکسته گوهری ناب شده

عشق در قلب تو آن تحفه ی نایاب شده

همه مرا به خنده های با صدا می شناسند

این بالش بیچاره به گریه های بی صدا

قهوه ی تلخ عشق را شکر می ریزیم

من هم می زنم تو هم می زنی

ناگهان تقدیر همه چیز را بر هم می زند

بی تو میان جمع نیستم

اما جمعیتی در من است که به تو فکر می کند

قلبمو می دم باهاش سرقلیون درست کنی

تا بفهمی سینه سوخته مرامتیم

اگه کسی رو دوست داشته باشی

نمی تونی تو چشماش زل بزنی

نمی تونی دوریش رو تحمل کنی

نمی تونی بهش بگی چقدر دوستش داری

نمی تونی بهش بگی چقدر بهش نیاز داری

برای همینه عاشقا دیوونه می شن

عشق غالبا یک نوع عذاب است

اما محروم بودن از آن مرگ است

برایش می نویسم دلتنگشم

می دانم که نمی داند ولی می دانم که می خواند

گاه نمی دانم چه پیامی را بهانه کنم

تا از حال آنکه روحم با اوست آگاه شوم

این بار که دلتنگی را بهانه کردم ،فردا را چه کنم ؟

باز آمدنم به خدمتت دیر نشد

اندیشه مکن دلم ز تو سیر نشد

یک موی تو را به عالمی نفروشم

تو جان منی کسی ز جان سیر نشد

خرابتم

نذار هرکی از کنار ما رد می شه

بگه این خراب شده مال کیه

هی لعنتی اینبار قلابت را بدون طعمه بینداز

اینجا پر از ماهی هاییست که می دونن شکست عشقی چیه

گرچه جدا از تو ولی همیشه با تو زیستم

من و تو نکن که من کسی به جز تو نیستم

حکایت کنگر خوردن و لنگر انداختن است

حضور خاطراتت در وجود من

وقتی عطر تنت را می خواهم

به باد هم التماس می کنم

خدا که جای خود دارد

دلم هوای تو را می کند می روم سراغ شعرهایم

این روزها خوب یاد گرفته ام خود را به کوچه علی چپ بزنم

تفاوتی ندارد خواب باشم یا بیدار

زیباترین تصویر پیش چشمانم همیشه تویی

گاهی به سرم می زند بزنم زیر همه چیز و همه چیز

اما سر که کاره ای نیست

این دل است که فرمانروایی میکند

برای دلم گاهی پدر می شوم

خشمگین می گویم

بس کن

تو دیگر بزرگ شدی

آرزو دارم فقط یکبار سرت را روی سینه ام بگذاری

تا طپش نامنظم قلبم را احساس کنی

ولی از این می ترسم که قلبم به احترامت بایستد

سفری به دور دنیاست

وقتی دستانم تا انتها رویت را نوازش می کنند

حواسم را هر کجا که پرت می کنم

باز کنار تو می افتد

ایــــــن اشک هــــا از قلبیست که شبیــــــه دخترکــی لجبـــــــاز

فقط تــــو را می خواهـــد و از بـــــازی با خاطرات خسته شـــــــده

یادت که می افتم

از شوق دهان چشمانم آب می افتد

پسر : بزرگترین آرزوت چیه ؟

دختر : اینکه عشقمو زیر بارون بغل کنم ! تو چی ؟

پسر : اینکه کسی که زیر بارون بغلش میکنی من باشم …

اعتیاد هم دلیل زیبایی است

برای مردن وقتی که تزریق هوای تو باشد …

تو یادگار روز هایی هستی که نه فراموش می شوند و نه تکرار

بعضی از آدم ها به بعضی چیزها عادت نمی کنند مثل من به نبودن تو !

معنای دنیا را در کسی ببین که دنیا برایش بدون تو معنایی ندارد …

خیلی دوستت دارم

اما نمیدونم “خیلی” رو چطوری بنویسم که خیلی خونده بشه …

لبخند که میزنی

کمترین اتفاقی که می افتد اختلال در تشخیص ماه های قمریست !

چشمهایت عقیق اصل یمن

گونه ها قاچ سیب لبنانی

تو بخندی شکسته خواهد شد

قیمت پسته های کرمانی

با تو بودن را برای این باور دارم

که بی تو بودن را نمی توانم باور کنم …

میگن هروقت دلت واسه اونیکه دوسش داری تنگ شد ، نگاش کن

اگه پیشت نبود صداش کن

اگه نشنید دعاش کن !

خوشبختی ملاقات دوباره چشم های توست

حتی اگر در نگاه تو تصویری از رویای با هم بودنمان نباشد !

آسمان را بی ستاره ، دریا را بی موج ، دیده را بی اشک

لب را بی خنده و زندگی را بی تو دوست ندارم ای بهترینم

بازوهایم وطنیست که در آن جز تو هیچکس خانه ای نخواهد داشت

هیچ چیز تو دنیا ارزشمندتر از این نیست

که بدونی کسی حتی بیشتر از جونش دوستت داره

عشق یعنی شب موقع خواب تا چشماتو میبندی

صورتشو با تمام جزئیات ببینی و بعد آروم لبخند بزنی …

دختر : بیا دوری کنیم از هم

پسر : نمیتونم

دختر : چرا آخه ؟

پسر : دلم تنگ میشه بیش از حد ، دلم تنگ میشه بیش از حد !

حلقه ی دستانمان را دوست دارم

وقتی دستت توی دست من است و دل توی دلم نیست …

تمام خستگی هایت را یکجا میخرم …

تو فقط قول بده صدای خنده هایت را به کسی نفروشی !

مرا خیال تو بیخیال عالم کرد !

می نویسم از تو ای زیبای من

می سرایم از تو ای رویای من

ای نگاهت سبزتر از سبزه زار

می نویسم بی قرارم بی قرار

هروقت دلت گرفت لبخند بزن

به یاد کسی که برای لبخندت بارها دلش گرفت !

گل اگر چشم خودش باز کند خواهد مرد

ماه در اوج غرورش به زمین خواهد خورد

چون به زیبایی تو حسرت عالم خوردند

برق چشمان تو روح از تنشان خواهد برد

انسانهای خوب همانند گل های قالی اند

نه انتظار باران را دارند و نه دلهره ی چیده شدن

دائمی اند

دیـگـــر نه اشـک هایــم را خــواهـی دیــد

نه التـــمـاس هـــایم را

و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را

به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی

درخـتـی از غــــرور کـاشـتم

دلی که شکستی را گچ چاره نکرد

گل گرفتمش

با یاد تو این ستاره ها رنگی بود

این دفتر خاطرات من سنگی بود

از درس کلاس عاشقی سهمم باز

یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود

دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد

آنچه کردی تو به من هیچ ستم کار نکرد

لعنت به همه ی قانون های دنیا

که در آن شکستن دل پیگرد قانونی ندارد

تا دیروز هرچه می نوشتم عاشقانه بود

از امروز هرچه بنویسم صادقانه است

عاشقانه دوستت دارم

یه رابطه از اونجایی خراب میشه که

تو ناراحتش کنی و یکی دیگه آرومش

سرد بودنم را بگذار

به حساب گرم بودنت با دیگران

تک گلی هستی تا عرش می خواهم تو را

گرچه کم می بینمت بسیار می خواهم تو را

من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم

نکند فرق به حالم چه برانی چه بخوانی

چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی

نه من آنم که برنجم نه تو آنی که برانی

گفتی : نفرین می کنی ؟

گفتم : نه اما از خدا می خوام

هیچکس اندازه من دوستت نداشته باشد

آنکه دستور زبان عشق را

بی گزاره در نهاد ما نهاد

خوب می دانست تیغ تیز را

در کف مستی نمی بایست داد

دل من یه روز به دریا زد و رفت

پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

زنده ها خیلی براش کهنه بودن

خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

نفست باران است

دل من تشنه ی باریدن ابر

دل بی چتر مرا مهمان کن

از وقتی که تــو رفتی

آینده هیچ وقت نیامد که هیچ

گذشته هم هیچ وقت نگذشت

بسترم صدف خالی یک تنهایی است

و تو چون مروارید گردن آویز کَسان دگری

فاصله خط عابر پیاده ندارد

دست مرا بگیر و از آن رد کن

قرار دیدار ما هر نیمه شب

خیالت که نمی گذارد بخوابم

تو را طلب نمی کنم

نه اینکه بی نیازم صبورم

(اس ام اس جدید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.