پندآموز

جملات و اشعار پندآموز

جملات و اشعار پندآموز؛

عاقلانه انتخاب کن تا عاشقانه زندگـی کنی
چون اگر عاشقانه انتخاب کنی عاجزانه زندگـی می کنی  . . .

*

*

حضرت علی (( علیه السلام )) به مالک اشتر فرمود: اگر شب هـنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشمـ نگاهش مکن شـــــــــــــاید سحـــــر توبـــــــــــه کرده باشد و تو ندانی این است بخشش پروردگار مهربانت

*

*

خداوند انقد مهربون هس که میفرماید::

این درگه ما درگه نومیدی نیست

صدبار اگر توبه شکســـــــتی بازآ

*

*

هر چیزی که نگهبان آن بیشتر باشد استوار تر گردد

مگر “راز” که نگهدار آن هرچه زیادتر باشد ، آشکار تر . . .

(افلاطون)

*

*

بی عوض دانی چه باشد در جهان ؟

عمر باشد ، عمر ، قدر آن را بدان . . .

*

*

بعضی ها آنقدر فقیر هستند ، که تنها چیزی که دارند

پول است  . . .

*

*

در دنیا باشید ، ولی با دنیا نباشید

در دنیا زندگی کنید، ولی از دنیا بگذرید . . .

*

*

بـــا تو سخنانِ بـــی زبان خواهم گفت

از جمله ی گوش ها نهان خواهم گفت

جـز گـــوشِ تـو نشنود حدیث من کَــس

هـــر چند میـــانِ مردُمــان خواهم گفت

(مولانا)

*

*

ذهن مثل چتر نجات است ، وقتی عمل می کند که باز شده باشد . . .

*

*
زمین خوردن چه زیباست اگر هدف بوسیدن خاک پای مادرت باشد  . . .

*

*

زبانت ز عقلت حکایت کند  / بیانت ز فضلت روایت کند

تو را نیست گر عقل و فضل و ادب  / ز گفتار بیهوده بربند لب‏ . . .

*

*

استفاده به موقع از فنجانی آب ، مهیب ترین آتش سوزی را مهار می کند . . .

*

*
چو با ابلهان کَس شود همنشین  / تو او را به چشم بزرگى مبین‏

سزد گر شود خوار و درمانده او  / ز نزد همه دوستان رانده او . . .

*

*
عجیب است

که انسان نه می تواند برای تولدش شادی کند  و نه برای مرگش عزا بگیرد . . .

*

*

سزد گر خردمند با بذل مال  / کند خویش ممدوح اهل سؤال‏

بپرهیزد از خوارى خواهش او  / کند با قناعت خود آرایش او . . .

*

*

هرگز از رودی که خشک شده است به خاطر گذشته اش سپاسگذاری نمیکنند . . .

*

*

بزرگان خود را گرامى شمار  / تو را گر بود جان من این شعار

کنند از تو کوچک تران احترام‏  / به نیکىّ و خوبى برند از تو نام‏ . . .

*

*

“ریشه” گلی است که به شهرت پشت کرده است . . .

(جبران خلیل جبران)

*

*

چو با صدقه منّت گذارى به کَس  / تو را این چنین بذل و انفاق بس‏

گناهش ز اجرش بود بیشتر  / مزن بر دل بینوا نیشتر . . .

*

*

«عقلانیت باز» آن عقلانیتی است که فراموش نمی‌کند که

«یکی» در «چند» است و «چند» در «یکی» . . .

(ادگارمون )

*

*

کسى را بود عزّت و احترام  / که باشد فروتن چو دارد مقام‏

کند پیشه افتادگى آن بلند  / بپرهیزد از نخوت آن ارجمند . . .

*

*
نگاه به کار مفیدم، کَس نمی کند

هزار دیده منتظر یک اشتباه من است . . .

*

*

برو تکیه بر حکم تقدیر کن  / نه چون جاهلان ترک تدبیر کن‏

چو کس را رضایت بود بر قضا  / شود از غم و رنج گیتى رها . . .

*

*
در تله ی تعصبات دیگران گرفتار نشوید که این زندگی کردن با حاصل تفکرات آنهاست

(استیو جابز)

*

*

چو بر دوستان خرده گیرد کسى  / سرانگشت حسرت بخارد بسى‏

گریزند از او دوستانش زیاد  / برندش همه دوستى را ز یاد . . .

*

*

تو را گر نکوهیده باشد روش  / کند دشمن و دوستت سرزنش‏

شوند از تو اطرافیان تو دور  / کجا دوست بتوان گرفتن بزور . . .

*

*
مکن هیچ گه راز کس را تو فاش  / بیا در امانت تو خائن مباش‏

که از آن نباشد خیانت بتر  / بپا گردد از آن بسى شور و شرّ . . .

*

*

چو کس نفس خود را شناسد درست  / نباشد ز تهذیب آن هیچ سست‏

ز پاکىّ و عفّت نگردد جدا  / کند دورى از هر بد و ناروا . . .

*

*

دوست تو کسی است که هرگاه از تو سخن حق بشنود ، خشمگین نشود . . .

(فیثاغورث)

*

*

نباشد گریز از قضا و قدر  / فراوان رسد بنده را، بی خبر

نگردى به تدبیر از آن رها  / گناه است خشم از رضاى خدا . . .

*

*

هرگز در میان موجودات مخلوقی که برای کبوتر شدن آفریده شده کرکس نمیشود

این خصلت در میان هیچ یک از مخلوقات نیست جز آدمیان !

( ویکتورهوگو )

*

*

هر کس بد ما به خلق گوید

ما دیده ی دل نمی خراشیم

ما خوبیِ او به خلق گوییم

تا هر دو دروغ گفته باشیم

(دکتر شریعتی)

*

*

سگی را لقمه ای هرگز فراموش

نگــردد ور زنی صد نوبتش سنگ

وگر عمـــری نوازی سفلـــه ای را

به کمتـــر تندی آید با تو در جنگ

(سعدی)

*

*

عمریست که از حضورِ او جا ماندیم

در غربتِ سردِ خویش تنها ماندیم

او منتظر است تا که ما برگردیم

ماییم که در غیبت کبرا ماندیم

*

*

فقــــــــــــر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست . فقر، چیزی را ” نداشتن” است.
ولـــــــــــی، آن چیز پول نیست ، طلا و غذا (هم ) نیست …
فقـــــــــــــــر ، همان گرد و خاکی است که بر کتاب های فروش نرفته ی یک کتاب فروشی می نشیند.
فقــــــــــــــر ، تیغه های برنده ی ماشین بازیافت است،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد می کند.
فقــــــــــــــر کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند.
فقــــــــــــــر ، پوست موزی است که از پنجره ی یک اتومبیل به خیابان انداخته می شود.
فقــــــــــــــر ، همه جا سر می کشد .
فقــــــــــــــر ، شب را ” بی غذا ” سر کردن نیست
فقــــــــــــــر ، روز را ” بی اندیــــــــــــــشه” ســـــــــــــر کردن استـ. (دکتر علی شریعتی)

*

*

دکتر شریعتی: هیــــــــــچ کس لیـــــاقت اشک های تو را نـــدارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث ریختن اشک های تو نمی شود.

*

*

دکتر شریعتی :
زنی که زیبایی اندیشه پیدا کرده باشد، زیبایی بدنش را نشان نمی دهد.

*

*

قبــــــــل از اینـکه بخواهی در مورد من و زندگی من قضــــــــاوت کنی

کفشـــــــــــــهای من را بپـــــــــــوش و در راه من قدم بزن.

از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من عبور کردم

اشکــــــــــــهایی را بریز که من ریخــــــــتم

دردها و خوشــــــــــــیهای من را تجــــــــــــربه کـن

سالهایی را بگذران که من گذراندم …

روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم

دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن

همانطور که من انجام دادم …

بعد ، آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی

(اس ام اس جدید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.