آنتونی رابینز
آنتونی رابینز

جملات زیبا و کوتاه از آنتونی رابینز

سخنان آنتونی رابینز؛

طرز فکری که ما را به جائی رسانده است که اکنون هستیم

ما را به جائی که می خواهیم برویم  نخواهد رساند

کلمات چنان قدرتی دارند که می توانند

آتش جنگی را بیفروزند و یا صلحی را بر قرار سازند

رابطه ای را به نابودی کشانند و یا آنرا محکمتر کنند

گاهی کارها دقیقا طبق برنامه پیش نمی رود

اما اگر یقین کنید که فصل ها جای خود را به یکدیگر می دهند

متوجه می شوید که در دراز مدت نوبت برداشتن محصول هم خواهد رسید

آیا هرگز به این فکر افتاده اید که کلماتی که بطور عادتی از آنها استفاده می کنید

دارای چه قدرت جادویی برای ایجاد روحیه مثبت و یا ایجاد غم و افسردگی هستند؟

آیا کلماتی که بکار می برید، سازنده اند یا نابود کننده؟

آیا در شما امید ایجاد می کنند یا نومیدی؟

برای اینکه تاثیر شگفت انگیز کلمات را در تغییر روحیه دریابید

این بار که خواستید به بیان احساسات خود بپردازند، آگاهانه در انتخاب کلمات، دقت کنید

آیا اگر بخواهید در برابرجمعی از مردم سخن بگویید عصبی می شوید؟

آیا دل پیچه می گیرید ؟

تنفستان تند می شود؟

ضربان قلبتان بالا می رود ؟

دستتان می لرزد؟

باید یاد بگیریم چگونه از این احساسات به سود خود استفاده کنیم

بالا رفتن ضربان قلب دشمن انسان نیست بلکه حامی اوست

این بار که در مرکز توجه جمعی قرار گرفتید

و میزان آدرنالین خونتان بالا رفت نام آن را هیجان بگذارید نه ترس…

موقعی که اوضاع بر وفق مراد نیست

اغلب اشخاص فکر می کنند ( همیشه به همین منوال خواهد بود)

اما شاید بتوانید از تمثیل بهتری هم استفاده کنید

مثلاٌ ( زندگی هم دارای فصلهایی است و من اکنون در فصل زمستانم)…

در زمستان بعضی ها یخ می زنند و بعضی دیگر اسکی بازی می کنند

بعلاوه در پس هر زمستانی بهاری است

همچنان که در پی هر روزی شبی است

خورشید طلوع می کند و می توان دانه های تازه ای کاشت

آنگاه تابستان و سپس پائیز و فصل برداشت فرامی رسد

به پشتکار سنگتراش توجه کنید

چگونه وی سنگ به آن برزگی را می شکند و به آن شکل می دهد

او هر سنگ سختی را با تیشه می تراشد

ضربه اول حتی خراشی جزئی هم بر سنگ وارد نمی کند

اما او پشت سر هم صدها و یا هزاران ضربه می زند

حتی در مواقعی که حرکات او بیهوده به نظر می رسند دست از تلاش بر نمی دارد

زیرا می داند که اگر کسی فوراٌ به نتیجه نرسد معنی اش این نیست که پیشرفت نمی کند

پس او از زدن ضربه دست نمی کشد

زمانی فرا می رسد که سنگ دو نیم می شود

آیا فقط ضربه آخر مؤثر بوده است؟

البته خیر

تلاش مستمر او نتیجه داده است

کرم ابریشم ابتدا بصورت کرم است

و موقعی که به دور خود پیله ای می تند

ظاهراٌ مرده به نظر می رسد

اما در واقع چنین نیست

بله او در حال تبدیل شدن به پروانه است

گاهی اوقات کافی است که به خدا اعتماد کنیم

زیرا اوست که می داند چه موقع ما باید به پروانه مبدل شویم…

بساری از ما(بد حال) بودن را طبیعی می دانیم

اما برای خوشحال بودن باید دلیلی داشته باشیم

اما شما برای احساس خوشحالی به هیچ بهانه ای نیاز ندارید

می توانید هم اکنون تصمیم بگیریدکه خوشحال باشید

به این دلیل ساده که زنده اید، به این دلیل که چنین می خواهید.

لزومی ندارد که منتظر چیزی یا کسی باشید!

هیچ احساسی شریفتر از دلسوزی و خدمتگزاری به دیگران نیست

احساس این که به عنوان یک انسان، چه کسی هستید، چگونه زندگی کرده اید

گفتار و اعمال شما چه بوده است، و چه اثرات عمیق و معنی داری بر زندگی دیگران گذاشته اید

بزرگترین موهبت زندگی است

رمز زندگی، بخشندگی است

گاهی درد و رنج، چیزهایی به ما می‌آموزد

که شادی و شادمانی هرگز نمی‌تواند بیاموزد

تعلل و عقب انداختن کارها

یکی از شایع ترین راه های فرار از رنج است

زمانی که نمی‌دانید چه چیزی حالتان را خوب می‌کند

نمی‌توانید به حال خوب برسید

آیا تا کنون برای گرفتن تصمیمی ساده مثلاٌ شروع به ورزش، دچار مشکل شده اید؟

به احتمال زیاد علتش این بوده است که موضوع را بیش ازحد پیچیده کرده

توجه خود به د هها کار مقدماتی کوچک معطوف ساخته اید…

تفاوت در اعمالی که باید انجام شود نیست بلکه در نحوه ارزیابی آنهاست

برای تغییر در نحوه زندگی، نحوه ارزیابی را عوض کنید

اگر بخواهیم در زندگی خود به کمال رضایت برسیم

این کار یک راه بیشتر ندارد:

ابتدا ببینیم چه چیزی را بیش از همه می خواهیم ( یعنی عالیترین ارزشها در نظر ما چیست)

و آنگاه تصمیم قطعی بگیریم که براساس معیارهای مورد قبول خود زندگی کنیم

برای اینکه ( حال خوب) را احساس کنید چه اتفاقی باید بیفتد؟

آیا باید کسی شما رادر آغوش بگیرد و بگوید که تا چه اندازه قابل احترام هستید؟

آیا باید یک میلیون دلار پول بدست آورید؟

به ورزش خاصی بپردازید ؟

رئیستان از شما تقدیر کند؟

اتومبیل معینی را سوار شوید؟

به مهمانیهای معینی بروید؟

به حد اعلای روشنفکری برسید؟

یافقط ناظر غروب آفتاب باشید؟

حقیقت آنست که برای احساس خوشی به هیچ عامل خارجی نیاز نیست

می توانید هم اکنون اگر بخواهید احساس خوشی کنید!

تازه اگر همه آن اتفاقات بیفتد چه کسی باید خوشحالتان کند؟ خودتان!

آیا این رنج، نتیجه شرایط موجود است یا مربوط به قوانین(دلایل) فردی من که

می گوید در چه شرایطی باید چه احساسی داشته باشم ؟

آیا رنجی که می کشم به بهبود شرایط کمک می کند؟

در چنین شرایطی قوانین یا باورهای من چگونه باید باشد تا احساس بد حالی کنم؟

بسیار مهم است که قوانین خود را بررسی کنیم

تا ببینیم آیا هوشمندانه و مناسب هستند

آیا این قوانین(دلایل) در خدمت شما هستند!؟

شادمان بودن آن هم زمانی که شرایط خوب است

کار چندان سخت و دشواری نیست

همه در این شرایط می‌توانند شادمان باشند و لبخند بزنند

خداوند هرگز مشکلی را سر اهمان نمی‌گذارد، مگر آنکه بداند

شایستگی و گنجایش رویارویی با آن و توانایی از بین بردن آن را نیز داریم

بزرگترین طراح زندگی شما، خودتان هستید، خواه به این موضوع، توجه کرده و خواه نکرده باشید

تجارب خود را مانند پارچه بزرگی در نظر آورید که می توانید آن را مطابق هر الگویی که دوست دارید

ببرید و بدوزید، و هر روز که می گذرد، نخی به تارو پود این پارچه افزوده می شود…

آیا این پارچه را به صورت پرده ای در می آورید تا در پشت آن پنهان شوید

یا اینکه از آن قالیچه ای جادویی می سازید تا با آن به اوج ملکوت پرواز کنید؟

آیا این پارچه را چنان طرح می کنید که خاطرات مثبت و نیروبخشتان در مرکز این شاهکار، واقع شود؟

نیرویی است که زندگی شما را شکل می دهد

این نیرو است که تعیین می کند چه کارهایی از نظر شما ممکن، یا غیر ممکن است

از چه چیزهایی اجتناب کنید، چگونه فکر کنید و چه واکنش هایی نشان دهید

این نیرو، عقیده ای است که درباره هویت خود دارید

باید بدانیم که قدرت نهایی برای تعریف هویت، در اختیار خود ماست

گذشته ما، مشخص کننده حال یا آینده ما نیست

دست به عمل بزنید و هویت تازه و نیرومند خود را از همین امروز بپذیرید

چنانچه هدف از زندگانی خود را ندانید و نشناسید

چگونه می‌توانید در بازی زندگی برنده باشید؟

گاهی برای برنده شدن

دست به کارهایی می‌زنیم که با ارزش‌های درونی ما ناسازگار است

در این موارد بازنده‌ی اصلی ما هستیم

اطمینان و باور چیزی نیست که

آن را در بیرون از خود بجوییم

و به سوی آن دست دراز کنیم

هیچ چیزی درزندگی به خودی خود دارای معنا نیست

این شمایید که به آن معنا می دهید

به یاد داشته باشید که هر گاه از دست کسی خشمگین و یا برآشفته شدید

این قوانین فردی شما است که ناآرام تان کرده است

نه رفتار طرف مقابل

اگر نتوانیم همیشه اتفاقاتی راکه در زندگیمان می افتد کنترل کنیم

دست کم می توانیم بر واکنش های خود نسبت به آن وقایع

و بر اعمالی که در مقابل آن ها انجام می دهیم مسلط باشیم

هر روز به گونه ای زندگی کنید که

گویی آن روز مهمترین روز زندگی شما است

همه ما رویاها و آرزوهایی داریم…

همه ما در اعماق روح خود می خواهیم باور کنیم که دارای موهبت خاصی هستیم

می توانیم تغییر و تفاوتی ایجاد کنیم

می توانیم به طریق خاصی در دیگران نفوذ کنیم

و می توانیم جهان فعلی را به صورت دنیای بهتری در آوریم

اگر از خطاهای خود درس نگیریم

ممکن است در آینده نیز آنها را تکرار کنیم

همه ما قادریم

هر واقعه ای را طوری معنی کنیم که

امیدوار کننده و نیروبخش باشد

در درون هر یک از ما منابع نیروی عظیمی به ودیعه نهاده شده است که

می تواند ما رابه کلیه آرزوهای خود و حتی به چیزی بیش از آن برساند

یک تصمیم ، می تواند دریچه های بسیاری را به روی ما باز کند و شادمانی یا غم

سعادت یا بی نوایی، با هم بودن یا انزوا ، عمر طولانی و یا مرگ زود رس را به ارمغان آورد

من و شما نیز می توانیم زندگانی خود رابه صورت یک افسانه در آوریم

به شرط اینکه شهامت داشته باشیم

و بدانیم که قادریم اختیار اتفاقاتی را که در زندگیمان می افتد به دست گیریم

بیشتر تصمیم بگیریم قدرت تصمیم گیری ما بیشتر می شود

همچنان که عضلات بدن در اثر ورزش نیرومندتر می شوند

قدرت تصمیم نیز با تمرین افزایش می یابد

آیا می دانید چگونه باید حال خود را بهتر سازید؟

آیا امکان دارد کاری کنید که هم اکنون احساس خوشبختی کامل، هیجان و شور و شوق کنید؟

مسلم است کافی است که مرکز توجه خود را تغییر دهید

در زندگی نیز بیشتر مردم بجای چاره اندیشی ، به بلاهایی فکر می کنند که نمی خواهند به سرشان بیاید

اگر با ترسهای خود مبارزه کنید ، ایمان و توکل داشته باشید و نیروی تمرکز خود را تحت انضباط در آورید

اعمالتان بطور طبیعی شما رابه مسیر صحیح هدایت خواهد کرد

اکنون ترس را رها کنید و به چیزهایی توجه نمائید که واقعاٌ طالب آن هستید ولیاقت آنرا دارید

ما غالباٌ تصور می کنیم که موفقیت بسته به استعداد و نبوغ است

با وجود این، من عقیده دارم که نبوغ واقعی این است که

با تقویت ایمان و اعتقادات سازنده ، نیروهای عظیم درونی خود را فعال کنیم

برای رسیدن به هر موفقیت فردی

ابتدا باید تغییری در باورهای خود ایجاد کرد

نخستین فرق میان افراد موفق و ناموفق چیست؟

موضوع بسیار ساده است

افراد موفق سؤالات بهتری از خود پرسیده اند

و در نتیجه پاسخ های بهتری نیز گرفته اند

هر قدر که در زندگی خود به موفقیت هایی رسیده باشیم

بالاخره زمانی فرا می رسد که در مسیر پیشرفت فردی و شغلی خود به موانعی بر می خوریم

بروز مشکلات به خودی خود چندان مهم نیست

بلکه واکنش شما در هنگام بروز مشکل دارای اهمیت است

هر تغییری که در خود ایجاد کنیم

فقط جنبه موقت دارد مگر اینکه

خود را مسؤول ایجاد آن تغییر بدانیم

خصوصاٌ باید به این سه اصل معتقد شویم

۱.تغییر باید ایجاد شود

۲.من باید این تغییر را ایجاد کنم

۳.من می توانم تغییر را به وجود آورم

من بیش ازهر چیز اعتقاد دارم که آنچه سرنوشت ما را تعیین می کند

شرایط زندگیمان نیست بلکه تصمیم های ماست

هیچ چیز در زندگی معنا ندارد

مگر معنایی که شما به آن بدهید

برخی بی آنکه بدانند چه چیزهایی در زندگی شان به راستی ارزش دارد

هدف هایی را برای خود تعریف می کنند

به همین دلیل است که وقتی به هدف هایشان می رسند، می پرسند

آیا این دقیقاً همان چیزی بود که می خواستم؟

بسیاری از چیزها در اطرافتان وجود دارند که

به کار موفقیت و عملی شدن رویا های شما می آیند اما متوجه وجود آن ها نمی شوید

زیرا هدف های خود را به روشنی تعریف نکرده اید

و به عبارت دیگر به مغز خود نیاموخته اید که آن چیز ها دارای اهمیت هستند

باور ما در مورد آنچه که هستیم و آنچه که می توانیم باشیم

به درستی مشخص کننده ی آینده ی ما است

فرق آدم های موفق و ناموفق در آنچه که دارند نیست

بلکه در این است که با توجه به امکانات و تجربه های خود چه می بینند و چه می کنند

باید از گذشته درس بیاموزیم

نه اینکه در گذشته ها زندگی کنیم

تمام محدودیت هایی که دارید

آنهایی هستند که خودتان برای خود ایجاد کرده اید

ما باید خود را با زندگی آنچنان که هست

و نه آن گونه که می خواهیم باشد سازگار کنیم

در مسیر هر موفقیت بزرگ

دشواری ها و ناکامی های بزرگی قرار دارد

برای رفع فشارهای عصبی باید دو گام برداشت

گام نخست اینکه برای مسائل جزیی خود را ناراحت نکنید

گام دوم اینکه بدانید همه ی مسائل جزیی هستند

رضایت خاطری که از کمک دیگران به دست می آید

به هیچ بهایی قابل خریداری نیست

اگر راه هایی برای کمک به دیگران کشف کنید که متناسب با درآمدتان باشد

به یکی از بزرگترین دلخوشی های زندگی دست خواهید یافت

بیشتر مردم می پذیرند

چیزهایی بسیار ارزشمندتر از پول را از دست بدهند

تا پول بیشتری به دست آورند

خدمت به همنوع تنها یک وظیفه نیست

بلکه فرصتی است تا بتوانیم بخشی از دِین خود را به جامعه ادا کنیم

(جملات حکیمانه)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.