زندگی زیباست

زندگی زیباست (سری ۶)

(متن زیبا)

زندگی زیباست … (سری ۶)

از گره‌های بی‌شمار زندگی گله نمیکنم.
در اولین لحظه‌ای که به دنیا آمدم،
گره‌ای به نافم زدند که معنای گره را بفهمم!
همان لحظه دانستم که همیشه گره معنای بدی ندارد …
شاید حکمتی در این گره‌هاست!
با خوش‌بینی و صبر هر گره را با رنگی زیبا کنار گرۀ بعدی میگذارم و خدا را شکر می‌کنم که توانایی مقابله با آنچه سرنوشت برایم رقم زده را دارم …
شاید روزی برسد که با این همه گره فرشی زیبا ببافم.
فرشی که خالق هستی نقشه‌اش را کشیده و مرا برای بافتنش برگزیده؛
چرا که استعداد و توانایی لازم را در من دیده!
و من هر لحظه شکرگزارم …

*

*

*

شنیده بودم قلب هر کس به اندازه مشت گره خورده اش است..
مشت میکنم…
و خیره میشوم به انگشت های گره خورده ام..دستم را میچرخانم..
دستم را میچرخانم و دورتادورش را نگاه میکنم…
چقدر کوچک و نحیف باید باشد قلبم…در عجبم ازین کوچک نحیف که چه به روزم اورده..
وقتی تنگ میشود..میخواهم زمین و زمان را به هم بدوزم…
وقتی میشکند…چنگ می اندازد به گلویم و نفس را سخت میکند…
وقتی که میخواهد و نمیتواند…
موج موج اشک میفرستد سراغ چشم هایم…
در عجبم از این کوچک نحیف…

*

*

*

زندگی زیباست

*

*

*

تصور نکنید که عشق جاودانه است.
عشق بسیار شکننده است؛ مثل گل که صبحها هست و شب پژمرده می شود. هرچیز کوچکی می تواند آنرا نابود کند.
هر چیزی، هرچه برتر باشد، شکننده تر می شود و باید از آن حفاظت کرد.
اگر سنگی به طرف گل پرتاب کنید، به سنگ آسیب نخواهد رسید، ‌بلکه گل نابود خواهد شد. عشق بسیار شکننده و ظریف است. باید نسبت به عشق بسیار مراقب و محتاط  بود.

می توانید چنان آسیبی به زوج تان بزنید که او بسته و تدافعی شود.
اگر خیلی جنگجو باشید، زوج تان از شما می گریزد، سردتر و بسته تر می شود تا در مقابل تهاجمات شما آسیب پذیر نباشد.
آنگاه شما بیشتر به او تهاجم می کنید؛‌ و این به یک دور باطل تبدیل می شود. اینگونه است که عشاق از هم جدا می شوند.
هر یک تصور می کند دیگری مسوول این جدایی است و به او خیانت کرده است.
در حقیقت،‌هیچ عاشقی به معشوق خود خیانت نکرده، بلکه فقط ناآگاهی است که عشق را می کشد.
هر دو می خواستند با هم باشند، اما هر دو ناآگاه بودند. ناآگاهی آنها را فریب داد و آنها از هم جدا شدند.

*

*

*

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.
خارپشتها وخامت اوضاع را دریافتند و تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب خود را حفظ کنند.
ولی خارهایشان یکدیگر را زخمی میکرد با اینکه وقتی نزدیکتر بودند گرمتر میشدند ولی تصمیم گرفتند ازکنارهم دور شوند ولی با این وضع از سرما یخ زده می مردند ازاینرو مجبور بودند برگزینند: یا خارهای دوستان را تحمل کنند و یا نسلشان از روی زمین محو گردد…
دریافتند که باز گردند و گردهم آیند.
آموختند که با زخم های کوچکی که از همزیستی بسیار نزدیک با کسی بوجود می آید کنار بیایند و زندگی کنند چون گرمای وجود آنها مهمتراست و این چنین توانستند زنده بمانند.
بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم آورد بلکه آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنار آید و محاسن آنان را تحسین نماید…

*

*

*

زندگی زیباست

*

*

*

شاهکار زندگی چیست؟

این که در میان مردم زندگی کنی

ولی هیچگاه به کسی زخم زبان نزنی،

دروغ نگویی،

کلک نزنی

و سوء استفاده نکنی،

این شاهکار است …

ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ

“ﺗﺤﻤﻞ” ﮐﻨﻴﻢ،

ﮐﺎﻓﻴﺴﺖ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ “ﻗﻀﺎﻭﺕ” ﻧﮑﻨﻴﻢ.

ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﺮﺍی “ﺷﺎﺩﮐﺮﺩﻥ” یکدیگر ﺗﻼﺵ ﮐﻨﻴﻢ،

ﮐﺎﻓﻴﺴﺖ ﺑﻬﻢ “ﺁﺯﺍﺭ” ﻧﺮﺳﺎﻧیم.

ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﻴﻢ،

ﮐﺎﻓﻴﺴﺖ ﺑﻪ”ﻋﻴﻮﺏ” ﺧﻮﺩ ﺑﻨﮕﺮﻳﻢ.

ﺣﺘﻲ ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ “ﺩﻭﺳﺖ”ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ،

ﻓﻘﻂ ﮐﺎﻓﻴﺴﺖ “ﺩﺷﻤﻦ” ﻫﻢ ﻧﺒﺎﺷﻴﻢ.

ﺁﺭﻱ، ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺑﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺯﻳﺴﺘﻦ، شاهکار است …

*

*

*

ثانیه به ثانیه عمر را با لذت سپری کن
در هر کار و هر حال
کار ، تفریح ، رانندگی ، آموختن ، مطالعه ، آشپزی ، نظافت ، خوردن و آشامیدن، حرف زدن، سکوت و تفکر، مهمانی رفتن، نیایش و….

زندگی فقط در رسیدن به هدف خلاصه نشده
مابه اشتباه اینگونه میاندیشیم:
درسم تمام شود راحت شوم
غذایم را بپزم راحت شوم
اتاقم را تمیز کنم راحت شوم
بالاخره رسیدم…. راحت شدم
اوه چه پروژه ای… تمام شود راحت شوم
تمام شود که چه شود؟

مادامی که زنده هستیم و زندگی میکنم هیچ فعالیتی تمام شدنی نیست بلکه آغاز فعالیتی دیگر است….
پس چه بهتر که در حین انجام دادن هر کاری لذت بردن را فراموش نکنیم نه مانند یک ربات فقط به انجام دادن بپردازیم به تمام شدن و فارغ شدن….
حتی هنگامیکه دستها را میشوییم نیز میتوانیم با لذت اینکار را انجام دهیم
یکبار امتحان کنید
آب چه زیبا آرام پوست دستتان را نوازش میکند
به آب نگاه کنید و لذت ببرید
و آنجاست که احساس خوب زندگی کم کم به سراغتان میاید…
لذت باعث قدرتمند شدن میشود به طرز باور نکردنی باعث بالا رفتن اعتماد به نفس میشود…
لذت بردن هدف زندگی است
تا میتوانی همه کارها  را با لذت همراه کن… حتی نفس کشیدن که کمترین فعالیت توست…

*

*

*

زندگی زیباست

*

*

*

جان ماکسول  میگوید ” به خاطر بسپار ” …
زندگی بدون چالش ؛ مزرعه بدون حاصل است.
تنها موجودی که با نشستن به موفقیت می رسد؛ مرغ است.
زندگی ما با ” تولد” شروع نمی شود؛ با “تحول” آغاز میشود.
لازم نیست “بزرگ ” باشی تا “شروع کنی”،
شروع کن تا بزرگ شوی …
باد با چراغ خاموش کاری ندارد
اگر در سختی هستی بدان که روشنی…

*

*

*

شخصی از خدا دو چیز خواست……
یک گل و یک پروانه……
اما چیزی که به دست آورد
یک کاکتوس و یک کرم بود……
غمگین شد.با خود اندیشید شاید خداوند من را
دوست ندارد و به من توجهی ندارد……
چند روز گذشت……
از آن کاکتوس پر از خار گلی زیبا روییده شد و
آن کرم تبدیل به پروانه ای شد……
اگر چیزی از خدا خواستید و چیز دیگری دریافت کردید
به او اعتماد کنید………
خارهای امروز گلهای فردایند……

*

*

*

برای همه ی ما پیش آمده است که
به خاطر تصمیم عجولانه ای که در گذشته گرفته ایم احساس پشیمانی کنیم.
کمی بردباری به خرج دادن به شما اجازه می دهد به جای تصمیم های آنی،
اطلاعات بیشتری جمع کنید و تصمیم های منطقی تری بگیرید.
برای ارزیابی کامل هر موقعیتی به خودتان زمان بدهید
و پیش از آنکه خود را نسبت به اجرای طرحی عملی متعهد بدانید
نکات مثبت و منفی آن را خوب بسنجید.
اجازه ندهید کسی شما را مجبور کند بدون فکر و در نظر گرفتن همه ی جوانب،
تصمیمی آنی بگیرید

*

*

*

زندگی زیباست

( زمزار )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.