پنجشنبه , مرداد ۱۶ ۱۳۹۹

(شعر) دل همنشین ناله شبگیر شد، گرفت …!

( شعر و دلنوشته زیبا )

اشک قلم … محمد جوکار

از ابتدا که حضرت غم آفریده شد
انسان برای رنج و الم آفریده شد

دل همنشین ناله ی شبگیر شد ، گرفت
اما زبان نداشت ، قلم آفریده شد

تاوان سیب وسوسه ، آغاز دلهره
بغض حوا چکیده و نم آفریده شد !

حوا نماد عشق زمینی نماند و باز
معشوقه ای بنام صنم ، آفریده شد

زیبای خفته ، تا که به خواب طلسم رفت
تلفیق راز و ناز و ستم ، آفریده شد

آغاز عشق و قصه ی دلدادگی و درد
با خشت خشت قلعه ی بم آفریده شد

طوفان وزید و قسمت ما موج های مرگ
کشتی نوح و چوبِ بلم آفریده شد

شاید برای جمعه ی دلگیر بی کسی
ترکیب مرگ آور ِ سم ، آفریده شد

هنگام آفرینش شاعر ، غروب بود
دل ، همزبان نداشت ، قلم آفریده شد

*

*

*

زندگی زیباست

( زمزار )

همچنین ببینید

بهار است دیگر

(شعر) نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی

( شعر زیبا برای بهار ) نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی … …