جمعه , آذر ۱۴ ۱۳۹۹
غم

نمی دانم چه می خواهم بگویم (هوشنگ ابتهاج)

(اشعار زیبا)

نمی دانم چه می خواهم بگویم … (هوشنگ ابتهاج)

نمیدانم چه میخواهم بگویم

زبانم در دهان باز بسته است

در تنگ قفس باز است وافسوس

که بال مرغ آوازم شکسته است

نمیدانم چه میخواهم بگویم

غمی در استخوانم می گدازد

خیال ناشناسی آشنا رنگ

گهی می سوزدم گه می نوازد

پریشان سایه ای آشفته آهنگ

ز مغزم می تراود گیج وگمراه

چو روح خوابگردی مات و مدهوش

که بی سامان به ره افتد شبانگاه

درون سینه ام دردیست خونبار

که همچون گریه میگیرد گلویم

غمی آشفته دردی گریه آلود

نمیدانم چه می خواهم بگویم

( زمزار )

پیشنهاد شده برای شما:
زندگی زیباست (سری 8)

همچنین ببینید

سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای!

( شعر و دلنوشته ) شعر از مهدی اخوان ثالث سلامت را نمی خواهند پاسخ …