که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند، نشد

(دلنوشته) که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

( شعر کوتاه و دلنوشته زیبا )

نشــــد!  … شعر از فاضل نظری

به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند، نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند، نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!

*

*

عاشقانه

( زمزار )

پیشنهاد خواندن
اشعاری عاشقانه درباره شب یلدا

همچنین ببینید

امام زمان

(دلنوشته ظهور) برگرد روشنای دل انگیز آفتاب

( دلنوشته ظهور ) چشم های خیس … شعر از الهام امین روشن ترین ستاره …