دل نوشته ها و اشعار زیبا

بگشــای بنــد مشـــکل از کـار مستمندان … (الیار)

کمک

( دلنوشته ها ) بوی باران … بگشــای بنــد مشـــکل از کـار مستمندان با دست اگــر نباشد، شاید بود به دنــدان شادی اگر به دل ها، چون جامه پاره گردد بـردوز و برهم آور چون قـرص ماه تابان گــر سکــه ی نکویــی، دادی به دردمندی از دل بــرون کـن آن …

بیشتر بخوانید »

ز شب های دگر دارم تب غم بیشتر امشب … (وحشی بافقی)

شعر عاشقانه

( شعر عاشقانه و زیبا ) ز شب های دگر دارم تب غم بیشتر امشب … (وحشی بافقی) ز شبهای دگر دارم تب غم بیشتر امشب وصیت می‌کنم باشید از من با خبر امشب مباشید ای رفیقان امشب دیگر ز من غافل که از بزم شما خواهیم بردن درد سر …

بیشتر بخوانید »

در غم و خواری از آنم که ندارم غمخوار … (عبید زاکانی)

غم

( اشعار زیبا ) قصه ی درد دل ( عبید زاکانی ) قصه ی درد دل و غصهٔ شبهای دراز صورتی نیست که جائی بتوان گفتن باز محرمی نیست که با او به کنار آرم روز مونسی نیست که با وی به میان آرم راز در غم و خواری از …

بیشتر بخوانید »

متن های زیبا درباره کمک به دیگران

یتیم

( دکلمه های قشنگ روز نیکوکاری ) متن های زیبا درباره کمک به دیگران اینجا باغ عاطفه است. درختانِ احساس، شکوفه کرده اند. بر گلبرگ های ایمان،شبنم محبّت چکیده است. پرنده های نیکوکاری، فضای باغ را از نغمه های توحیدی خود پر کرده اند و باغبان لبخندزنان فریاد می زند: …

بیشتر بخوانید »

بر نـدارم ز درت دسـت دعـا، تا لب گـور … (الیار)

دعای مادر

( شعر قسنگ ) تخت مرصع … از درت سهـم کـرامـت ببـرد مرد کفور لاجـرم چشـم من انــدر کرمت  روز نشور کـی فراموش کنـی قسمت ما دلشدگان آنـی  از  یـاد  نبـردی  طلـب  بلبـل  و مور چون که نزیکتری از رگ گردن به دلم مـن صدایـت بکنـم از ره نـزدیک چه …

بیشتر بخوانید »

دانسته ام كه هر چه كنی جز فریب نیست … (نادرپور)

عشق

(اشعار زیبا و خواندنی) دانسته ام كه هر چه كنی جز فریب نیست … (نادرپور) گر آخرین فریب تو ، ای زندگی ، نبود اینك هزار بار ، رها كرده بودمت زان پیشتر كه باز مرا سوی خود كِشی در پیش پای مرگ فدا كرده بودمت هر بار كز تو …

بیشتر بخوانید »

رای من تک رای عشق است و نمایندم حسین (ع)

مهدی جان بیا

( شعر زیبا ) رای من تک رای عشق است و نمایندم حسین (ع) رای من تک رای عشق است و نمایندم حسین علت حکم و بقای حال و آیندم حسین رای من بر غیرت و مردانگی های علیست مرتضایی که حقیقت در سراپای علیست رای من بر فاطمه هم …

بیشتر بخوانید »

هر سحر نام تو را با سوز دل سر داده ام … (سهيل محمودي)

سوزناک و عاشقانه

( شعر عاشقانه ) هر سحر نام تو را با سوز دل سر داده ام … (سهيل محمودي) مانده ام در حسرت بالا بلایی روز و شب جان دهم از دوری دیر آشنایی روز و شب هر سحر نام تو را با سوز دل سر داده ام تا مگر بر …

بیشتر بخوانید »

خوشا بهارا … (ملک الشعرای بهار)

فصل بهار

(شعر و دلنوشته بهاری) خوشا بهارا … (ملک‌الشعرای بهار) خوشا بهارا خوشا میا خوشا چمنا خوشا چمیدن بر ارغوان و یاسمنا خوشا سرود نو آیین و ساقی سرمست که ماه موی میانست و سر و سیم‌ تنا خوشا توانگری و عاشقی به وقت بهار خوشا جوانی با این دوگشته مقترنا …

بیشتر بخوانید »

الا، اي رهگذر ! … (کارو)

جدایی

(اشعار زیبا و خواندنی) الا، اي رهگذر ! … (کارو دردریان) الا ، اي رهگذر ! منگر ! چنين بيگانه بر گورم چه مي خواهي ؟ چه مي جويي ، در اين كاشانه ي عورم ؟ چه سان گويم ؟ چه سان گريم؟ حديث قلب رنجورم ؟ از اين خوابيدن …

بیشتر بخوانید »