بایگانی/آرشیو برچسب ها : شعر

بیا که ره گیریم (الیار)

همسفر

( شعر نو ) دیار موفقیت … الیار (جبار محمدی) در آسمان این خطّه همیشه خورشید است فرازِ قافش را زِ هر کجا دید است. موفقیت را کرانه ناپیدا اگر دلی داری زِ بقچه بیرون کن به ساز امّیدی بزن دلِ دریا. اگر چه اشباحی به راه این وادی به …

بیشتر بخوانید »

در هر چه دیده‌ام تو پدیدار بوده‌ای (اوحدی)

خدایی

( دلنوشته های عاشقانه ) در هر چه دیده‌ام تو پدیدار بوده‌ای … اوحدی در هر چه دیده‌ام تو پدیدار بوده‌ای ای کم نموده رخ، که چه بسیار بوده‌ای ما بارکرده رخت و طلب‌ کار روی تو وانگه نهفته خود تو درین بار بوده‌ای چون اول از تو خاست که …

بیشتر بخوانید »

سامره امشب تماشایی شده (دلنوشته)

مهدی(عج)

( دلنوشته ای زیبا برای آغاز امامت مهدی فاطمه عج ) سامره امشب تماشایی شده … استاد غلامرضا سازگار (میثم) سامره امشب تماشایی شده جنت گل هـای زهرایی شده لحظه لحظه، دسته دسته از فلک همچو باران از سمـا بارد ملک می زنند از شوق دائم بال و پر در …

بیشتر بخوانید »

من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم (مهدی بقایی)

یا صاحب الزمان

( دلنوشته ای درباره امام زمان عج ) من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم … (مهدی بقایی) من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم از آن روزی که مولایم شود بیمار میترسم! همه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوس من از خوابیدن مهدی درون غار …

بیشتر بخوانید »

ما ز یاران چشم یاری داشتیم (حافظ شیرازی )

حافظ

( شعر زیبا ) ما ز یاران چشم یاری داشتیم … (حافظ شیرازی ) ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم تا درخت دوستی بر کی دهد حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم گفت و گو آیین درویشی نبود ور نه با تو ماجراها داشتیم شیوهٔ …

بیشتر بخوانید »

نغمـه سـازش مرا از عـالـم رؤیـا گرفت (الیار)

عشق

( غزلیات عاشقانه و ناب ) در دامن دریای عشق … الیار (جبار محمدی) نغمـه ی سـازش مرا از عـالـم رؤیـا گرفت در خیالـش این دلـم با جـام عشقی پا گرفت از نیـازی کـه به نـازش در دلـم تفسیر شد بقچـه ی دل وا شد و جان را دم غوغا …

بیشتر بخوانید »

غصه میسوزد مرا ، باران ببار (شعر)

باران

( دلنوشته های بارانی ) غصه میسوزد مرا ، باران ببار (شعر) غصه میسوزد مرا ، باران ببار کوچه می خواند تو را ، باران ببار ابرها را دانه دانه جمع کن بر زمین دامن گشا ، باران ببار خاک اینجا تشنه ی دلتنگی است آسمان را کن رها ، …

بیشتر بخوانید »

من می توانم ( شعر روز جهانی معلولیت )

شعری زیبا برای گرامیداشت روز جهانی معلولان

( شعری زیبا برای گرامیداشت روز جهانی معلولان ) من می توانم … ( فرزانه حبوطی ) سالهاي سال اميدوار زيستم ، من مي توانم دردهاي زيادي به جان خريدم، من مي توانم صندلي چرخدار خود را هر روز مي دوانم قسم به آنچه ديدم و نديدم ، من مي …

بیشتر بخوانید »

شاه خراسانی ام (دلنوشته ای برای امام خوبی ها)

یا امام رضا

( شعر زیبای تاجیکی درباره امام رضا سلام الله علیه ) شاه خراسانی ام … ( دولتمند خالف ) آن دم زندانی ام ، باز دم جان شدی از قفس سینه ها همچون آه آمدم پیرهن یوسفم ، با کفن یوسفم بوی تن یوسفم ، از دل چاه آمدم شاه …

بیشتر بخوانید »

آمدم ای شاه پناهم بده (حسان)

یا امام رضا

( شعر و دلنوشته درباره امام رضا سلام الله علیه ) آمدم ای شاه پناهم بده … حبیب الله چایچیان (حسان) آمدم ای شاه پناهم بده / خط امانی ز گناهم بده ای حرمت ملجأ درماندگان / دور مران از در و راهم بده ای گل بی‌خار گلستان عشق / …

بیشتر بخوانید »