بایگانی/آرشیو برچسب ها : شعر

كــنار خــاطره هايــت كسـی شبيه من است … (یادی از شهدا)

شهید قلب تاریخ است

( دلنوشته ای به یاد شهدا ) كــنار خــاطره هايــت كسـي شبيه من است … (یادی از شهدا) قلــم به دست گرفتم كـه تا سحر مانده… مـن و نگــاه تـو وذوق هـــاي درمــانده… صداي خنده ي تو توي قاب عكست هست جــلوي قــاب شــمــا چشــم هاي تر مانده هــنــوز منــتظــر …

بیشتر بخوانید »

ميَم در جام و ماهم تا سحر در روزنست امشب … (نظیری نیشابوری)

رنگین کمان زیبا

( شعر زیبا ) ميَم در جام و ماهم تا سحر در روزنست امشب … (نظیری نیشابوری) ميَم در جام و ماهم تا سحر در روزنست امشب دو دستم تا به وقت صبح طوق گردنست امشب دو چشم حجله آئين بسته اندر گريهٔ شادى درو بام از چراغان سرشکم روشنست …

بیشتر بخوانید »

اشعار و دلنوشته هایی زیبا از ابوالقاسم بهرامی

ابوالقاسم بهرامی کرکوندی

( از شعرای معاصر شهرستان مبارکه ) اشعار و دلنوشته هایی زیبا از  ابوالقاسم بهرامی کرکوندی یک صبحِ روزِ خوب که خیلی خجسته بود در امتداد خطّ نگاهم نشسته بود دزدانه… ناشیانه …نگاهِ میان ما هربار مستقیم…نه گاهی شکسته بود کم چیدنی ست غنچه ی بسته ولی لبش بسیار داشت وسوسه …

بیشتر بخوانید »

از آنم شکوه است از طول ایام پریشانی … (محتشم کشانی)

لاو

( اشعار زیبا ) از آنم شکوه است از طول ایام پریشانی … (محتشم کشانی) از آنم شکوه است از طول ایام پریشانی که پایم کوته است از درگه نواب سلطانی به تنگ آورده‌ام خاصان دیوان معلی را من دیوانه از عرض حکایت‌های طولانی به این امید کان افسانه‌ها چون …

بیشتر بخوانید »

اشعار ورود امام خمینی به ایران

خمینی کبیر

( سروده های دهه فجر انقلاب اسلامی ) اشعار ورود امام خمینی به ایران از اوج بروج حق سردار قیام آمد بر شوق سماع جان، انوار امام آمد طاغوت نگونسر شد با خاک برابر شد شمشیر اناالحق چون بیرون ز نیام آمد آن پیر پیام آور بت بر کن ولا …

بیشتر بخوانید »

ای خـدا مـا را به جمع خیــل مستـانت ببر … (الیار)

حقیقت گل ها

( اشعار برگزیده ) بهار باقی … ای خـدا مـا را به جمع خیــل مستـانت ببر مـا مریـدان جمــالت را به بستـانت ببر از کویــر پسـت دنیــا وز دل گــرداب آن جان ما را برکــش و سوی گلستانت ببر جان ما آزرده شد از دست همراهان پست سوی کوی حیدر …

بیشتر بخوانید »

در اين بيابان ز ناتوانى، فتادم از پا چنان‏كه دانى … (مشتاق اصفهانی)

پیرمرد بیابانگرد

( شعر زیبا و عارفانه ) در اين بيابان ز ناتوانى، فتادم از پا چنان‏كه دانى … (مشتاق اصفهانی) مخوان ز ديرم، به كعبه زاهد، كه برده از كف، دل من آنجا به‏ ناله مطرب، به ‏عشوه ساقى، به ‏خنده ساغر، به‏ گريه مينا به عقل نازى، حكيم تا كى، …

بیشتر بخوانید »

قربان دلت جهان تو را می طلبد … ( اشعار انتظار )

یا مهدی ادرکنی

( سروده های روز جمعه ) اشعار و دلنوشته های امام زمانی از آسیه نعمتی رحیم آبادی قربان دلت جهان تو را می طلبد … ( اشعار انتظار ) در قاب ستاره دیدمت در شب تار من تا به ستاره همه جا بوی بهار افسوس نگیرد همه کس این نفهات بیدار …

بیشتر بخوانید »

نغمــه ی اوصــاف رویت بر لبان بلبـل است … (الیار)

فانوس شبانه

( غزل عاشقانه ) عکس یار … عکست اندر دانه پنهان و نمایان درگل است نغمــه ی اوصــاف رویت بر لبان بلبـل است روزنـی بـاشــد به گلــزار جمــالت هر گـلی جان بلبل هم از آن رو بی قرار هر گل است دانــه ی تقــدیر ما را مخفی از ما کــرده …

بیشتر بخوانید »

تو ای ماه مهان! از در مرانم … (الیار)

زیباترین شعرها

( دلنوشته زیبا ) از در مرانم … تو ای ماه مهان! از در مرانم تو شاهی بر جهان از در مرانم تو را بگزیده ام از جان و از دل زخیــل دلبـــران از در مـــرانم من آن رنجــور دورانـم حبیبـا تـو یـاری مهـربان از در مـرانـم غریبـی خسته و …

بیشتر بخوانید »