بایگانی/آرشیو برچسب ها : شعر

آهی در این بساط به غیر از امید نیست

یا ایهاالعزیز

( دلنوشته ظهور ) قبول کن … شعر از مجید لشکری ما را به یک کلاف نخ آقا قبول کن یـا ایّهـا العــزیز! أبانـا! قــبول کن آهی در این بساط به غیر از امید نیست یـا نـاامیدمــان ننـمـا یـا، قـبـول کن از یـاد بـرده ایم شمـا را پـدر! ولی این …

بیشتر بخوانید »

رنگ تو حل شده در برگ گیاهان زمین

سلام بر مهدی

( دلنوشته ای برای امام زمان عج ) شعر از صالح محمدی امین کلماتی که وزیده ست از آن سو در خاک ریخته عطر غزل های ارسطو در خاک گر نفس های تو در این شب ویران بوزد می درخشد کمی از صبح فرارو در خاک کاش باران بزند اشک …

بیشتر بخوانید »

خورشید من بتاب که شب دیر مانده است

( شعر امام زمان عج – ایام فاطمیه ) بانگ سکوت … شعر از محمد نیک‌خواه منفرد ای داستان زلف تو از شب درازتر وز آفتاب، مهر رخت دلنوازتر حسرت نشین برق نگاهت، دو عالم‌اند تو، از جهان و هرچه در آن، بی‌نیازتر آن کس که بوسه زد به زمین، …

بیشتر بخوانید »

آقا، بهار من زمسـتان است بی تو

امام زمانی

( اشعار فراق امام زمان عج ) شعر از یاسر مسافر آقا ، بهار من زمستان است بی تو صحرا و کوه و دشت بی جان است بی تو عید بدون تو صفا دارد ؟  ندارد اصلا چرا این چهره خندان است بی تو ای یوسف گم گشته ی دل …

بیشتر بخوانید »

بازآ، که نوبهار به نام تو بشکـُفـَد

امام مهدی

( شعر انتظار ) باز آ … شعر از مصطفی قلیزاده علیار باز آ، که نو بهار به نام تو بشکـُفـَد نوروز سرفراز به کام تو بشکـُفـَد سر مستی دوبارۀ عیش جهان پیر از جلوۀ شکوهِ تمام تو بشکـفـد سربسته مانده راز شکوفایی زمین برگرد، از طراوت گام تو بشکـفـد …

بیشتر بخوانید »

دهید مژده به یاران که یار مى آید

امام زمان عج

( دلنوشته ای برای امام زمان عج ) قرار هستى ما … شعر از فاطمه راکعی دهید مژده به یاران که یار مى آید قرار گیتى چشم انتظار مى آید کلید صبح به دست و سرود عشق به لب ز انتهاى شب آن شهسوار مى آید ز تنگناى خیالم گذشته …

بیشتر بخوانید »

(دلنوشته) نشسته در دو چشم تو، نگاه بی قرار من

سروده ای زیبا برای امام زمان عج شعر از اکبر حمیدی (شائق) نشسته در دو چشم تو نگاه بی قرار من تو ای ستاره ی سحربیا، بمان کنار من دراین دیار غم فزا که جان به لب رسیده است تو ای گره گشا بیا ، گره گشا زکار من همین …

بیشتر بخوانید »

(دلنوشته) بیا برگرد فهمیدم که از رفتن چه می‌ماند

صاحب-الزمان

( دلنوشته زیبا برای امام زمان عج ) باران را برای خاک معنا کن … شعر از امیر رزق آبادی بیا برگرد فهمیدم که از رفتن چه می‌ماند بدون تو در این وحشت مگر از من چه می‌ماند شبی برگرد، باران را برای خاک معنا کن قدم بگذار بر چشمم، …

بیشتر بخوانید »

(دلنوشته) بغضی گلوی زخمی ما را گرفته است

امام زمان

اشعار زیبا برای امام زمان عج دلنوشته ای از معصومه قلی پور حسرت نگاه پنجره‌ها را گرفته است بغضی گلوی زخمی ما را گرفته است کی این سفر به آخر خود می‌رسد، ببین دستم چگونه، دست دعا را گرفته است در انتظار آمدنت، لحظه می‌کشیم یک عمر انتظار کجا را …

بیشتر بخوانید »

این قصه مال توست بیا مهربانترین!

عکس-نوشته-امام-زمان

( دلنوشته ای برای امام زمان  عج ) این قصه مال توست بیا مهربانترین! … محمد سعید میرزایی تقویم ، شرمسار هزاران نیامدن یک بار آمدن وَ پس از آن نیامدن این قصه مال توست بیا مهربانترین! کاری بکن چقدر به میدان نیامدن؟ این خانه ی پر از گلِ پژمرده …

بیشتر بخوانید »