اس ام اس دلتنگی
اس ام اس دلتنگی

اس ام اس دلتنگی و بی قراری

اس ام اس دلتنگی و بی قراری؛

هیچ دلی بی بهانه نمی تپد

نمیدانم بهانه ها دلگیرند یا دل ها بهانه گیر

وقتی تو نیستی

شادی کلام نامفهومی ست

و دوستت می‌دارم رازی‌ ست

که در میان حنجره‌ ام دق می‌کند

و من چگونه بی‌ تو نگیرد دلم ؟

اینجا که ساعت ، آیینه و هوا به تو معتادند

زندگی ام بسته به تار مویت

آنقدر زندگی ام را پشت گوش نیانداز

امــروز هـم گـذشـت و نیامــدی

نا شکـر نیستـم

فــردا هم روز خـداست

می گن قسمت نیست حکمته

من معنی قسمت و حکمت رو نمی دونم

اما تو معنی طاقت رو می دونی

مگه نه ؟

نانوشته هایم بسیارند

مثل بی قراری هایـم

من سکــوتم را فریـاد می کشــم

آخر این آشوب درونم مــرا می کشد

چقدر کم توقع شده ام

نه آغوشت را می خواهم نه دیگر بودنت را

همین که بیایی و از کنارم رد شوی کافیست

مرا به آرامش می رساند حتی اصطحکاک سایه هایمان کافیست

در جمـع من و ایـن بغض بی قرار

جـــای تــــو خـــــالی

قــرارمـان فقـط  یـک مــانیــتور کـوچـک بـــود

امّــا اکنــون قلبـــم را ببـین

که بــا هــر آف شدنــت چــگونـه بـی قــرار آمــدنــت مـی شـــود

نشستم من دمی در خواب باتو

کـنــار چشـــــمـهء مـهتــاب باتو

مـگـر تـاب و تـوانـــم بـرده بـودی

که بــودم لحظـه ای بیـتــاب بی تو

بیا قدم بزنیم

من با تـــــــــو

تو با هر که دلت خواست

فقط بیــــــــــا قدم بزنیم

اصلا بیا و بگذار سایه ات باشم

سایه که آزار ندارد

دارد ؟

دیگر نمی نویسمت

هرکس به چشم هایم نگاه کند

تو را خواهد خواند

می نویسم از تو ای زیبای من

می سرایم از تو ای رویای من

ای نگاهت سبزتر از سبزه زار

می نویسم بی قرارم بی قرار

مرا زیر خاکستر جا گذاشتی …

آهـــــــای با توام

تـو یادت نـــرود

من به خاطرتــــــــو آتـــــــش گـــرفته ام

من به تو نگاه میکردم

و تو به ساعت

تو قرار داشتی و من بی قراری

به اندازه ی چشمان

کفتربازی که کفترش بر بام دیگری نشسته

بیقرارتم !

بیراهه هم برای خودش راهیست

وقتی من را به تو برساند

و حوصله چه زود بی طاقت می شود

در ادامه ی راهی که به تو ختم نمی شود

یه نفر یه جایی تنها روز و شب از تو میگه از تو میخونه

واسه تو می نویسه اما تو نیستی تو نمیشنوی

و نمیدونه چی میشه و همش ای کاش و ای کاش …

خسته شده خدایا …

فقط تو میتونی به دادش برسی

بیا و بمون کنارم واسه همیشه… نگو  نمیشه …

عهد کن یارم بمانی تا قیامت ، ای رها

اولین و آخرین عشقم بمانی ، با وفا

کلبه ای با هم بسازیم با ستونی استوار

گر کنارم تو نباشی بیقرارم ، بیقرار

بغض هایم را به آسمان سپرده ام

خدا به خیر کند باران امشب را

گفتم دل و جان بر سر کارت کردم هر چیز که داشتم نثارت کردم

گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی!

این من بودم که بی‌قرارت کردم

باران من ، روزی باریدی بر تن خسته من ، قلب من شد عاشق تو!

همیشه چشم به راهت مینشستم

این شده بود کار هر روز من که حتی قبل از آمدنت

در زیر باران بی قراری خیس میشدم

دیگر نمی توانم متن های طولانی را تا آخرش بخوانم

تقصیر خودت بود

آمدی ، رفتی و به هر چه کوتاه عادتم دادی

جای تو خالـــــیــسـت

خالی تر از سفره ی دل کودکی که تازه متولد شده است

دیگر به همه چیز شک کرده ام

می گویند : آب نطلبیده ، مُـــــراد است

هر چه بالا پایین می کنم  نمی فهمم

این چشمانم پس کـــِـــی مراد می گیرند ؟

جــآی خالیَت آنقــــَدر بُــــزُرگ شُـــده

که حَـتـی مــــی شَــــــوَد دَر آن زِندِگـــی کَرد

رفته اند !

نیستند

دلم ، صبر و قرارم ، دستانت ، نگاهت ، هوش از سرم

بیاورشان

درد داره

یکی می شه همه ی زندگیت

ولی هیچ جای زندگیت حضور نداره !

درد بزرگیه

برای کسی که متوجه نبودنت نیست

پرپر بشی

ولی وقتی بعد از یک روز در به دری و دلواپسی

بهش می گی نگرانت بودم دلم هزار راه رفت

تموم چیزی که می شنوی

یک مرسی خشک و خالیه

غــُــصـّه دار که ببینــــمت

نَـــفَس هَــــــــم به کامَــــــم تلــــخ می شود

شـایـد روزی بـیـایـد کـه حـال ِ مـن هـم خـوب شـود!

زمـیـن خـوب شـود

هـوا خـوب شـود

بـاران خـوب شـود

عـشـق خـوب شـود

و تـــــو خـوب ِ مـن شـوی

و مــــن خـوب شـوم

ساعت ها زیر دوش به کاشی های حموم خیره می شی

غذاتو سرد می خوری

صبونه رو شام ، ناهار و نصف شب

لباسات دیگه به تنت نمیاد

همه رو قیچی می زنی

ساعت ها به یه آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت اونو حفظ نمی شی

این قدر علامت سوالای تو فکرتو می شمری

تا آخرش رو بالش خیست خوابت ببره !

تنهایی از تو آدمی می سازه

که دیگه شبیه آدم نیست

می دونی چیه ؟

عجیب دلتنگم

واسه وقتایی که عجیب دلتنگم می شدی

آنقدر دلتنگتم که حتی

ابلیس بر وسعت این دلتنگی سجده می کند

لیوان چایی روی میز در انتظار یک بوسه است

نه تو می آیی و نه او گرم می ماند

چه گناهی دارد سماوری که داغ دیده است ؟

دلتنگی هایم را به رود اگر گویم می برد با خود

حراسم از دریا و مرگ ماهی هاست

این تو نیستی که مرا از یاد برده ای

این منم که به یادم اجازه نمی دهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند

صحبت از دلتنگی نیست …

صحبت از لیاقت است …

ای کاش احساسی به اسم دلتنگی وجود نداشت

که باعث بشه مزاحمت بشم

فلاسفه درباره ی عشق خیلی حرف ها زدند

اما منطق هیچ کدامشان به پای منطق تو نرسید

رفتی و گفتی : همینه که هست

هیچ وقت آرزوی افتادن چیزی را نداشته ام

حالا برای اولین بار می خواهم

لطفا بیفت ، ای زیباترین اتفاق زندگی من !

یاد تو پرچم صلحیست

میان شورش این همه فکر

بخند ای عشق ای امید فردا که من خندیدنت را دوست دارم

به باغ خاطرم هر روز و هر شب تو را تنهای تنها دوست دارم

منم چون ماهی افتاده در شن تو را مانند دریا دوست دارم

نگاهی کن به من ای عاشق دل تو را مانند رویا دوست دارم

تا تو رفتی همه گفتند که از دل برود هر آنکه از دیده رود

و به نا باوری و غصه ی من خندیدند

کاش می دانستی که در این عرصه ی دنیای بزرگ

چه غم آلوده جدایی هاییست

کاش می دانستی که از دل نرود هر آنکه از دیده رود

 (اس ام اس جدید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.