افسرده و غمگین

جملک هایی درباره مرگ

( اس ام اس غم و اندوه )

جملک هایی درباره مرگ

مرگ هم پایانِ تو نبود

وقتی فردای خاکسپاری‌اَت

به خانه برگشتی وُ با هم

یک دلِ سیرْ خندیدیم!

بارها گُریخته‌ای از مرگ

بی آن‌که بدانی بر سینه‌ات

چشم‌زخمِ بوسه‌های مرا د‌اشته‌ای!

ماشه را نچکان!

این شعرها

خودشان دارند مرا می‌کُشند

شلاق زدن ندارد

اسبی که در راه مانده.

یا ماشه را در دهان‌َش بِچِکان

یا کنارش بمان – بمیر!

 

از او نه باد خبری می‌آورد

نه عطری در هواست

نه ستاره‌ها پِچ‌پِچِه می‌کنند در گوش ماه

و نه خورشید دیگر زیبا می‌تابد.

یک‌باره بگویید مُرده است وُ

خلاص دیگر!

به مرگ هم نمی‌شود امید‌ بست

وقتی در تو

رسوب می‌کند

تنهایی!

رفتی

اما چه آرام، چه دیر

درست مثل مرگ

در اتاقِ گاز!

سفر از چشم‌های تو مَحال بود

که ممکن شد

مرگ که دیگر محال نیست!

نگران نباش

به قرار می‌رسم.

فقط، چند قدم مانده

تا مرگ!

تو مُرده‌ای، اما

مُردنَ‌ت اتفاقی نبود.

خدا

به ستوه آمده بود از تنهایی!

نگران نباش

به قرار می‌رسم.

فقط، چند قدم مانده

تا مرگ!

تو مُرده‌ای، اما

مُردنَ‌ت اتفاقی نبود.

مادربزرگْ – که خدا نور به قبرش ببارد – می‌گفت:

عاشق که باشی

هرگز نخواهی مُرد.

اما، خودش مُرد!

 چه پارادوکسِ بزرگی‌ستْ عشق!

( زمزار )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.