بایگانی/آرشیو برچسب ها : دلنوشته

(شعر) من چه دانستم که عشق این رنگ داشت

عشق

( شعر عاشقانه ) من چه دانستم که عشق این رنگ داشت … خاقانی من چه دانستم که عشق این رنگ داشت کز جهان با جان من آهنگ داشت دستهٔ گل بود کز دورم نمود چون بدیدم آتش اندر چنگ داشت عافیت را خانه همچون سیم رفت زآنکه دست عقل …

بیشتر بخوانید »

(شعر) ما را گدای حضرت زهرا(س) نوشته اند

عکس نوشته فاطمیه

( اشعار در مدح حضرت زهرا سلام الله علیها ) ما را گدای حضرت زهرا(س) نوشته اند … شعر از مهدی مظلومی ما را گدای حضرت زهرا نوشته اند اصلا برای حضرت زهرا نوشته اند میلی به پادشاهی عالم نمی کنیم وقتی گدای حضرت زهرا نوشته اند تقدیر و سرنوشت …

بیشتر بخوانید »

(شعر) درین سرای بی کسی، کسی به در نمی‌زند

عاشق

( اشعار عاشقانه ) درین سرای بی کسی، کسی به در نمی‌زند … هوشنگ ابتهاج درین سرای بی کسی، کسی به در نمی‌زند به دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمی‌زند یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی‌کُند کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی‌زند نشسته‌ام در انتظارِ این غبارِ …

بیشتر بخوانید »

من همین یک نفس از جرعه جانم باقی است (مشیری)

شعر غم

( شعر زیبا ) جام تهی … فریدون مشیری همه می‌پرسند: چیست در زمزمه مبهم آب؟ چیست در همهمه دلکش برگ؟ چیست در بازی آن ابر سپید روی این آبی آرام بلند که تو را می‌برد این گونه به ژرفای خیال چیست که در خلوت خاموش کبوترها؟ چیست در کوشش …

بیشتر بخوانید »

(دلنوشته) زینب ای آیینه زهرا نما

زینب

(شعر در مدح حضرت زینب کبری سلام الله علیها ) آیینه زهرا نما زینب ای آئینه زهرا نما زینت وجه علی مرتضی دلربائیت جهان را کرده مات زائر رویت دو چشم مصطفی چهره زهرائیت چون فاطمه چشمه نور جمال کبریا تا که نقاش ازل نقشت کشید بعد از آن عشق …

بیشتر بخوانید »

(شعر) شکست عهد من و گفت: هرچه بود گذشت !

شکست عهد من و گفت هرچه بود گذشت

( دلنوشته های زیبا و عاشقانه ) شکست عهد من … دکتر ایرج دهقان شکست عهد من و گفت: هرچه بود گذشت ! بگریه گفتمش: آری ، ولی چه زود گذشت ! بهار بود و تو بودیّ و عشق بود و امید بهار رفت و تو رفتیّ و هرچه بود …

بیشتر بخوانید »

(شعر) گشتیم بی شمار و ندیدیم عاقبت

دل و تنهایی

( اشعار زیبا از پروین اعتصامی ) (شعر) گشتیم بی شمار و ندیدیم عاقبت ای دل، بقا دوام و بقائی چنان نداشت ایام عمر، فرصت برق جهان نداشت روشن ضمیر آنکه ازین خوان گونه گون قسمت همای وار به جز استخوان نداشت سرمست پر گشود و سبکسار برپرید مرغی که …

بیشتر بخوانید »

(شعر) یار باز آمد و غـم رفـت و دل آرام گـرفت

( اشعار زیبا ) عاشقانه ای از رعـدی آذرخـشی یار باز آمد و غـم رفـت و دل آرام گـرفت بخـت خـندید و لـبم از لب او کام گـرفت آن سیه پـوش چو از پـرده ی شب رخ بـنمود جان من روشنی از تـیرگـی شام گـرفت تا نـهانخانه شب خـلوت عـشاق …

بیشتر بخوانید »

(شعر) صاحب مایی ولی ما با شما بیگانه ایم

مهدی بیا

( دلنوشته های مهدوی )  صاحب مایی ولی ما با شما بیگانه ایم … ( شعری برای امام زمان عج ) حال این دنیای ما رو به تباهی میرود روز روشن بی شما سوی سیاهی میرود صاحب مایی ولی ما با شما بیگانه ایم هر گرفتاری ز جهلش سوی راهی …

بیشتر بخوانید »

شعرهای دلنشین در وصف دوست

شعر دوست

( اشعار زیبا و کوتاه برای دوستانه ها و رفاقت ها ) شعرهای دلنشین درباره دوست به تیره بختی خود کس نه دیدم و نه شنیدم ز بخت تیره خدایا چه دیدم و چه کشیدم برای گفتن با دوست شکوه ها به دلم بود ولی دریغ که در روزگار دوست …

بیشتر بخوانید »