آرشیو برچسب ها:

بانگی از دور مرا میخواند (سهراب سپهری)

دور

( سروده های زیبا ) بانگی از دور مرا میخواند … (سهراب سپهری) دیرگاهی است در این تنهایی رنگ خاموشی در طرح لب است بانگی از دور مرا می خواند، لیک پاهایم در قیر شب است. رخنه ای نیست در این تاریکی در و دیوار به هم پیوسته سایه ای …

ادامه مطلب

اشعار و دلنوشته هایی برای حضرت معصومه (س)

حضرت معصومه

( سروده هایی در مدح فاطمه معصومه سلام الله علیها ) اشعار و دلنوشته هایی برای حضرت معصومه (س) کبوتر حرمت شد دل زمینگیرم کشید پای تو را آسمان به تقدیرم رواقهای تو را پر کشیده ام بانو… بجز حریم تو از هر چه آسمان سیرم توان دیدن خورشید کار …

ادامه مطلب

عاشقانه های دلنشین

عاشقانه و زیبا

( دلنوشته های پیامکی ) عاشقانه های دلنشین دلــــم جاده ای می خواهد که ببرد مـــرا و برنگرداند هــرگز… * * در  سراشیبی عمر نمی‌دانم چگونه خواهم رفت تنها می‌روم یا نه … الهی این بی سرو پا را دریاب تا جاده‌ی بندگی را بدون همراهی اهل بیت  نپیمایم الهى …

ادامه مطلب

یک نظر بر یار کردم ، یار نالیدن گرفت (شعر)

غم

( دلنوشته عاشقانه و زیبا ) یک نظر بر یار کردم ، یار نالیدن گرفت (شعر) یک نظر بر یار کردم ، یار نالیدن گرفت یک نظر بر ابر کردم ، ابر باریدن گرفت یک نظر بر باد کردم ، باد رقصیدن گرفت یک نظر بر کوه کردم ، کوه …

ادامه مطلب

سادگی مرا ببخش که خویش را تو خوانده ام (دلنوشته)

عاشقانه انتظار

( دلنوشته ها ) سادگی مرا ببخش … (اردلان سرفراز) سادگی مرا ببخش که خویش را تو خوانده ام برای برگشتن تو به انتظار مانده ام سادگی مرا ببخش که دلخوش از تو بوده ام تو را به انگشتر شعر مثل نگین نشانده ام به من نخند و گریه کن …

ادامه مطلب

هر که نخواهد، دهد دل به مسیحای عشق (الیار)

یا مولا علی

( دلنوشته ای برای امام علی سلام الله علیه ) حلقهٔ نیک اختری … الیار (جبار محمدی) دایــره ی عشـق مـن تا زتو محور گرفت خـاک دل از مهـر تـو صولت اختر گرفت شمــع وجـود مـن از فـوت قضا مرده بود از دم  عیسـائی ات بــار  دگــر درگرفت دار دلـم …

ادامه مطلب

بازگرد ای خاطرات کودکی (شعر زیبا )

بازگرد ای خاطرات کودکی

( دلنوشته ) بازگرد ای خاطرات کودکی … (شعر زیبا ) بازگرد ای خاطرات کودکی بر سوار اسبهای چوبکی خاطرات کودکی زیباترند یادگاران کهن والاترند درسهای سال اول ساده بود آب را بابا به سارا داده بود درس پند آموز روباه و خروس روبه مکار و دزد و چاپلوس روز …

ادامه مطلب

در هر چه دیده‌ام تو پدیدار بوده‌ای (اوحدی)

خدایی

( دلنوشته های عاشقانه ) در هر چه دیده‌ام تو پدیدار بوده‌ای … اوحدی در هر چه دیده‌ام تو پدیدار بوده‌ای ای کم نموده رخ، که چه بسیار بوده‌ای ما بارکرده رخت و طلب‌ کار روی تو وانگه نهفته خود تو درین بار بوده‌ای چون اول از تو خاست که …

ادامه مطلب