بایگانی/آرشیو برچسب ها : دلنوشته

زانو بغل نشسته دلم کنج خانه ات (نیلوفر شادمهری)

خدایی

(شعر زیبا و عارفانه درباره بندگی) بنده ام هنوز … نیلوفر شادمهری زانو بغل نشسته دلم کنج خانه ات حالا فقط خیال من است و بهانه ات با هر نفس تپید و گرفت از فراق تو قلب شکسته از دل خسته سراغ تو تا می رسد صدای ملائک ز بام …

بیشتر بخوانید »

دل نوشته های شهادت امام صادق (ع)

امام جعفر صادق

(متن ادبی)  دل نوشته های شهادت امام صادق (ع)  «داغ شیعه در غربت بقیع» … نقی یعقوبی غروب غریبت، در لابه‏ لای دقیه‏ های خاکی بقیع قد می‏کشد. مدینه، با التهاب به مدار پرواز کبوتران دست می ‏برد تا مردم، آیه‏ های زخمی نشناختنت را به دوش بکشند و عذر …

بیشتر بخوانید »

اشعار وداع با ماه رمضان، ماه مهمانی خدا

خداحافظ ماه خدا

( دلنوشته ها )  اشعار وداع با ماه رمضان، ماه مهمانی خدا وقت جدایی من و ماه صیام شد یعنی غروب طلعت این بار عام شد دارد بساط ماه خدا جمع می شود آه درون سینه ی ما مستدام شد توشه برای روز جزا برنداشتم! فرصت گذشت و خوشه ی …

بیشتر بخوانید »

اشعار و دلنوشته های شهادت حضرت علی (ع)

شهادت علی

( اشعار مذهبی ) اشعار و دلنوشته های شهادت حضرت علی (ع) شب قدر است و بابایی کنار دخترش باشد بود خرسند دختر زینکه بابا در برش یاشد کند سعی وتلاشی خوش به بابا بگذرد امشب به روی زانوی بابای خوب خود سرش باشد ببیند او دگرگونی احوال پدر امشب …

بیشتر بخوانید »

ما را غلام کوی حسن آفریده اند (دلنوشته)

یا حسن

( دلنوشته ای از میلاد یعقوبی ) شعر ولادت امام حسن مجتبی (سلام الله علیه) ما را غلام کوی حسن آفریده اند مبهوت و مات روی حسن آفریده اند ما را پیاله نوش شرابش رقم زدند مست از خم و سبوی حسن آفریده اند خورشید را به این همه نقش و …

بیشتر بخوانید »

نمی دانم چه می خواهم بگویم (هوشنگ ابتهاج)

غم

(اشعار زیبا) نمی دانم چه می خواهم بگویم … (هوشنگ ابتهاج) نمیدانم چه میخواهم بگویم زبانم در دهان باز بسته است در تنگ قفس باز است وافسوس که بال مرغ آوازم شکسته است نمیدانم چه میخواهم بگویم غمی در استخوانم می گدازد خیال ناشناسی آشنا رنگ گهی می سوزدم گه …

بیشتر بخوانید »

جوانی حسرتا با من وداع جاودانی کرد (شهریار)

اشک پیری

( اشعار زیبا ) وداع جوانی … ( شهریار) جوانی حسرتا با من وداع جاودانی کرد وداع جاودانی حسرتا با من جوانی کرد بهار زندگانی طی شد و کرد آفت ایام به من کاری که با سرو و سمن باد خزانی کرد قضای آسمانی بود مشتاقی و مهجوری چه تدبیری …

بیشتر بخوانید »

بازآ که دل هنوز به یاد تو دلبر است (دلنوشته ظهور)

شعر امام زمانی

( دلنوشته ای برای امام زمان عج ) بازآ که دل هنوز به یاد تو دلبر است … (مشفق کاشانی) بازآ که دل هنوز به یاد تو دلبر است جان از دریچه نظرم ، چشم بر در است بازآ دگر که سیه دیوار انتظار سوزنده ‌تر ز تابش خورشید محشر …

بیشتر بخوانید »

اشعار و سروده های ولادت حضرت علی اکبر (ع)

ولادت علی اکبر

( دلنوشته های مذهبی ) اشعار و سروده های ولادت حضرت علی اکبر (سلام الله علیه) ز مشرق دلمان آفتاب می‌آید به ربنای قنوتم جواب می‌آید گل محمدی بوتراب می‌آید خدا به خانه‌ی ارباب احمد آورده بیا حسین که لیلا محمد آورده * * ** * * رسیده تا که …

بیشتر بخوانید »