بایگانی/آرشیو برچسب ها : شعر

دلم چون غنچه خو کرده ست با سر در گریبانی … (بهادر یگانه)

عاشقونه زیر بارون

(شعر زیبا) دلم چون غنچه خو کرده ست با سر در گریبانی  … (بهادر یگانه) دلم چون غنچه خو کرده ست با سر در گریبانی ز بس تنها نشستم همچو گل های بیابانی دلم چون غنچه خو کرده ست با سر در گریبانی به بختِ تیره ی خود اشکِ غم …

بیشتر بخوانید »

دل نمی گنجــد ز شـوق رویش اندر خانه اش … (الیار)

عاشقانه - اشعار

(اشعار عاشقانه) محراب عشق … دل نمــی گنجــد زشــوق رویش اندر خانه اش تــرک جـانـم می کند اندر ره جـانـانـه اش تـا بـدیـدش کــوی او، حـوض شــراب نـاب را بر سر آن شد که ز آن می، پرکند پیمانه اش چــون چشیــد از آن مــی کـوثـر نشـان جام او چـون …

بیشتر بخوانید »

دردم نه همین است که بستند پرم را … (عاشق اصفهانی)

حقیقت گل ها

(دلنوشته ها) دردم نه همین است که بستند پرم را  … (عاشق اصفهانی) دردم نه همین است که بستند پرم را ترسم نرسانند به گلشن خبرم را از حسرت مرغی که جدا مانده ز گلشن آگه نشدم ، تا نشکستند پرم را گردی ست ز من باقی و ترسم که …

بیشتر بخوانید »

در گـذرگاه جهـان، اندر گـذارم روز و شب … (الیار)

روز ملی گل و گیاه (25 خرداد)

(سروده ای زیبا و عارفانه ) مجروح تیر ناوک … درگـذرگاه جهـان، اندر گـذارم روز و شب بـر در آن شـاه خوبان سـربدارم روز و شب دم به دم ساقی ز رویش شهد نابم می دهد با مـی او در خـرابـاتش خمــارم روز و شب من مـدام انــدر خرابـات رخ …

بیشتر بخوانید »

آوازي از پنجره ماه … (سیاوش کسرایی)

اشعار زیبا و عاشقانه

( اشعار زیبا و عاشقانه ) آوازي از پنجره ماه … (سیاوش کسرایی) آدم ای رفته از بهشت ای مانده در زمین عریان و پک و بکره و تفته مانده ام هانم برشو و ببین تا اوج قله هاش همه خواهش است و بس این سینه ها در آرزوی باروز …

بیشتر بخوانید »

اشعار زیبایی از محمد علی بهمنی

اشعار برگزیده استاد محمد علی بهمنی “تو…” پر می کشم از پنجره ی خواب تو تا تو هر شب من و دیدار در این پنجره با تو از خستگی روز همین خواب پر از راز کافی ست مرا، ای همه ی خواسته ها تو دیشب من و تو بسته ی …

بیشتر بخوانید »

صـدآفریــن به جـانـان، ما را نمود قـابل … (الیار)

عاشقانه-جدید-95

(دلنوشته و غزل زیبا) آتش شمایل … مـا را سرشــت جـانـان انـدر نقـابی از گِل جـامی در انـدرونـش، بنهـاد نـام آن دل او عـرضـه کــرد مـا را، والاتــرین امــانت عشقی چو گوهر اندر آن دل نمود منزل جام جهان نما شد ز این گوهرش دل آنگه صـدآفریــن به جـانـان، ما …

بیشتر بخوانید »

کي رفته اي ز دل که تمنا کنم تو را … (فروغی بسطامی)

عشق

( غزل زییا و عاشقانه ) کي رفته اي ز دل که تمنا کنم تو را … (فروغی بسطامی) کي رفته اي ز دل که تمنا کنم تو را کي بوده اي نهفته که پيدا کنم تو را غيبت نکرده اي که شوم طالب حضور پنهان نگشته اي که هويدا …

بیشتر بخوانید »

نمی گیرد کسی جز غم سراغ خانه ما را … (غلامرضا قدسی)

خانه روستایی زیبا

(شعر زیبا) نمی گیرد کسی جز غم سراغ خانه ما را … (غلامرضا قدسی مشهدی) خواب اجل … نمیگیرد کسی جز غم سراغ خانه ی ما را بزحمت جغد پیدا می کند ویرانه ی ما را از آن شادم که می آید غمش هرشب ببالینم چه سازم گرک غم هم …

بیشتر بخوانید »

تو را ميخواهم و دانم كه هرگز، به كام دل در آغوشت نگيرم … (فروغ فرخزاد)

فروغ فرخزاد

( شعر زیبا و دلنشین ) تو را ميخواهم و دانم كه هرگز، به كام دل در آغوشت نگيرم … (فروغ فرخزاد) تو را مي خواهم و دانم كه هرگز به كام دل در آغوشت نگيرم تويي آن آسمان صاف و روشن من اين كنج قفس مرغي اسيرم ز پشت …

بیشتر بخوانید »