بایگانی/آرشیو برچسب ها : شعر

تن من زندان است و منم زندانی …

زندان گناه

زندان گناه؛ شعری از علی اکبر رائفی پور ( آرما) تن من زندان است و منم زندانی مانده ام در دل ِ این کالبد نفسانی عشق در دام هوس روح حبس الابد بند قفس آدمی زندان است و من آن مانده به خواب تشنه جرعه ای از صافی ناب در …

بیشتر بخوانید »

اشعار کوتاه و زیــبای گــوتـــه

گوته

گلچین اشعار گوته؛ دیگر بر کاغذ ابریشمین اشعار موزون نمی نویسم و آنها را در قاب زرین نمی گیرم زیرا دیرگاهی است نغمه های جانسوز خویش را بر خاک بیابان می نویسم تا با دست باد به هر سو پراکنده شود ولی اگر باد خط مرا با خود ببرد روح …

بیشتر بخوانید »

یار با ما وعده دیدار دارد جمعه ها

ظهور

اشعار ظهور مهدی موعود؛ دل هوای روی ماه یار دارد جمعه ها دل هوای دیدن دلدار دارد جمعه ها صبح جمعه چشم در راهیم ما ای عاشقان یار با ما وعده دیدار دارد جمعه ها چشم های منتظر با اشک های عاشقی هر نگاهش حرف ها بسیار دارد جمعه ها …

بیشتر بخوانید »

اشعار کــوتاه و زیــبای انـــوری

انوری

گلچین اشعار انوری؛ تا دل مسکین من در کار توست آرزوی جـــــان مـــن دیــــدار توسـت جــان و دل در کـــار تــــــو کـــردم فـــدا کــــار مـن ایـــن بــود دیگـــر کــــار توست با تـــو نتـــوان کــــرد دســـــت انــدر کمــر هـــرچه خــواهی کـن که دولت یار توست دل تــــــرا  دادم  وگــــر  جـــان  بایـــدت …

بیشتر بخوانید »

زمین خندید و صحرا شد گل افروز

شعر بهار

بهار و نوروز در شعر فارسی؛ زمین خندید و صحرا شد گل افروز بهار آمد بهار عشق آموز بیابان را همه در برگرفته سرود گرم بارانهای نوروز (یدالله رویایی) * * نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی من …

بیشتر بخوانید »

بخوان دعای فرج را که یار برگردد

ظهور

شعر و دلنوشته ظهور؛ بخوان دعای فرج را که یار برگردد بخوان دعای فرج را که شب سحر گردد بخوان دعای فرج را اگر که می خواهی حدیث غیبت یار تو مختصر گردد بخوان دعای فرج را و از خدا بطلب وجود نازکش ایمن ز هر خطر گردد بخوان دعای …

بیشتر بخوانید »

اشعار زیبــــای نــادر نــادرپـــور

نادر نادرپور

اشعار نادر نادرپور؛ گر آخرین فریب تو ، ای زندگی ، نبود اینك هزار بار ، رها كرده بودمت زان پیشتر كه باز مرا سوی خود كِشی در پیش پای مرگ فدا كرده بودمت هر بار كز تو خواسته ام بر كنم امید آغوش گرم خویش برویم گشاده ای دانسته …

بیشتر بخوانید »

اشعاری زیبا از علیرضا قزوه

علیرضا قزوه

گلچین اشعار علیرضا قزوه؛ شب و روزم گذشت به هزار آرزو نه رسیدم به خویش ، نه رسیدم به او نه سلامم سلام ، نه قیامم قیام نه نمازم نماز، نه وضویم وضو دل اگر نشکند به چه ارزد نماز نه بریز اشک چشم، نه ببر آبرو نه به جانم …

بیشتر بخوانید »

اشعار زیبــای صفای اصفهانی

اشعاری زیبا

گلچین اشعار محمد حسین صفای اصفهانی؛ امشب سر آن دارم کز خانه برون تازم این خانه هستی را از بیخ براندازم تن خانه گور آمد ، جان جیفه گورستان زین جیفه بپرهیزم این خانه بپردازم دیوانه ام و داند ، دیوانه به خود خواند او سلسله جنباند من عربده آغازم… …

بیشتر بخوانید »

دردم مداوا میکنی مثل همیشه…

ظهور

شعر ظهور؛ دردم مداوا میکنی مثل همیشه عقده ز دل وا میکنی مثل همیشه آیینه زیبا می شود با یک نگاهت دل را تو شیدا میکنی مثل همیشه دروازه لطف و کرم را می گشائی وقتی که لب وا می کنی مثل همیشه از گوشه چشمت کرم می ریزد آقا …

بیشتر بخوانید »