بایگانی/آرشیو برچسب ها : شعر

هر که چون من از دیار و یار خود ماند جدا…(پارسا تویسرکانی)

یار و دیار

( ابیات عاشقانه و زیبا ) هر که چون من از دیار و یار خود ماند جدا…(پارسا تویسرکانی) هر که چون من از دیار و یار خود ماند جدا     خون خورد از دل جدا، از دیده افشاند جدا از جدائی های یاران وطن پژمرده ام     همچو برگی کز درخت خویشتن …

بیشتر بخوانید »

ستاره دیده فرو بست و آرمید، بیا … ( اشعار مهدوی )

امام مهدی سلام الله علیه

( اشعار و ابیات مهدوی ) شراب نور ستاره دیده فرو بست و آرمید، بیا شراب نور به رگهای شب دوید بیا ز بس به دامن شب اشک انتظارم ریخت گل سپیده شکفت و سحر دمید بیا شهاب یاد تو در آسمان خاطر من پیاپی از همه سو خطّ زر …

بیشتر بخوانید »

ای دل از آن ارغـوان ، جام شرابی ستان…(الیار)

حاکم گل‌ها

( شعر عاشقانه ) حاکم گل‌ها … ای دل از آن ارغـوان، جام شرابی ستان سلســله ای هم بر از، حلقه ی موی بتان سر به سجود آوری؛ جان لب جود آوری ار بچشی جرعه ای تا بشوی مست از آن بر گـــل او بلبـلــم؛ گــر چه اسیـر گِلم ورد …

بیشتر بخوانید »

اشعار و دلنوشته هایی برای شهدای غواص

شهدای غواص

اشعار و دلنوشته هایی برای شهدای غواص ( شعر درباره شهید گمنام ) آن طرف یک طناب پوسیده، طعنه می زد به دست بسته او این طرف تر نگاه یک شاعر، خوب یا بد! – به دست بسته او با وجودی که خوب می‌ داند، حال حیدر چگونه خواهد شد …

بیشتر بخوانید »

سروده ها و دلنوشته های شهادت امام جعفر صادق (ع)

امام جعفرالصادق ع

سروده ها و دلنوشته های شهادت امام جعفر صادق (ع) (اشعار زیبا) چنان پیچیده در نای زمان فریاد یا زهرا که داده خرمن هستی ما بر باد یا زهرا سرت بادا سلامت ای گل گلزار پیغمبر که بلبل از غم گل از نفس افتاد یا زهرا بهار ما مبدّل بر …

بیشتر بخوانید »

اشعار و ابیات شهادت امام صادق (ع)

صادق آل محمد سلام الله علیه (Copy) (Copy)

اشعار و ابیات شهادت امام صادق (ع) غزل برای مدینه به وزن ماتم شد ردیف شد غم قافیه داشتم غم شد دوباره دست امیری طناب را حس کرد و صادقانه بگویم علی مجسم شد دوباره شهر غزل بوی سوختن می داد شبیه حادثۀ کوچه! هم نشد، هم شد نشد- زمان …

بیشتر بخوانید »

ای شمع که با شعله دل، غرقه به اشکی…(شهریار)

شعر زیبا

( اشعار زیبا ) نقش حقایق…(شهریار) ای چشم خمارین که کشد سرمه خوابت وی جام بلورین که خورد باده نابت خواهم همه شب خلق به نالیدن شبگیر از خواب برآرم که نبینند به خوابت ای شمع که با شعله دل غرقه به اشکی یارب توچه آتش که بشویند به آبت …

بیشتر بخوانید »

خود حجاب خود در این پایاب عالم بوده ام…(الیار)

اشعار و دلنوشته ها

( اشعار زیبا و دلنشین ) آب توبه… خود حجاب خود در این پایاب عالم بوده ام با دلی گِل بسته اندر خانه ی غم سوده ام غافل از احـــوال خویش و بی خبر از رمز راه گوئیــا گـرد غباری در دل یــک توده ام نیشی ازتقدیر حقّ، خواب از …

بیشتر بخوانید »

ای سفر کرده، دلم بی‌تو بفرسود، بیا…(اوحدی مراغه ای)

عاشق چشم به راه

(غزلیات زیبا و عاشقانه) ای سفر کرده، دلم بی تو بفرسود، بیا … (اوحدی مراغه ای) ای سفر کرده، دلم بی‌تو بفرسود،بیا غمت از خاک درت بیشترم سود، بیا سود من جمله ز هجر تو زیان خواهد شد گر زیانست درین آمدن از سود، بیا مایهٔ راحت و آسایش دل …

بیشتر بخوانید »

این‌چنین بی‌رحم و سنگین‌دل که جانان من‌ست…(هلالی جغتایی)

سنگ دل

( ابیات زیبا ) این‌چنین بی‌رحم و سنگین‌دل که جانان من‌ست…(هلالی جغتایی) این‌چنین بی‌رحم و سنگین‌دل که جانان من‌ست کی دل او سوزد از داغی که بر جان من‌ست؟ ناصحا، بیهوده می‌گویی که دل بردار ازو من به فرمان دلم کی دل به فرمان من‌ست؟ در علاج درد من کوشش مفرما، …

بیشتر بخوانید »